زندگی دیر یا زود این حقیقت را به ما یاد میدهد که همهی کسانی که به حضورِ ما عادت دارند لزوماً قدرِ ما را نمیدانند.
مدتی است به این فکر میکنم که معرفت در دنیای ما چه معنای عجیبی پیدا کرده است گاهی آدمها را چنان در ذهنمان بزرگ میکنیم که از خودمان هم عزیزتر میشوند؛ برایشان جایگاه میسازیم، حرمت قائل میشویم، در ناراحتی و سختی کنارشان میایستیم بیآنکه انتظار بازگشتی داشته باشیم از جان و دل برایشان مایه میگذاریم.
انسان وقتی چیزی را از ته دل میدهد معمولاً دنبال حساب و کتاب نیست...کسی که از سرِ خلوص کنار دیگری میایستد معمولاً منتظر جبران نیست، محبتِ واقعی نه ترازوی سود و زیان میشناسد نه دفتر بدهکاری و طلبکاری اما این هم حقیقتی است که بیمهری را نمیشود به آسانی فراموش کرد دل انسان جایی برای ثبتِ بیمهریها هم دارد شاید چیزی نگوید و گلایه اش را بخورد حتی به روی خودش نیاورد اما نادیده گرفته شدن را میفهمد، دل از بیتوجهی زخمی میشود بهویژه وقتی آن مهر صادقانه بوده باشد.
رابطهها همیشه با همخون بودن ساخته نمیشوند گاهی یک غریبه بهخاطر معرفتش از هزار آشنا نزدیکتر است: آنچه آدمها را کنار هم نگه میدارد نه نسبت فامیلی است نه رفتوآمد؛ خیلی ها کنار هم هستند اما اندک در هم ریشه دارند؛ چرا که پیوندِ واقعی فهمیده شدن است...
اینگونه دلخوریها معمولاً بیصدا میآیند و عمیق میمانند نه از این رو که چرا کسی حرفی نزده بلکه چرا آنچه در دل بوده اصلاً دیده نشد،این بیاهمیت شدن وقتی از سوی کسانی باشد که روزی برایمان عزیزترین بودهاند طعم دیگری دارد... آنوقت است که آدم در میان همان جمع آشنا ناگهان احساس غربت میکند انگار درِ خانهای که همیشه گمان میکرده به رویش باز است بیصدا بسته شده باشد...
در چنین روابطی آدم کمکم از عزیز بودن به عادی بودن تنزل پیدا میکند، زندگی دیر یا زود این حقیقت را به ما یاد میدهد که همهی کسانی که به حضورِ ما عادت دارند لزوماً قدرِ ما را نمیدانند منتها کسی که در طوفانهای زندگیِ دیگری لنگرگاه بوده لزوماً پاداش نمیخواهد، اما طبیعی است که در روزهای آفتابی هم از یاد نرود...
اما خطر از همانجا آغاز میشود که انسانی را بت میکنیم؛ چون بتها دیر یا زود فرو میریزند،آدمها را باید دید، فهمید، دوست داشتن زیباست... اما بزرگ کردنِ بیش از اندازهی آدمها خطاست، حرمت گذاشتن هم زیباست اما فراموش کردنِ حرمتِ خود هم باز خطاست ،سکوت هم گاهی نوعی وقار است به قول صیدی شاعر بزرگ
بێ سوودن سهودای عهشقی نازداران
نازداران تا سهر وهفا نهداران
ئهر تۆ بکێشی سهد ساڵ جهفاشان
تا سهر چهنی کهس نیهن وهفاشا
آدرس کوتاه خبر: