جمعه، 8 خرداد 1405
روژان پرس » اخبار » طوطیِ سیاست!

وقتی تکرار، جای فکر را می‌گیرد

طوطیِ سیاست!

0
کد خبر: 3811

طوطیِ سیاست!

حالا دیگر هر کسی می‌تواند در چند ثانیه، یک جمله را هزار بار در هزار قالب و در هزار شبکه پیام‌رسان مسلسل‌وار منتشر کند و بعد انتظار داشته باشد که همان جمله، به جای پاسخ، نقش حقیقت را بازی کند.
ناصح کردتبار: در سیاست، بعضی‌ها با کتاب وارد می‌شوند، بعضی‌ها با برنامه و بعضی‌ها انگار با یک دکمه‌ی «پخش مجدد»! از حرف که بگذری، همان حرف را دوباره می‌شنوی؛ از شعار که رد شوی، همان شعار را با صدای بلندتر تحویلت می‌دهند. این‌جاست که استعاره‌ی «طوطی» از گوشه‌ی زبان عامیانه بیرون می‌آید، شانه صاف می‌کند و می‌گوید: بفرمایید، من همین‌جام.

طوطی در فرهنگ ما فقط پرنده‌ای خوش‌رنگ نیست؛ نماینده‌ی محترمِ تکرارِ بی‌حوصله، تقلیدِ بی‌تأمل، و بازگوییِ نصفه‌نیمه است. کسی که حرفی را می‌گیرد، کمی می‌جود، بعد همان را با چند پر و بالِ اضافه بیرون می‌ریزد؛ نه آن‌قدر تازه که بشود تحلیلش کرد، نه آن‌قدر دقیق که بشود باورش کرد. یک نسخه‌ی صوتی از «هرچه بادا باد».
حالا سیاست را نگاه کنید: در این عرصه، بعضی‌ها طوری حرف می‌زنند که انگار هدف اصلی‌شان روشن‌کردن مسئله نیست؛ بلکه پنهان‌کردنِ ندانستن با صدای بلند است. جمله‌ها کوتاه‌اند، تیزند و به‌طرز عجیبی استعداد دارند که هر روز در قالبی تازه، همان حرف دیروز را تکرار کنند. آدم حس می‌کند با یک ذهن روبه‌رو نیست، با یک دستگاه تکثیر مواجه است!

خوب که نگاه کنی، ماجرا از یک شوخی ساده شروع می‌شود و به یک فنّ ارتباطی می‌رسد: تکرار، تکرار، و باز هم تکرار. آن‌قدر که مخاطب از بس یک جمله را شنیده، کم‌کم خیال می‌کند اگر حرفی زیاد گفته شد، لابد چیزی هم هست. در واقع، بعضی‌ها روی این خط حساب باز می‌کنند که اگر محتوای عمیق نداری، هیچ اشکالی ندارد؛ فقط آن‌قدر بگو تا محتوا شبیه عمق به نظر برسد و این‌جاست که طوطی، بی‌آنکه خودش بداند، از یک پرنده‌ی خانگی تبدیل می‌شود به استعاره‌ای برای بخش‌هایی از سیاست. چون طوطی هم بلد است صدا را برگرداند، اما نه الزاماً معنا را. دقیقا مثل بعضی سخنرانی‌ها که اگر صدا را کم کنی، می‌بینی چیزی که مانده، بیشتر از جنس پژواک است تا اندیشه.
البته نباید بی‌انصافی کرد؛ همه‌ی تکرارها بد نیستند. گاهی سیاستمدار باید یک پیام را چند بار بگوید تا شنیده شود. اما فرق هست بین تکرار برای فهم و تکرار برای فرار. اولی معلمی است که یک نکته را جا می‌اندازد، دومی کسی است که با همان نکته از سؤال فرار می‌کند. اولی حافظه می‌سازد، دومی فقط سروصدا.

در عصر شبکه‌های اجتماعی، این خصلت به اوج رسیده است. حالا دیگر هر کسی می‌تواند در چند ثانیه، یک جمله را هزار بار در هزار قالب و در هزار شبکه پیام‌رسان مسلسل‌وار منتشر کند و بعد انتظار داشته باشد که همان جمله، به جای پاسخ، نقش حقیقت را بازی کند. سیاست هم کم‌کم شبیه پرنده‌فروشی شده؛ پر از صدا، پر از رنگ، و گاهی بی‌نهایت کم‌مغز.
در نهایت، استعاره‌ی «طوطی» چیزی بیش از یک تمسخر ساده است. یک جور هشدار است به زبانِ بی‌فکر، به تکرارِ بی‌حاصل، و به صداهایی که آن‌قدر بلند می‌شوند تا فرصت نکنیم ببینیم چقدر خالی‌اند. بعضی‌ها حرف می‌زنند تا فکر کنند؛ بعضی‌ها فکر می‌کنند تا حرف بزنند؛ و بعضی‌ها، راستش را بخواهی، فقط حرف را از جایی برداشته‌اند و دارند مثل ضبط‌صوتی با اعتماد به‌نفسِ کامل پخشش می‌کنند. به نظر شما این طوطی می‌تواند چه کسی باشد؟

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید