کردستان به جولانگاه سوداگران تاریخ تبدیل شده است
گزارش روژان از جنگ خاموش بر سر میراث هزار ساله
دستگاههای فلزیاب و گروههای سودجو، هر روز بخش تازهای از خاک کردستان را با خطر مواجه میکنند؛ گویی میراث چند هزارساله را با بیل و کلنگ در معرض نابودی میگذارند.
در دل هر وجب از خاک کردستان، لایههایی از تاریخ و هویت نهفته است؛ گنجینهای که نه تنها روایتگر زندگی و تمدن مردمان این سرزمین است، بلکه بخشی جداییناپذیر از حافظه فرهنگی ایران بهشمار میآید. با این حال، اخبار تکراری کشف دستگاههای فلزیاب، بازداشت حفاران غیرمجاز و خرید و فروش اشیای تاریخی، نشان میدهد میراثی که هزاران سال پایدار مانده، امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار گرفته است.
به نوشته روزنانه روژان، در تازهترین نمونه، در بیجار ۲ دستگاه فلزیاب غیرمجاز کشف و ۳ نفر دستگیر شدند. همزمان، در سنندج نیز عاملان خرید و فروش اشیای تاریخی با ۴۰۰ قلم عتیقه شامل گردنبند، سکه و سرنیزه بازداشت شدند؛ آثاری که کارشناسان قدمت آنها را از هزاره اول قبل از میلاد تا دوره اسلامی برآورد کردهاند. این دو رویداد تنها مشتی نمونه خروار است و در سایه آن، واقعیتی تلخ رخنمایی میکند: تجارت غیرقانونی عتیقه، حفاری قاچاق و تخریب تپههای باستانی، بخشی از میراث هزارانساله مردم کردستان را نشانه گرفته است.
کردستان؛ جغرافیای فشردهای از تمدنهای کهن
کردستان یکی از غنیترین حوزههای باستانشناسی ایران بهشمار میرود. از شمالشرق تا جنوبغرب این خطه، صدها تپه تاریخی، محوطه باستانی و آثار زیرخاکی قرار دارد که هر یک بخشی از پازل تمدن ایرانی ـمهدی از تمدنهای محلی تا امپراتوریهای بزرگـ را کامل میکنند.
سهگانه تاریخی تختسلیمان، تپه زیویه و غار کرفتو یکی از برجستهترین مثلثهای باستانشناسی ایران است؛ مثلثی که بهروشنی نشان میدهد کردستان نه حاشیه تمدن، بلکه بخشی از کانون شکلگیری فرهنگ و شهرنشینی در فلات ایران بوده است.
تختسلیمان با معبد آتش مقدس آذرگشنسب و بقایای باشکوه دوره ساسانی، از مهمترین مراکز دینی و حکومتی ایران باستان بوده و امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. این محوطه شواهدی از تداوم آیینها، قدرت سیاسی و مهندسی معماری را در خود دارد.
تپه زیویه، نگین باستانشناسی سقز، با گنجینه مشهور زیویه و آثار منسوب به ماناها، یکی از نقاط کلیدی شناخت هنر و فرهنگ زرتشتی-ایرانی پیش از ظهور مادهاست. آنچه از این تپه به دست آمده، بیانگر پیوندهای فرهنگی گسترده میان مناطق غربی ایران با بینالنهرین است.
غار کرفتو در دیواندره، از شگفتانگیزترین زیستگاههای انسان در دوران کهن است؛ معماری صخرهای حیرتآور، کتیبههای یونانی و لایههای متعدد سکونت انسانی، این غار را به یکی از مهمترین پناهگاههای فرهنگی کردستان تبدیل کرده است؛ جایی که انسان از دوران باستان تا دورههای متأخر در آن زیسته و رد پای خود را باقی گذاشته است.
در کنار این سه اثر شاخص، دهها تپه و محوطه تاریخی همچون تپه کلار، یائوزگه، قلعه بردهرش، محوطههای بانه و مریوان، و شمار زیادی تپه ناشناخته و کمکاوششده وجود دارد که هر یک ظرفیت آن را دارند که فصلی تازه در تاریخ باستان ایران بگشایند.
چرا آثار زیرخاکی کردستان مهماند؟ زیرا این آثار تنها چند شیء قدیمی نیستند؛ بلکه روایتگر سیر تکامل انسان، شکلگیری باورها، هنر، اقتصاد، کشاورزی، جنگ، مهاجرت و زندگی اجتماعی هستند. هر تکه سفال، هر سکه، هر ابزار سنگی و هر سازه معماری یک «سند تاریخی» است؛ سندی که به یاری آن، پژوهشگران میتوانند گذشته را بخوانند و هویت امروز را بهتر بشناسند.
کشف اشیای عتیقه توسط قاچاقچیان، هرچند در نگاه اول جذاب و هیجانانگیز بهنظر میرسد، اما در واقع ضربهای جبرانناپذیر به تاریخ است. زمانی که یک شئ از دل خاک بیرون کشیده و منفرد فروخته میشود، تمام بستر تاریخی، لایههای زمانی و ارتباط علمی آن از بین میرود. به همین دلیل است که باستانشناسان میگویند: «ارزش علمی یک شئ، از خود آن مهمتر است.»
چرا موج حفاریهای غیرمجاز افزایش یافته؟
فشار اقتصادی، بیکاری، رواج شایعات درباره وجود گنج، و سودهای کلان بازار سیاه عتیقه، زمینه را برای ورود افراد غیرمتخصص به حوزه میراث فرهنگی فراهم کرده است. دستگاههای فلزیاب و گروههای سودجو، هر روز بخش تازهای از خاک کردستان را با خطر مواجه میکنند؛ گویی میراث چند هزارساله را با بیل و کلنگ در معرض نابودی میگذارند.
افزایش کشفیات اخیر، نتیجه همین موج است. آنچه امروز در بیجار و سنندج دیده شد، در مریوان، سقز، بانه، قروه و کامیاران نیز بارها تکرار شده است.
ضرورت تغییر نگاه: میراث فرهنگی سرمایه است
تجربه جهانی نشان داده است که حفاظت از آثار باستانی نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری است. کشورهایی مانند ترکیه، یونان و مصر تنها با تکیه بر میراث فرهنگی خود، میلیونها گردشگر جذب میکنند و اقتصاد محلی را متحول میسازند.
کردستان نیز میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. وجود مسیرهای فرهنگی، موزههای محلی، تورهای علمی، فستیوالهای میراث فرهنگی و معرفی درست آثار تاریخی، میتواند هزاران فرصت شغلی ایجاد کند. اما این مسیر تنها زمانی امکانپذیر است که میراث فرهنگی دستنخورده و سالم بماند.
نقش مردم؛ مهمترین حلقه حفاظت
تجربه نشان داده که هیچ نهادی به اندازه مردم نمیتواند حافظ میراث فرهنگی باشد. گزارشهای مردمی به پلیس ۱۱۰، همکاری با یگان حفاظت میراث فرهنگی و حساسیت نسبت به حفاران ناشناس، مهمترین سپر دفاعی در برابر قاچاقچیان است. همانگونه که فرماندهان انتظامی استان تأکید کردهاند، بدون مشارکت مردم، امکان حفاظت از این حجم گسترده آثار وجود ندارد.
کردستان، سرزمینی است که هر وجب خاک آن کتابی نانوشته از تاریخ ایران است. حفاری غیرمجاز و قاچاق عتیقه، چیزی فراتر از یک جرم معمولی است؛ پاککردن حافظه یک ملت است. امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است نگاه ما به میراث فرهنگی تغییر کند: از اشیایی بیجان، به سرمایههایی زنده، گرانبها و هویتساز.
اگر این سرمایه را پاس بداریم، نسلهای بعدی نیز خواهند دانست که این سرزمین تنها جغرافیایی برای زیستن نبوده؛ بلکه مرکز تولد، شکوفایی و تداوم یکی از کهنترین تمدنهای جهان بوده است.
به نوشته روزنانه روژان، در تازهترین نمونه، در بیجار ۲ دستگاه فلزیاب غیرمجاز کشف و ۳ نفر دستگیر شدند. همزمان، در سنندج نیز عاملان خرید و فروش اشیای تاریخی با ۴۰۰ قلم عتیقه شامل گردنبند، سکه و سرنیزه بازداشت شدند؛ آثاری که کارشناسان قدمت آنها را از هزاره اول قبل از میلاد تا دوره اسلامی برآورد کردهاند. این دو رویداد تنها مشتی نمونه خروار است و در سایه آن، واقعیتی تلخ رخنمایی میکند: تجارت غیرقانونی عتیقه، حفاری قاچاق و تخریب تپههای باستانی، بخشی از میراث هزارانساله مردم کردستان را نشانه گرفته است.
کردستان؛ جغرافیای فشردهای از تمدنهای کهن
کردستان یکی از غنیترین حوزههای باستانشناسی ایران بهشمار میرود. از شمالشرق تا جنوبغرب این خطه، صدها تپه تاریخی، محوطه باستانی و آثار زیرخاکی قرار دارد که هر یک بخشی از پازل تمدن ایرانی ـمهدی از تمدنهای محلی تا امپراتوریهای بزرگـ را کامل میکنند.
سهگانه تاریخی تختسلیمان، تپه زیویه و غار کرفتو یکی از برجستهترین مثلثهای باستانشناسی ایران است؛ مثلثی که بهروشنی نشان میدهد کردستان نه حاشیه تمدن، بلکه بخشی از کانون شکلگیری فرهنگ و شهرنشینی در فلات ایران بوده است.
تختسلیمان با معبد آتش مقدس آذرگشنسب و بقایای باشکوه دوره ساسانی، از مهمترین مراکز دینی و حکومتی ایران باستان بوده و امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. این محوطه شواهدی از تداوم آیینها، قدرت سیاسی و مهندسی معماری را در خود دارد.
تپه زیویه، نگین باستانشناسی سقز، با گنجینه مشهور زیویه و آثار منسوب به ماناها، یکی از نقاط کلیدی شناخت هنر و فرهنگ زرتشتی-ایرانی پیش از ظهور مادهاست. آنچه از این تپه به دست آمده، بیانگر پیوندهای فرهنگی گسترده میان مناطق غربی ایران با بینالنهرین است.
غار کرفتو در دیواندره، از شگفتانگیزترین زیستگاههای انسان در دوران کهن است؛ معماری صخرهای حیرتآور، کتیبههای یونانی و لایههای متعدد سکونت انسانی، این غار را به یکی از مهمترین پناهگاههای فرهنگی کردستان تبدیل کرده است؛ جایی که انسان از دوران باستان تا دورههای متأخر در آن زیسته و رد پای خود را باقی گذاشته است.
در کنار این سه اثر شاخص، دهها تپه و محوطه تاریخی همچون تپه کلار، یائوزگه، قلعه بردهرش، محوطههای بانه و مریوان، و شمار زیادی تپه ناشناخته و کمکاوششده وجود دارد که هر یک ظرفیت آن را دارند که فصلی تازه در تاریخ باستان ایران بگشایند.
چرا آثار زیرخاکی کردستان مهماند؟ زیرا این آثار تنها چند شیء قدیمی نیستند؛ بلکه روایتگر سیر تکامل انسان، شکلگیری باورها، هنر، اقتصاد، کشاورزی، جنگ، مهاجرت و زندگی اجتماعی هستند. هر تکه سفال، هر سکه، هر ابزار سنگی و هر سازه معماری یک «سند تاریخی» است؛ سندی که به یاری آن، پژوهشگران میتوانند گذشته را بخوانند و هویت امروز را بهتر بشناسند.
کشف اشیای عتیقه توسط قاچاقچیان، هرچند در نگاه اول جذاب و هیجانانگیز بهنظر میرسد، اما در واقع ضربهای جبرانناپذیر به تاریخ است. زمانی که یک شئ از دل خاک بیرون کشیده و منفرد فروخته میشود، تمام بستر تاریخی، لایههای زمانی و ارتباط علمی آن از بین میرود. به همین دلیل است که باستانشناسان میگویند: «ارزش علمی یک شئ، از خود آن مهمتر است.»
چرا موج حفاریهای غیرمجاز افزایش یافته؟فشار اقتصادی، بیکاری، رواج شایعات درباره وجود گنج، و سودهای کلان بازار سیاه عتیقه، زمینه را برای ورود افراد غیرمتخصص به حوزه میراث فرهنگی فراهم کرده است. دستگاههای فلزیاب و گروههای سودجو، هر روز بخش تازهای از خاک کردستان را با خطر مواجه میکنند؛ گویی میراث چند هزارساله را با بیل و کلنگ در معرض نابودی میگذارند.
افزایش کشفیات اخیر، نتیجه همین موج است. آنچه امروز در بیجار و سنندج دیده شد، در مریوان، سقز، بانه، قروه و کامیاران نیز بارها تکرار شده است.
ضرورت تغییر نگاه: میراث فرهنگی سرمایه است
تجربه جهانی نشان داده است که حفاظت از آثار باستانی نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری است. کشورهایی مانند ترکیه، یونان و مصر تنها با تکیه بر میراث فرهنگی خود، میلیونها گردشگر جذب میکنند و اقتصاد محلی را متحول میسازند.
کردستان نیز میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. وجود مسیرهای فرهنگی، موزههای محلی، تورهای علمی، فستیوالهای میراث فرهنگی و معرفی درست آثار تاریخی، میتواند هزاران فرصت شغلی ایجاد کند. اما این مسیر تنها زمانی امکانپذیر است که میراث فرهنگی دستنخورده و سالم بماند.
نقش مردم؛ مهمترین حلقه حفاظت
تجربه نشان داده که هیچ نهادی به اندازه مردم نمیتواند حافظ میراث فرهنگی باشد. گزارشهای مردمی به پلیس ۱۱۰، همکاری با یگان حفاظت میراث فرهنگی و حساسیت نسبت به حفاران ناشناس، مهمترین سپر دفاعی در برابر قاچاقچیان است. همانگونه که فرماندهان انتظامی استان تأکید کردهاند، بدون مشارکت مردم، امکان حفاظت از این حجم گسترده آثار وجود ندارد.
کردستان، سرزمینی است که هر وجب خاک آن کتابی نانوشته از تاریخ ایران است. حفاری غیرمجاز و قاچاق عتیقه، چیزی فراتر از یک جرم معمولی است؛ پاککردن حافظه یک ملت است. امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است نگاه ما به میراث فرهنگی تغییر کند: از اشیایی بیجان، به سرمایههایی زنده، گرانبها و هویتساز.
اگر این سرمایه را پاس بداریم، نسلهای بعدی نیز خواهند دانست که این سرزمین تنها جغرافیایی برای زیستن نبوده؛ بلکه مرکز تولد، شکوفایی و تداوم یکی از کهنترین تمدنهای جهان بوده است.
آدرس کوتاه خبر: