صادق یوسف نژاد- دکتری سلامت در حوادث و بلایا
سگهای بدون صاحب؛ معضلی چندبعدی، راهکاری علمی
حمایت از حیوانات زمانی معنا پیدا میکند که از طریق برنامههای علمی، جمعیت آنها کنترل و سلامتشان حفظ شود.
مرگ دلخراش کودک سهساله در پی حمله سگهای بدون صاحب در سنندج، صرفاً یک حادثه تلخ نیست؛ هشداری جدی است که نشان میدهد مدیریت این معضل سالهاست از مرحله هشدار عبور کرده و به یک تهدید سلامت عمومی و ایمنی شهروندان تبدیل شده است. اگرچه چنین رخدادهایی هر بار احساسات جامعه را جریحهدار میکند، اما تا زمانی که نگاه علمی جایگزین تصمیمهای مقطعی و واکنشهای احساسی نشود، احتمال تکرار این حوادث همچنان وجود خواهد داشت.
موضوع سگهای بدون صاحب، مسئلهای تکبعدی نیست که بتوان آن را صرفاً از منظر حمایت از حیوانات یا امنیت شهروندان بررسی کرد. این مسئله در نقطه تلاقی سلامت عمومی، محیط زیست، حقوق حیوانات، مدیریت شهری و مسئولیت اجتماعی قرار دارد و هرگونه نگاه افراطی یا تفریطی، راهحل را دشوارتر میکند. همانگونه که خشونت علیه حیوانات قابل پذیرش نیست، نادیده گرفتن حق مردم برای برخورداری از محیطی امن نیز قابل دفاع نیست.
یکی از مهمترین چالشهای سالهای اخیر، جایگزین شدن احساسات به جای مدیریت علمی بوده است. غذا دادن بیبرنامه به سگها در محلات، پارکها و حاشیه شهرها، بدون اجرای همزمان برنامههای عقیمسازی، واکسیناسیون و ساماندهی، عملاً به افزایش جمعیت این حیوانات و شکلگیری گلههای بزرگتر منجر شده است. حمایت از حیوانات زمانی معنا پیدا میکند که از طریق برنامههای علمی، جمعیت آنها کنترل و سلامتشان حفظ شود؛ نه اینکه با رهاسازی و تغذیه بیضابطه، هم خود حیوانات و هم شهروندان در معرض خطر قرار گیرند.
از منظر سلامت عمومی، حضور کنترلنشده سگهای بدون صاحب، تنها به خطر حمله محدود نمیشود. این حیوانات میتوانند در انتقال برخی بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان نقش داشته باشند و همچنین با پراکندگی زبالهها، آلودگی محیط و افزایش تماس انسان با عوامل بیماریزا، بر سلامت جامعه اثر بگذارند. در چنین شرایطی، کودکان، سالمندان و افرادی که توانایی دفاع از خود را ندارند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار میگیرند.
در کنار پیامدهای بهداشتی، آثار زیستمحیطی این پدیده نیز قابل تأمل است. افزایش غیرطبیعی جمعیت سگها میتواند تعادل اکولوژیک را بر هم بزند و با شکار پرندگان، آسیب به گونههای کوچک جانوری و رقابت با حیاتوحش بومی، تنوع زیستی را تهدید کند. بنابراین، مدیریت این مسئله تنها برای حفظ امنیت شهرها نیست، بلکه بخشی از حفاظت از اکوسیستم نیز محسوب میشود.
از سوی دیگر، حضور گلههای سگ در اطراف مدارس، مراکز درمانی، پارکها و معابر عمومی، احساس امنیت شهروندان را کاهش میدهد. امنیت روانی، یکی از مؤلفههای مهم سلامت اجتماعی است و جامعهای که کودکانش با ترس از حمله حیوانات در کوچه و خیابان تردد کنند، نمیتواند از کیفیت مطلوب زندگی شهری سخن بگوید.
اکنون زمان آن رسیده است که دستگاههای مسئول، از جمله شهرداریها، دهیاریها، دامپزشکی، دانشگاههای علوم پزشکی، سازمان حفاظت محیط زیست و سایر نهادهای مرتبط با تدوین یک برنامه جامع و هماهنگ، این معضل را مدیریت کنند. اجرای مستمر عقیمسازی، واکسیناسیون، شناسایی و جمعآوری هدفمند سگهای بدون صاحب، ایجاد مراکز نگهداری استاندارد، مدیریت صحیح پسماند شهری و آموزش عمومی درباره نحوه صحیح برخورد با حیوانات، از ارکان اصلی چنین برنامهای است. موفقیت در این زمینه نیازمند استمرار، تأمین منابع مالی و همکاری همه دستگاههای مسئول است، نه اقدامات مقطعی و نمایشی.
حادثه سنندج نباید تنها چند روز در صدر اخبار بماند و سپس به فراموشی سپرده شود. هر حادثه مشابه، هزینهای جبرانناپذیر برای یک خانواده و هشداری برای جامعه است. مدیریت علمی جمعیت سگهای بدون صاحب، نه به معنای مقابله با حیوانات، بلکه به معنای حمایت همزمان از حقوق حیوانات، سلامت عمومی، امنیت شهروندان و حفاظت از محیط زیست است.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی مبتنی بر علم، مسئولیتپذیری و همکاری میان نهادهای اجرایی نیاز دارد. حفظ جان انسانها و رعایت اصول انسانی در برخورد با حیوانات، دو هدف متضاد نیستند؛ بلکه تنها با مدیریت علمی و متوازن میتوان هر دو را محقق ساخت و از تکرار چنین تراژدیهای تلخی جلوگیری کرد.
آدرس کوتاه خبر: