صدیق مینایی – روزنامهنگار
کیومرث حبیبی برای تغییر به میدان آمد و با افتخار میدان را ترک کرد
حبیبی در میدان مبارزه تنها ماند و خبری از حمایت فلان نماینده مدعی ناسیونالیزم کوردی، فلان رسانه مدعی کوردایهتی و تشکلهای غیر دولتی نبود.
سالها بود که صاحبنظران مدیریت بر این باور بودند که اداره مملکت بر محور قاعده توسعهگرایی علمی و کارشناسی نیست بلکه بر اسب مراد رانتجویان سوار است، این منتقدان از سوی غارتگران با اتهامات گوناگون روبرو شدند.
برآورد وضعیت شاخصهای پیشرفت کشور با منابع مصرف شده و مقایسه وضعیت لاکچری برخی از افراد با گذشته فقیرانه آنها، ادعای منتقدان را ثابت کرده و دل هر دلسوزی را دلسرد میکند.
دادن پستهای مدیریتی به افراد بدون اهلیت علمی و صلاحیت اخلاقی و استناد به وابستگیهای نسبی، سببی و باندی در واگذاری مناصب، میدان توسعه و سنگر خدمت را به تصرف بدسوادان و فاسدانی درآورد که به علت نداشتن حس اخلاقی و تعلق میهنی هر کاری که بخواهند میکنند.
با اطمینان کامل میگویم که بحرانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور نتیجه دقیق بودن توطئههای اسرائیل، قدرت نظامی آمریکا، دیوانگی ترامپ و بیمعرفتی همپیمانان نیست بلکه ریشه در تصرف مجاری قدرت و مدیریت توسط مفسدینی دارد که از هر نوع نظارت و محاکمه معافاند.
اوایل صدارت اسماعیل زارعی کوشا در استانداری کردستان بود که برای اولین بار بعد از انقلاب بحث واگذاری پست به چهرهای آکادمیک مطرح شد و دکتر کیومرث حبیبی از چهرههای نامدار مهندسی عمران و شهرسازی ایران برای تصدی معاونت عمرانی استانداری مطرح شد که بعد از چند ماه درگیری استاندار با مخالفان در 6 تیرماه 1401 وارد دایره مدیریت استان شد.
جالبترین نکته مطرح شده توسط مخالفان این بود که حبیبی 50 سال دیر وارد جرگه مدیریت عمرانی شده زیرا سرطان برنامهریزی غیر کارشناسی تمام بدنه توسعه عمرانی استان را فراگرفته و باید تا ابد با همین روش غلط پیش رویم.
در این زمان بود که سربازان باندها و مخالفان اجارهای وارد میدان پیکار با این استاد مهندسی عمران ایران شده و وی را به تنگنظری و مانع تراشی متهم کردند که اتهامی وارد بود زیرا در برابر منافع غارتگران بسیار تنگنظرانه برخورد و تمام سوراخهای منافع آنها را برایسال مسدود کرد.
وی مدتی بعد متهم به تحریک اجاره نشینان و پیمانکاران به شورش بر علیه نظام شد، بعد از این به تلاش برای تعطیل کردن پروژههای عمرانی و اندکی بعد مهمترین نقطه ضعف وی را تعلق به دولت ابراهیم رئیسی دانستند، گویا نمیدانستند که عامل تمام بدبختیهای جامعه و عقب ماندگیها خودشان هستند.
فلسفه آمدن حبیبی، علمی کردن نظام مدیریت شهری، عمران روستائی و تعریف پروژههای زیرساختی برای برون رفت از غلبه نادانی و رانتجوئی بر توسعه عمرانی بود که در اجرا با مقاومتهای سنگین روبرو شد.
حبیبی در میدان مبارزه تنها ماند و خبری از حمایت فلان نماینده مدعی ناسیونالیزم کوردی، فلان رسانه مدعی کوردایهتی و تشکلهای غیر دولتی نبود.
سرعت گیری روند تامین زمین مسکن ملی و تعاونیهای مسکن و حرکت به سمت کاهش نقش سیاست در تعریف پروژههای شهری و زیرساختی از نقاط درخشان کارنامه حبیبی است اما درخشانترین را باید تسلیم نشدن در برابر فشارهای قدرتهای پنهان در کمیسیون ماده 5 دانست.
کمیسیون ماده 5 بیش از 40 سال حیاط خلوت غارتگران برای قانونی کردن غارت و فرار از دست قانون و رسانه بود اما حبیبی آبی سمی در این لانه ریخت و توانست صحت این ضرب المثل را به اثبات برساند که میگوید «دست خود را کوتاه کن تا زبانت دراز باشد».
مقاومتش در برابر صدور مجوز ساخت آپارتمان توسط... در توس نوذر، تغییر کاربری فضای سبز تپه قوپال، الحاق 29 هکتار زمین هفت آسیاب به شهر و بلندمرتبهسازی در حریم آبیدر افتخاراتی بود که تنها نصیب مدیران اندیشمند، دلسوز، بی باک و پاک خواهد شد.
استعفای دکتر حبیبی در زمان اوج گیری فشارها برای خودداری از الحاق و تغییر کاربری بخشی از زمینهای آبیدر در مدت مدیریتش، نشان از واقعیاتی دارد که ادامه آنها سرنوشت مملکت را چنان به باد میدهد که تصورش وحشتناک است، حال باید دید که متولیان امور، رسانههای غیر وابسته، مدعیان میهنپرستی و تشکلهای غیر دولتی برای پایان دادن به این روند چکار میکنند.
حال که حبیبی رفت خدا نگهدارش باد و ما هم آرزوی بازگشت وی را نداریم زیرا زجرهای دوران مدیریتش را دیدیم اما آروزی پایان دادن به نخبه آزاری، بیگانه بودن نظام حکمرانی با دانش و فرار برنامهریزان از استانداردهای جهانی را در دل داریم.
آدرس کوتاه خبر: