در مناطق مرتفع زاگرس، شیب زمین، ویژگیهای خاک، وضعیت پوشش گیاهی و الگوی بارش، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری سیلاب و رواناب و شدت فرسایش خاک دارند. انتقال این مفاهیم زمانی مؤثر خواهد بود که با مثالهای واقعی و هر منطقه همراه شود.
قطعاً حفاظت از منابع طبیعی ، با اجرای طرحها و پروژههای مدیریتی و حفاظتی محقق نمیشود؛ بلکه به همراهی و مشارکت آگاهانه مردم و بهره برداران محلی وابسته است که زندگی و معیشت آنان با جنگلها، مراتع، خاک و منابع آب این سرزمین پیوند خورده است.
آموزش و ترویج نه یک فعالیت جانبی، بلکه یکی از ارکان اساسی مدیریت پایدار منابع طبیعی به شمار میرود. با این حال، اثربخشی برنامههای آموزشی زمانی افزایش مییابد که زمان، محتوا و شیوه اجرای آنها با شرایط واقعی زندگی و فعالیت جوامع محلی هماهنگ باشد.
بررسی روند اجرای برنامههای آموزشی در استانهای زاگرسی، از جمله کردستان، نشان میدهد که یکی از موضوعات قابل تأمل در برنامهریزی ترویجی، تناسب نداشتن زمان برگزاری برخی دورهها با تقویم فعالیت کشاورزان و بهرهبرداران محلی منابع طبیعی است. بخش قابل توجهی از این گروهها در فصل فعالیتهای زراعی و دامی، زمان زیادی را در مزارع، مراتع، ارتفاعات و مناطق ییلاقی سپری میکنند و حضور در کلاسهای آموزشی ممکن است با مسئولیتهای معیشتی آنان تداخل داشته باشد. بنابراین، کاهش حضور در برخی دورهها را نمیتوان بدون شناخت شرایط محلی، صرفاً به کمبود انگیزه یا مشارکت بهرهبرداران نسبت داد.
از این منظر، ماههای آبان تا اسفند، با توجه به کاهش نسبی فعالیتهای زراعی و و دامی در بسیاری از مناطق، میتوانند فرصت مناسبی برای توسعه برنامههای آموزشی و ترویجی باشند. البته این زمانبندی باید متناسب با شرایط اقلیمی، ارتفاع، وضعیت راههای دسترسی و الگوی فعالیت هر منطقه تنظیم شود. اصل اساسی آن است که تقویم آموزش منابع طبیعی بر مبنای تقویم واقعی زندگی و معیشت مردم طراحی شود، نه صرفاً بر اساس برنامههای اداری که در دستگاههای اجرایی و پشت میز و صندلی تنظیم شود.
یکی از الزامات برنامهریزی آموزشی در حوزه منابع طبیعی، شناخت گروههای هدف و تفکیک نیازهای آموزشی آنهاست. کشاورزان، دامداران، محافظان افتخاری، جنگلبانان، اعضای تشکلهای مردمنهاد و دانشآموزان، هرکدام جایگاه، مسئولیت و نوع ارتباط متفاوتی با منابع طبیعی دارند؛ ازاینرو، استفاده از محتوای یکسان و روش آموزشی مشابه برای همه این گروهها نمیتواند اثربخشی مطلوبی داشته باشد.
برای کشاورزان و دامداران، موضوعاتی مانند ظرفیت و توان اکولوژیک مرتع، مدیریت چرا، زمان مناسب ورود و خروج دام، حفاظت از پوشش گیاهی، جلوگیری از تخریب خاک، کنترل فرسایش و بهرهبرداری اصولی از اراضی باید در اولویت قرار گیرد. در مناطق مرتفع زاگرس، شیب زمین، ویژگیهای خاک، وضعیت پوشش گیاهی و الگوی بارش، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری سیلاب و رواناب و شدت فرسایش خاک دارند. انتقال این مفاهیم زمانی مؤثر خواهد بود که با مثالهای واقعی و هر منطقه همراه شود.
در مقابل، آموزش محافظان افتخاری، جنگلبانان و اعضای تشکلهای مردمی باید بیشتر بر شناسایی عوامل تهدیدکننده، پیشگیری از حریق، گزارشدهی بهموقع، رعایت اصول ایمنی و هماهنگی با نیروهای مسئول و مدیران بحرانهای مربوطه متمرکز باشد. برای دانشآموزان نیز آموزش ارزش جنگل، مرتع، خاک و منابع آب و تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی در قبال محیط طبیعی، میتواند زمینهساز شکلگیری فرهنگ حفاظت در نسل آینده باشد.
در مدیریت منابع طبیعی زاگرس، تجربه جوامع محلی از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهرهبردارانی که سالها در یک منطقه فعالیت کردهاند، تغییرات پوشش گیاهی، وضعیت چشمهها، منابع آب، شرایط مراتع و نقاط مستعد فرسایش را از نزدیک مشاهده کردهاند. این دانش بومی، در کنار یافتههای علمی و ارزیابیهای کارشناسی، ظرفیت ارزشمندی برای شناسایی مسائل و انتخاب راهکارهای حفاظتی فراهم میکند.
با این توضیحات، آموزش نباید صرفاً به انتقال یکطرفه اطلاعات از کارشناس به بهرهبردار محدود شود. مشارکت دادن مردم در شناسایی مشکلات، بررسی علل تخریب و انتخاب راهکارهای متناسب با شرایط بومی و محلی، موجب افزایش احساس مسئولیت و پذیرش اجتماعی برنامههای حفاظتی خواهد شد.
نشست دهم خردادماه با حضور ۱۵۰ نفر از فعالان حفاظت از منابع طبیعی، محافظان افتخاری، اعضای انجمنها و تشکلهای مردمنهاد و جنگلبانان استان کردستان، با حضور دکتر اکبری، مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت از منابع طبیعی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، نمونهای از ظرفیت گردهماییهای تخصصی برای تبادل تجربه و ارتقای آگاهی فعالان این حوزه بود.
* کارشناس آموزش، ترویج و مشارکت مردمی ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان
آدرس کوتاه خبر: