ترجیح دادن وابستگی نسبی، تعلق سببی، دلبستگی به باندهای سیاسی، عضویت در برخی نهادها و بعضی امتیازات سمی غیر قابل بیان بر معیارهای عقلایی، تجربی و اخلاقی، سیستم اداری کشور به تصرف باندهای غارتگر در آورد.
ضعف ساختار عقلایی و اخلاقی نظام مدیریت ایران مهمترین چالش روند توسعه ایران است به طوری که مانند باتلاق منابع کشور را میبلعد و تداوم این روند موجب ظهور فاجعههای دائمی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد شد.
اولین پیامد این شرایط تشکیل باندهای غارتگری بود که برای اثبات خود نیازی به سواد، تجربه و سوابق اخلاقی نداشته و با ظاهرسازی مذهبی و تظاهر به انقلابیگری خود را در بدنه قدرت و مدیریت جا زده و بساط خیانت را پهن کنند.
اینها با ایجاد نهادهای خیریه و تاسیس شرکتهای پیمانکاری تمام منابع توسعه را در اختیار گرفته و همه توانائیها، نهادها و پشتوانههای توسعه را در حاشیه روند اداره کشور قرار داده و با خیال راحت به دنبال اهدافشان رفتند، نتیجه این حضور هم چیزی جز ناامیدی و موج فزاینده بیکاری، تورم، گرانی، رکود، افسردگی، طلاق، تجرد، اعتیاد، خودکشی، فقر مطلق، فلاکت، مهاجرت، فحشا، دلالی، سرقت، احتکار و ناترازی انرژی نبود.
کشوری که دارای منابع بزرگ آب در شمال و غرب و دانش چند هزار ساله مدیریت بحران آب در جنوب، شرق و مرکز است امروزه ناموفقترین کشور در مدیریت خشکسالی بوده و تداوم تاثیرات منفی آن به سوی خلق فاجعههای فرهنگی، اجتماعی، زیستمحیطی و سیاسی میرود.
فرار نخبگان و نیروی کار ماهر به خارج پرهزینهترین پدیده کشور است زیرا نوابغی که با هزینههای بالا تربیت شدهاند مجانی در اختیار سایر کشورها قرار میگیرند، امروزه بخش بزرگی از متخصصان فنی، پزشکی، مهندسی و درمانی کشورهای اروپائی و آمریکا ایرانیانی هستند که هیچ علاقهای به رفتن نداشتند اما ناچار به ترک میهن شدند.
سقوط مستمر شاخصهای اقتصادی، گسترش نابسامانیهای اجتماعی و تضعیف مداوم هویت فرهنگی یکی دیگر از محصولات غلبه نادانی و فساد بر ساختار مدیریت کشور است و میرود تا سرنوشت جامعه را به سمت نابودی ببرد؛ کار به جائی رسیده که کشورهای رقیب برای نابود کردن ایران نیازی به تحریم و حمله نظامی نداشته و این لشکر داخلی بدون هزینه و در سریعترین زمان آنها را به اهدافشان میرسانند.
ظهور اختلاسهای چند هزار میلیارد تومانی و پروژههای زیرساختی جاده، فرودگاه، سد و راه آهن بدون پشتوانه کارشناسی سوغات دیگر این روند است که موجب هدررفت بخش بزرگی از منابع کشور شده و بخش بزرگی از آن غیرقابل جبران بوده و پولهای به دست آمده از این محل در خارج از ایران یا توسط فرزندانشان سرمایهگذاری شده و یا صرف عیش و نوش فرزندانشان میشود.
ترجیح دادن وابستگی نسبی، تعلق سببی، دلبستگی به باندهای سیاسی، عضویت در برخی نهادها و بعضی امتیازات سمی غیر قابل بیان بر معیارهای عقلایی، تجربی و اخلاقی، سیستم اداری کشور به تصرف باندهای غارتگر در آورد.
تنها را نجات ایران از دست فساد و نادانی تغییر ساختار اداری با هدف حذف نادانهای فاسد از بدنه کارشناسی، سپردان کار به نخبگان، حذف امتیازات ضد توسعهای در انتصاب مدیران و ایجاد ساختار آموزش مدیران فردا است که در ابتدا با مقاومت باندهای غارتگر روبرو میشود اما با تشکیل کمیسیون گذار از «فساد و نادانی» و حمایت جامعه، تشکلهای مدنی و رسانههای خارج از دایره نمکپروردگان باندها، این مقاومت شکسته شده و مملکت از شر موریانههای خیانت خلاص میشود.
این وضعیت در استانهای دارای هویت خاص (که به غلط اقلیتنشین نامیده میشوند) از شدت بیشتری برخوردار و شاخص فلاکت بر زندگی آنها مسلط شده است.
منکر حضور مدیران باسواد و دلسوز در برخی از ادارات نیستیم اما نگاه به بدنه کارشناسی ادارات کردستان حکایت از فاجعه عقلایی دارد زیرا اکثر کارشناسان یا بیسواد هستند و یا بدسواد و به علت داشتن پشتیبانان قدرتمند قدرت تاثیر کارشناسان نخبه را به حداقل رساندهاند اما از این فاجعهبارتر این است که امکان خذف و جابه جائی آنان ممکن نیست.
واقعیت نشان میدهد که افراد قرار گرفته در راس مدیریت بیشتر ادارات هیچگونه اهلیت عقلایی و صلاحیت اخلاقی نداشته و کارکردشان به هدر دادن زمان، اتلاف منابع و حرام کردن بودجه خلاصه میشود، بنابراین ضرورت دارد تا مدعیان دلسوزی، هسته مرکزی نظام قدرت را وادار به پالایش نظام اداری کرده و کشور و مردم را از شر این مدل مدیریتی نجات دهند.
از چند سال قبل وعده وارد کردن نخبگان به بدنه کارشناسی و تحول در روش انتخاب مدیران در رسانهها مطرح است که در ابتدا با استقبال افکار عمومی و فعالان اقتصادی و فرهنگی مواجه شد اما با گذشت زمان و مشاهده سوءاستفاده از این وعده، جامعه از اجرای آن ناامید شد.
باید نظام قدرت این واقعیت را قبول کند که غلبه فساد و نادانی در بدنه مدیریت کشور روند توسعه، مقبولیت حاکمیت و اعتبار سخن همه متولیان ارشد اداره کشور و نهادهای تحت تصرفشان را با چالش مواجه کرده و تداوم این روند موجب بروز بحرانهای غیرقابل کنترل سیاسی خواهد شد.
لانهسازی فاسدها و نادانها در بخش بزرگی از بدنه اداری کردستان بلایی بر سر این استان آورده که هیچ واژهای جوابگوی حجم عقبماندگی و غارت این استان نیست.