جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » پزشکی که زخم‌های مردم را رایگان می‌بست

پرده‌برداری از تندیس دکتر خسروی

پزشکی که زخم‌های مردم را رایگان می‌بست

0
کد خبر: 4080

پزشکی که زخم‌های مردم را رایگان می‌بست

ساعات کار مطب که تمام می‌شد، داروها را برمی‌داشت، وسایل پزشکی را آماده می‌کرد و راهی روستایی دور افتاده می‌شد.
سنندج- خبرنگار روژان: دکتر خسرو خسروی کردستانی، پزشکی است که نامش برای بسیاری از سنندجی‌ها با خوش‌رویی، دست‌ودلبازی و دستگیری از نیازمندان گره خورده است؛ با اینکه امروز دیگر پاهای خسته‌اش توان طبابت سال‌های جوانی را ندارد، اما انگار دلش هنوز در همان جاده‌های خاکی و پرپیچ‌وخم هورامان، ژاورود، کوسالان و شاهو جا مانده است؛ همان جاده‌هایی که روزگاری با لندرور شخصی‌اش می‌پیمود تا سلامتی را به جایی ببرد که شاید یک پزشک ماه‌ها و گاه سال‌ها پایش به آنجا نمی‌رسید.
آن روزها کار دکتر تمام نمی‌شد، ساعات کار مطب که تمام می‌شد، داروها را برمی‌داشت، وسایل پزشکی را آماده می‌کرد و راهی روستایی دور افتاده می‌شد. او می‌دانست برای یک خانواده روستایی، آمدن پزشک فقط یک ویزیت ساده نبود؛ گاهی تقویت روحیه و دادن امید بود.
می‌گویند بیماران را رایگان معاینه می‌کرد، دارو می‌داد و اگر لازم بود خودش بر بالین بیمار می‌رفت و‌چه زیبا او امروز دسمزدش را از همان مردم گرفت. 
البته آنچه نام این پزشک خوشنام را بر سر زبان‌ها انداخت تنها طبابت نبود، او در انجام بسیاری از امور خیریه و طرح‌های عام‌المنفعه پیشگام بود و از دوستداران طبیعت و حافظان محیط زیست.
به پاس این صفات و اعمال پسندیده، دوشنبه ۲۴ شهریور در زیارتگاه خضر زنده همه آمده بودند تا در مراسم پرده‌برداری از تندیس دکتر خسروی شرکت کنند.
در میان خاطره‌های سخنرانان، تصویری قدیمی نگاهها را به سوی خود جلب کرد؛ عکسی از ۶۱ سال پیش، از دکتر خسروی در روستای میانه، کنار کودکی که آن روز شاید نمی‌دانست روزی تصویر کودکی‌اش، بخشی از خاطره یک پزشک و یک روستا خواهد شد. سلام اسماعیل‌سرخ از کوه‌نوردان و نویسنده کتاب در مسیر زاگرس، این عکس را که از کاک منصور قاسمی میانه گرفته بود به دکتر هدیه کرد. آن کودک حالا خود از بزرگان و معتمدان میانه است و در همان مراسم، کنار پزشکی ایستاد که روزگاری برای درمان او و دیگر کودکان روستا راهی کوهستان شده بود.
دکتر خسروی، دیگر آن مرد جوانی نیست که لندرور را در شیب‌های تند کوهستان می‌راند و نیمه‌های شب برای درمان بیماری راهی روستا می‌شد، غبار پیری بر شانه‌هایش نشسته و توان جسمی‌اش کم شده است با این حال هنوز همان حکیم خوش‌روست که دل انسانها را به انسانیت گرم می‌کرد.
او که سال‌های جوانی‌اش را خرج سلامت دیگران کرد اینک به دعای همشهریانش دل خوش کرده است که بزرگترین سرمایه و توشه راهش در دنیا و آخرت است.
عکس‌ها: مسعود رخزاد





نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید