جمعه، 10 بهمن 1404
روژان پرس » اخبار » نابودی موریانه‌­های خیانت تنها راه نجات ایران

صدیق مینایی – روزنامه­‌نگار

نابودی موریانه‌­های خیانت تنها راه نجات ایران

0
کد خبر: 3100

نابودی موریانه‌­های خیانت تنها راه نجات ایران

ترجیح دادن وابستگی نسبی، تعلق سببی، دلبستگی به باندهای سیاسی، عضویت در برخی نهادها و بعضی امتیازات سمی غیر قابل بیان بر معیار­های عقلایی، تجربی و اخلاقی، سیستم اداری کشور به تصرف باندهای غارتگر در آورد.

ضعف ساختار عقلایی و اخلاقی نظام مدیریت ایران مهمترین چالش روند توسعه ایران است به طوری که مانند باتلاق منابع کشور را می‌­بلعد و تداوم این روند موجب ظهور فاجعه‌­های دائمی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد شد.

اولین پیامد این شرایط تشکیل باندهای غارتگری بود که برای اثبات خود نیازی به سواد، تجربه و سوابق اخلاقی نداشته و با ظاهرسازی مذهبی و تظاهر به انقلابی­گری خود را در بدنه قدرت و مدیریت جا زده و بساط خیانت را پهن کنند.

 اینها با ایجاد نهادهای خیریه و تاسیس شرکت­‌های پیمانکاری تمام منابع توسعه را در اختیار گرفته و همه توانائی‌­ها، نهادها و پشتوانه­‌های توسعه را در حاشیه روند اداره کشور قرار داده و با خیال راحت به دنبال اهدافشان رفتند، نتیجه این حضور هم چیزی جز ناامیدی و موج فزاینده بیکاری، تورم، گرانی، رکود، افسردگی، طلاق، تجرد، اعتیاد، خودکشی، فقر مطلق، فلاکت، مهاجرت، فحشا، دلالی، سرقت، احتکار و ناترازی انرژی نبود.

کشوری که دارای منابع بزرگ آب در شمال و غرب و دانش چند هزار ساله مدیریت بحران آب در جنوب، شرق و مرکز است امروزه ناموفق­‌ترین کشور در مدیریت خشک‌سالی بوده و تداوم تاثیرات منفی آن به سوی خلق فاجعه‌­های فرهنگی، اجتماعی، زیست­‌محیطی و سیاسی می­‌رود.

فرار نخبگان و نیروی کار ماهر به خارج پرهزینه­‌ترین پدیده کشور است زیرا نوابغی که با هزینه‌­های بالا تربیت شده‌­اند مجانی در اختیار سایر کشورها قرار می­‌گیرند، امروزه بخش بزرگی از متخصصان فنی، پزشکی، مهندسی و درمانی کشورهای اروپائی و آمریکا ایرانیانی هستند که هیچ علاقه‌­ای به رفتن نداشتند اما ناچار به ترک میهن شدند.

سقوط مستمر شاخص‌­های اقتصادی، گسترش نابسامانی­‌های اجتماعی و تضعیف مداوم هویت فرهنگی یکی دیگر از محصولات غلبه نادانی و فساد بر ساختار مدیریت کشور است و می­‌رود تا سرنوشت جامعه را به سمت نابودی ببرد؛ کار به جائی رسیده که کشورهای رقیب برای نابود کردن ایران نیازی به تحریم و حمله نظامی نداشته و این لشکر داخلی بدون هزینه و در سریع‌ترین زمان آنها را به اهدافشان می­‌رسانند.

ظهور اختلاس‌­های چند هزار میلیارد تومانی و پروژه‌­های زیرساختی جاده، فرودگاه، سد و راه آهن بدون پشتوانه کارشناسی سوغات دیگر این روند است که موجب هدررفت بخش بزرگی از منابع کشور شده و بخش بزرگی از آن غیرقابل جبران بوده و پول­‌های به دست آمده از این محل در خارج از ایران یا توسط فرزندانشان سرمایه­‌گذاری شده و یا صرف عیش و نوش فرزندانشان می­‌شود.

ترجیح دادن وابستگی نسبی، تعلق سببی، دلبستگی به باندهای سیاسی، عضویت در برخی نهادها و بعضی امتیازات سمی غیر قابل بیان بر معیار­های عقلایی، تجربی و اخلاقی، سیستم اداری کشور به تصرف باندهای غارتگر در آورد.

تنها را نجات ایران از دست فساد و نادانی تغییر ساختار اداری با هدف حذف نادان­‌های فاسد از بدنه کارشناسی، سپردان کار به نخبگان، حذف امتیازات ضد توسعه‌­ای در انتصاب مدیران و ایجاد ساختار آموزش مدیران فردا است که در ابتدا با مقاومت باندهای غارتگر روبرو می­‌شود اما با تشکیل کمیسیون گذار از «فساد و نادانی» و حمایت جامعه، تشکل­‌های مدنی و رسانه­‌های خارج از دایره نمک‌­پروردگان باندها، این مقاومت شکسته شده و مملکت از شر موریانه­‌های خیانت خلاص می­‌شود.

این وضعیت در استان‌­های دارای هویت خاص (که به غلط اقلیت­‌نشین نامیده می­‌شوند) از شدت بیشتری برخوردار و شاخص فلاکت بر زندگی آنها مسلط شده است.

منکر حضور مدیران باسواد و دلسوز در برخی از ادارات نیستیم اما نگاه به بدنه کارشناسی ادارات کردستان حکایت از فاجعه عقلایی دارد زیرا اکثر کارشناسان یا بی­‌سواد هستند و یا بدسواد و به علت داشتن پشتیبانان قدرتمند قدرت تاثیر کارشناسان نخبه را به حداقل رسانده‌­اند اما از این فاجعه‌­بارتر این است که امکان خذف و جابه جائی آنان ممکن نیست.

واقعیت نشان می­‌دهد که افراد قرار گرفته در راس مدیریت بیشتر ادارات هیچگونه اهلیت عقلایی و صلاحیت اخلاقی نداشته و کارکردشان به هدر دادن زمان، اتلاف منابع و حرام کردن بودجه خلاصه می­‌شود، بنابراین ضرورت دارد تا مدعیان دلسوزی، هسته مرکزی نظام قدرت را وادار به پالایش نظام اداری کرده و کشور و مردم را از شر این مدل مدیریتی نجات دهند.

از چند سال قبل وعده وارد کردن نخبگان به بدنه کارشناسی و تحول در روش انتخاب مدیران در رسانه‌­ها مطرح است که در ابتدا با استقبال افکار عمومی و فعالان اقتصادی و فرهنگی مواجه شد اما با گذشت زمان و مشاهده سوءاستفاده از این وعده، جامعه از اجرای آن ناامید شد.

باید نظام قدرت این واقعیت را قبول کند که غلبه فساد و نادانی در بدنه مدیریت کشور روند توسعه، مقبولیت حاکمیت و اعتبار سخن همه متولیان ارشد اداره کشور و نهادهای تحت تصرفشان را با چالش مواجه کرده و تداوم این روند موجب بروز بحران­‌های غیرقابل کنترل سیاسی خواهد شد.

 لانه­‌سازی فاسدها و نادان‌­ها در بخش بزرگی از بدنه اداری کردستان بلایی بر سر این استان آورده که هیچ واژه‌­ای جوابگوی حجم عقب­‌ماندگی و غارت این استان نیست.

کلید واژه ها:
صدیق مینایی

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید