جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » غار «کونه شم‌شم» حافظ سکوت زاگرس و اسرار چند هزارساله

محقق و گردآورنده: دکتر بهزاد دافعی

غار «کونه شم‌شم» حافظ سکوت زاگرس و اسرار چند هزارساله

0
کد خبر: 3697

غار «کونه شم‌شم» حافظ سکوت زاگرس و اسرار چند هزارساله

پنج تا ده گونه خفاش که احتمالاً در غارهای زاگرس (از جمله کونه شم شم) یافت می‌شوند.
رشته‌کوه زاگرس یکی از مهم‌ترین کانون‌های استقرار انسان در دوران پیش از تاریخ ایران به‌شمار می‌آید. غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای این منطقه نقش اساسی در الگوهای زیستی، معیشتی و فرهنگی جوامع پارینه‌سنگی تا مس‌وسنگ ایفا کرده‌اند. غار کونه شم شم، واقع در شمال‌شرق شهرستان مریوان در استان کردستان، از جمله محوطه‌هایی است که شواهد فرهنگی قابل‌توجهی از دوره مس و سنگ (دوره دالمایی) از آن به‌دست آمده است. این مقاله با رویکرد توصیفی– تحلیلی و بر پایه بررسی‌های میدانی، گزارش‌های باستان‌شناسی و مطالعات تطبیقی، به معرفی موقعیت جغرافیایی، ویژگی‌های مورفولوژیک، یافته‌های فرهنگی و جایگاه غار کونه شم شم در الگوی استقرار انسانی زاگرس می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که این غار احتمالاً به‌عنوان پناهگاه فصلی و در ارتباط با نظام معیشتی دامداری کوچ‌نشین یا نیمه‌کوچ‌نشین مورد استفاده قرار گرفته است.
استان کردستان، به‌ویژه محدوده‌های کوهستانی پیرامون مریوان و چهل‌چشمه، بخشی از این پهنه فرهنگی–طبیعی زاگرس را تشکیل می‌دهد که علی‌رغم برخورداری از ظرفیت‌های بالای باستان‌شناسی، تاکنون کمتر به‌صورت نظام‌مند مورد مطالعه قرار گرفته است. غار کونه شم شم، واقع در شمال‌شرق شهرستان مریوان، از جمله محوطه‌هایی است که بررسی‌های مقدماتی آن شواهدی ارزشمند از حضور انسان در دوره مس و سنگ، به‌ویژه در چارچوب فرهنگ دالمایی، ارائه کرده است.
زاگرس مرکزی و شمالی از دیرباز یکی از مهم‌ترین مناطق مطالعاتی باستان‌شناسی ایران بوده است. شرایط اقلیمی متنوع، منابع آبی، مراتع گسترده و وجود غارها و پناهگاه‌های طبیعی سبب شده است که این منطقه از دوران پارینه‌سنگی جدید تا دوره‌های تاریخی پیوستگی استقراری قابل‌توجهی داشته باشد. پژوهش‌های انجام‌شده در استان‌های لرستان، کرمانشاه و کردستان نشان می‌دهد که غارها نقش مهمی در استقرارهای موقت، فصلی و گاه بلندمدت جوامع انسانی داشته‌اند.
در این میان، غار کونه شم شم به‌رغم شناخته‌شدن محدود، از نظر شواهد فرهنگی به‌ویژه در ارتباط با دوره مس و سنگ، دارای اهمیت پژوهشی است.
دهنه ورودی غار کونه شم شم

غار کونه شم‌شم
«کونه شم‌شم» یک نام محلی به زبان کُردی است و ترجمه و تفسیر آن به شکل زیر است:
ترجمه واژه‌به‌واژه
• کونه (Kone / Kune): سوراخ، حفره، لانه یا غار
• شم شم (Sham-Sham / Şem-Şem): خفاش
ترجمه کامل نام غار: غار خفاش‌ها یا غار لانه‌ی خفاش‌ها
توضیح فرهنگی- زبانی
در گویش‌های کردی منطقه مریوان، واژه «کونه» معمولاً برای مکان‌هایی به‌کار می‌رود که جانوران در آن پناه می‌گیرند (مانند لانه یا حفره طبیعی). تکرار واژه «شم شم» نیز در زبان کردی نقش تأکیدی دارد و نشان‌دهنده فراوانی یا اهمیت آن جانور در آن مکان است. بنابراین نام‌گذاری این غار به‌طور مستقیم به زیستگاه طبیعی و پرجمعیت خفاش‌ها در داخل غار اشاره دارد.
اطلاعات مستقیم و علمی درباره گونه‌ دقیق خفاش‌هایی که در غار کونه شم شم (کنه شم‌شم) زندگی می‌کنند در منابع رسمی منتشرشده وجود ندارد، اما پژوهش‌های زیست‌محیطی اخیر درباره جمعیت خفاش‌ها در غارهای استان کردستان به ما کمک می‌کند تا تصور علمی و معتبرتری درباره نوع خفاش‌های این غار ارائه کنیم:
تنوع خفاش‌ها در غارهای کردستان
تحقیقات تخصصی جدید نشان داده که در استان کردستان، در غارهایی مانند کونه شم‌شم جمعیت‌های قابل‌توجهی از خفاش‌ها وجود دارد و این غار در میان چهار غار اولویت‌دار برای حفاظت قرار گرفته است، که نشانه وجود تعداد زیاد خفاش‌ها و گونه‌های متعدد در آن است.
پنج تا ده گونه خفاش که احتمالاً در غارهای زاگرس (از جمله کونه شم شم) یافت می‌شوند
مطالعات پراکنده روی خفاش‌های غاری در زاگرس و کردستان نشان داده‌اند که گونه‌های زیر در عرصه استان به‌خصوص در غارها شناسایی شده‌اند و محتمل است در غار کونه شم شم هم وجود داشته باشند:
• خفاش دم موشی بزرگ (Myotis blythii)- یکی از پراکندۀ خفاش‌های غاری ایران Directory of Open Access Journals
• خفاش نعل‌اسبی بزرگ (Rhinolophus ferrumequinum) – گونه‌ای متداول در غارها Directory of Open Access Journals
• خفاش نعل‌اسبی اروپایی (Rhinolophus euryale) – حضورش در غارهای غرب ایران گزارش شده PMC
• خفاش دم‌موشی کوچک (Miniopterus pallidus)- دیده‌شده در غارهای زاگرس Directory of Open Access Journals
• خفاش دم‌موشی شاوبی (Myotis schaubi)-در ایران یافت می‌شود و غارها را ترجیح می‌دهد Wikipedia
جمعیت زیاد و اهمیت حفاظتی
در مطالعه‌ای که تنوع و اندازه جمعیت خفاش‌ها را در غارهای کردستان بررسی کرده، غار «کونه شم شم» با حدود ۱۲۰۰ خفاش در زمان شمارش، یکی از غارهایی با جمعیت قابل‌توجه خفاش شناخته شده است؛ این میزان جمعیت نشان می‌دهد که برخی از این گونه‌ها در این غار سکونت یا گذر پایدار دارند
در غار کونه شم شم، به‌دلیل شرایط میکروکلایماتیک و ساختار غار، خفاش‌ها نه‌تنها به‌صورت گذرا حضور دارند، بلکه کلونی زیستی پایداری را تشکیل داده‌اند. براساس گزارش‌های زیست‌شناسی غارهای استان، گونه‌های شایع خفاش در زاگرس شامل خفاش‌های دم‌موشی، نعل‌اسبی و دم‌موشی کوچک است که احتمالاً در این غار نیز یافت می‌شود. حضور حدود ۱۲۰۰ خفاش در این غار در زمان شمارش نشان می‌دهد که این محل یکی از مناطق مهم سکونت خفاش‌ها در کردستان است و حفاظت از آن باید اولویت جدی برنامه‌های محیط ‌زیستی و میراث فرهنگی قرار گیرد که متاسفانه این موجودات باخرافات و داده های اشتباه به مردم به طور خاص از میان رفته است و تعدادبسیار کمی از این گونه خفاش ها باقی مانده است وسکوت کامل مسئولین محیط زیست ومیراث فرهنگی استان در این امر کاملا مشهود است.
زمینه جغرافیایی و زمین‌شناسی غار
غار کونه شم‌شم در شمال‌شرقی شهرستان مریوان در استان کردستان، در نزدیکی روستای تراق‌تپه  واقع است.
روستای تراق‌تپه: تاریخ، موقعیت و اهمیت منطقه‌ای
تراق‌تپه  یک آبادی کوچک روستایی در شهرستان مریوان، استان کردستان، ایران است که در بخش سرشیو و دهستان سرشیو واقع شده است. این روستا در ارتفاع حدود ۲۰۰۹ متر از سطح دریا قرار دارد و جمعیت آن در سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۲۷۱ نفر در ۵۱ خانوار بود. ساکنان روستا عمدتاً متعلق به قوم کرد هستند و زبان و فرهنگ کردی جزو بافت اجتماعی این آبادی است) و منطقه کوه چهل‌چشمه قرار دارد. این غار در دل سنگ‌های آهکی زاگرس شکل گرفته است و در ارتفاع تقریبی ۲۲۳۰ متر از سطح دریا واقع است. ساختار ملکولار و رسوبی آهک باعث ایجاد دهلیزها و تالارهای غار شده که در مطالعه زمین‌شناسی دارای اهمیت است. دمای داخلی غار در تمامی فصول نسبتاً ثابت و خنک است و جریان هوای قوی از دهانه‌ها مشهود است، که این عوامل بر رفتار زیستی و فرهنگی ساکنان اثرگذار بوده‌اند.
غار کونه شم شم دارای یک ستون فقرات اصلی به طول تقریبی ۱۷۸ متر و وسعت کلی حدود ۴۵۵ متر است. عمق غار تقریباً صفر بوده و شیب کلی آن ملایم است. این غار دارای سه دهانه ورودی است که یکی از آن‌ها بر اثر ریزش مسدود شده است. دهانه اصلی با ارتفاع حدود ۲ متر، دسترسی آسان‌تری را فراهم می‌کند.
دمای داخل غار در طول سال نسبتاً ثابت و خنک است و به دلیل تعدد دهانه‌ها، جریان هوای قابل‌توجهی در آن برقرار می‌باشد. وجود دهلیزهای فرعی، تالار مرکزی و رسوبات متنوع (گل، آهک تجزیه‌شده و گچ) از دیگر ویژگی‌های مورفولوژیک این غار است. همچنین، بقایای استخوان‌های جانوری و انباشت کود خفاش در بخش‌هایی از غار مشاهده شده است
اقلیم و پوشش گیاهی منطقه
مریوان با بارش سالانه بیش از ۷۵۰ میلی‌متر و پوشش مرتعی گسترده یکی از مناظر طبیعی برجسته زاگرس است. مراتع اطراف غار کونه شم شم از نوع مراتع درجه یک ایران محسوب می‌شوند و با پوشش گیاهی متنوعی همراه‌اند که شرایط مناسبی برای چرای دام و زیست انسان‌های کوچ‌نشین فراهم کرده‌اند.
داده‌های باستان‌شناسی و فرهنگی
با وجود اهمیت باستان‌شناسی غار کونه شم شم، تا کنون هیچ عمل کاوش نظام‌مند و رسمی به‌معنای حفاری لایه‌ای- همچون کاوش‌های باستان‌شناسی استاندارد در غارهای بزرگ زاگرس- در این غار به ثبت نرسیده است. نخستین بررسی‌های علمی غار توسط کارشناسانی نظیر علی آذرشب و دکتر امیر ساعدموچشی انجام شد که از نظر علمی به جمع‌آوری داده‌های فرهنگی، توصیف زمین‌شناسی و تهیه نقشه غار منجر گردید و وجود بقایای سفالی دوره مس و سنگ (دالمایی) را تأیید کرد.
گزارش میدانی منتشرشده از این بررسی‌ها که در حدود سال‌های ۱۳۸۸–۲۰۰۹ میلادی تهیه شده است، به‌عنوان اولین سند قابل استناد از فعالیت‌های پژوهشی روی این غار شناخته می‌شود.
از نظر ثبت رسمی، تاکنون هیچ گواهی ثبت ملی تاریخی از سوی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای غار کونه شم شم منتشر نشده است. با این حال، این غار به‌دلیل حضور گونه‌های متعدد خفاش و اهمیت اکولوژیک، در سال ۱۳۹۸ به‌عنوان اثر طبیعی ملی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست ثبت شده است، که نشان می‌دهد اهمیت حفاظتی این مکان بیش از اهمیت باستان‌شناسی آن تا کنون مورد توجه قرار گرفته است.
یافته‌های کونه شم‌شم

یافته‌های سفالی
در بررسی‌های سطحی انجام‌شده در غار کونه شم شم، قطعات سفالی متعلق به دوره دالمایی (مس و سنگ)  یافت شده‌اند. ویژگی‌های این سفال‌ها شامل خمیره نسبتا خشن و فرم‌های ساده است که ارتباط آن‌ها را با گروه‌هایی که احتمالاً زندگی نیمه‌کوچ‌نشینی داشته‌اند تقویت می‌کند. چنین فرم‌های سفالی در دیگر غارها و پناهگاه‌های زاگرس نیز یافت شده‌اند و نشان‌دهنده تعامل‌های فرهنگی گسترده در دوران پیش‌ازتاریخ است. این سفال‌ها از نظر تکنولوژیکی و سبک قالب‌بندی، با کاوش‌های مشابه در مناطق دیگر زاگرس قابل‌مقایسه هستند، اما بررسی لایه‌های فرهنگی با تاریخ‌گذاری دقیق هنوز برای تعیین توالی زمانی مستقیم آن‌ها لازم است.
شواهد زیستی و بقایای جانوری
در بخش‌های مختلف داخلی غار بقایای اسکلت حیوانات مشاهده شده است. این بقایا می‌تواند نشانهٔ شکار، مصرف یا حتی حمل بقایای جانوری توسط انسان‌ها باشد، هرچند تفکیک فرآوری انسانی از فرآوری طبیعی نیازمند تحلیل دقیق استخوان‌شناسی است. وجود انبوه خاکِ خفاش نشان‌دهنده زیستگاه مهم خفاش‌ها در غار نیز هست که در مطالعات غارشناسی و بوم‌شناسی اهمیت دارد
غارها در فرهنگ پیش ‌از تاریخ زاگرس- مقایسه موردی- باستان‌شناسی غارهای زاگرس نشان داده است که این فضاها از پارینه‌سنگی میانی تا دوره‌های تاریخی در مقیاس‌های وسیع مورد استفاده قرار گرفته‌اند. برای مثال، برخی غارهای بلندمرتبه مانند غارهای جنوب کرمانشاه و لرستان، لایه‌های موستری و اشیای سنگی مرتبط با نئاندرتال‌ها را نشان داده‌اند.
در یک مطالعه اخیر نیز شواهد باستان‌شناسی از حضور انسان‌های اولیه در غارهای دیگر زاگرس، مانند Kenacheh Cave در استان کردستان، نشان‌دهنده استقرارهای بلندمدت انسان در این رشته‌کوه است. این داده‌های تطبیقی نشان می‌دهد که استفاده از غارها نه تنها در دوران مس و سنگ، بلکه در کل دوران پراکندگی انسان‌های پیش‌ازتاریخ در زاگرس نقش بسزایی داشته است.
یافته‌های غار کونه شم شم، به‌ویژه سفال‌های دوره دالمایی، نشانه استفاده انسانی از این مکان بوده و مرتبط با  الگوی معیشتی دامداری فصلی در دوره مس و سنگ است. این الگو در دیگر نقاط زاگرس هم دیده شده است، که بیانگر پویایی و گسترش فرهنگ‌های پیش‌ازتاریخ در این منطقه کوهستانی است.
همچنین، حضور خاکِ خفاش و بقایای جانوری در اعماق غار نمایانگر نقش غار به‌عنوان پناهگاه زیستی گسترده نیز هست؛ پناهگاهی که می‌توانسته هم برای انسان و هم برای گونه‌های جانوری نقش مهمی ایفا کند.
غار کونه شم شم نمونه‌ای آشکار از تعامل انسان با محیط زیست در زاگرس غربی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد:
1. وجود سفال‌های دوره دالمایی بیانگر استفاده از غار در نظام معیشتی مرتبط با دامداری و کوچ‌نشینی است.
2.داده‌های زیستی و محیطی نشان‌دهنده‌ی پایداری نسبی اقلیم و موقعیت مساعد برای فعالیت انسانی است.
3. مقایسه با سایر غارهای زاگرس نشان می‌دهد که این رشته‌کوه چارچوبی گسترده برای مطالعه‌ی استقرارهای انسان در دوره‌های مختلف فراهم می‌کند
پیشنهاد می‌شود کاوش علمی لایه‌ای با تاریخ‌گذاری مطلق انجام شود تا توالی فرهنگی و زمانی دقیقِ استفاده انسانی از این غار تعیین گردد.
بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که غار کونه شم شم دارای اهمیت قابل‌توجهی در مطالعات باستان‌شناسی زاگرس است. مهم‌ترین نتایج این پژوهش عبارت‌اند از:
1. شناسایی سفال‌های دوره دالمایی که بیانگر استفاده از غار در دوره مس و سنگ است.
2. همخوانی ویژگی‌های طبیعی غار با الگوی استقرارهای فصلی و دامداری کوچ‌نشین.
3. قرارگیری غار در چارچوب شبکه‌ای از محوطه‌های غاری زاگرس که نقش مهمی در بازسازی الگوهای زیستی انسان پیش از تاریخ دارند.
انجام کاوش‌های نظام‌مند و تاریخ‌گذاری مطلق می‌تواند به روشن‌تر شدن توالی زمانی و کارکرد دقیق این غار کمک شایانی کند.
غار کونه شم شم، با وجود ارزش‌های انکارناپذیر باستان‌شناسی، فرهنگی و طبیعی، نمونه‌ای آشکار از غفلت نهادی در مدیریت میراث فرهنگی در منطقه زاگرس است. فقدان هرگونه برنامه مشخص برای حفاظت، معرفی و بهره‌برداری مسئولانه از این محوطه، نشان می‌دهد که میراث فرهنگی این غار عملاً به حال خود رها شده و در مسیر فرسایش و نابودی تدریجی قرار گرفته است.
در شرایطی که حتی ابتدایی‌ترین اقدامات، از جمله ایجاد یک مسیر دسترسی ایمن و کنترل‌شده، نصب تابلوهای معرفی، و ثبت رسمی و فعال غار در شبکه گردشگری فرهنگی منطقه، می‌توانست ضمن حفظ محوطه، زمینه آشنایی عمومی و توسعه پایدار گردشگری را فراهم آورد، هیچ اقدام مؤثر و قابل‌ارزیابی در این راستا صورت نگرفته است. این کوتاهی، نه ناشی از فقدان ظرفیت طبیعی یا علمی، بلکه نتیجه مستقیم بی‌توجهی ساختاری و نبود اراده مدیریتی در نهادهای مسئول است.
ادامه این وضعیت باعث شده است که غار کونه شم‌شم تنها برای گروهی محدود از پژوهشگران، غارنوردان محلی و ساکنان بومی شناخته شده باشد؛ وضعیتی که نه نشانه حفاظت آگاهانه، بلکه حاصل حذف این محوطه از چرخه سیاست‌گذاری فرهنگی کشور است. چنین رویکردی، خطر نابودی خاموش شواهد فرهنگی را به‌مراتب افزایش می‌دهد؛ نابودی‌ای که بدون تخریب آشکار و بدون مداخله مستقیم انسانی رخ می‌دهد، اما پیامدهای آن برای تاریخ و هویت فرهنگی منطقه جبران‌ناپذیر خواهد بود.
بی‌تردید، مسئولیت حفاظت از غار کونه شم‌شم صرفاً متوجه طبیعت یا گذر زمان نیست، بلکه بیش از هر چیز متوجه نظام مدیریتی‌ای است که با انفعال، تعلل و فقدان برنامه‌ریزی علمی، زمینه فرسایش این میراث ارزشمند را فراهم کرده است. تداوم این بی‌مسئولیتی، به معنای پذیرش آگاهانه از دست رفتن بخشی از حافظه تاریخی زاگرس است؛ حافظه‌ای که نه‌تنها متعلق به یک منطقه یا نسل خاص، بلکه بخشی از میراث مشترک فرهنگی ایران به‌شمار می‌آید.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید