محقق وگرداورنده: دکتر بهزاد دافعی
صدای تنبور در زاگرس؛ جشن خاونکار در آیین یارسان
یارسانیان، با تاریخ و فرهنگ خود، همچنان چراغی هستند برای همهی انسانها که به دنبال عدالت، آزادی و معنویت حقیقی میگردند؛ و این چراغ، هیچ ظلم و تاریکیای نمیتواند خاموش کند.
آیین یارسان، یکی از کهنترین نظامهای عرفانی ایرانیـکردی است که در بستر کوههای زاگرس و با محوریت راستی، یاری و وحدت وجود شکل گرفته است. جشن خاونکار، مهمترین آیین سالانهی این باور است که یادآور روزهی سهروزهی پیروان سلطان سهاک در غار مَرنُو و رهایی آنان از محاصره است.این پژوهش با رویکردی فلسفی و مردمشناختی، به تحلیل مفهوم خاونکار، نقش آن در حفظ هویت یارسانیان و پیوند آن با مقاومت قومی و دینی قوم کرد میپردازد. در کنار این، فاجعهی شیمیایی روستای زرده (۱۳۶۷) بهعنوان نقطهی اوج رنج و شهادت این قوم بررسی میشود. یافتهها نشان میدهند که جشن خاونکار نه تنها یک آیین مذهبی، بلکه بیانیهای فرهنگی برای بقا، ایمان و عدالت در برابر تاریخ تبعیض و فراموشی است.
در جهانِ پرآشوبی که انسان از ریشههای خود دور شده است، هنوز مردمانی در کوههای هورامان زندگی میکنند که نیایش را در موسیقی، راستی را در زندگی، و حقیقت را در وجود انسان میجویند. آنان پیروان آیین یارساناند آیینی که از دل عرفان ایرانی سر برآورد و در کوههای زاگرس، در آغوش تنبور و زبان هورامی، جان گرفت. در مرکز این باور، جشنی نهفته است که هر سال در ماه آبان برگزار میشود: جشن خاونکار.
خاونکار، در زبان هورامی، به معنای «صاحبکار» یا «صاحب جهان» است، اما در اندیشهی یارسانی، خاونکار نمادی از «نور درونی خداوند» در جان انسان است.
این جشن، روایتِ رهایی است هم از محاصرهی دشمن، هم از اسارتِ درون.
پیشینهی تاریخی و روایت آیینی
بر اساس سنت یارسان، در سدهی هشتم هجری، سلطان سهاک (سلطان اسحاق برزنجهای) و یارانش در غار مرنو سه شبانهروز در محاصره بودند.
آنان روزه گرفتند، نیایش کردند و سرانجام به لطف خاونکار، نجات یافتند.
از آن پس، این سه روز به عنوان روزهی «مرنو» و روز چهارم به عنوان جشن خاونکار گرامی داشته میشود.
در این روز، مردم یارسان سه روز پیشین را به سکوت و روزه میگذرانند. در روز چهارم، با طلوع آفتاب، آیین «جم» برگزار میشود دایرهای از مؤمنان که در آن، تنبور نواخته میشود و کلامهای مقدس به زبان هورامی خوانده میشوند.
غذاهای نذری مانند نان گرد، برنج، خروس قربانی و انار میان مردم پخش میشود؛ نمادهایی از بخشش، حیات و پیوند جمعی.
فلسفه و نمادشناسی جشن
در فلسفهی یارسان، جهان بر اساس وحدت وجود استوار است؛ خالق و مخلوق در یک دایرهی نورانی حضور دارند.
روزهی سهروزهی مرنو نمادی از تهی شدن از خود و بازگشت به ذات الهی است.
در این مرحله، انسان از سه پردهی دروغ، ترس و خودخواهی عبور میکند تا به خاونکار درون برسد.
روز جشن، روزِ وحدت است لحظهای که انسان درمییابد:
(خاونکار در آسمان نیست، در درونِ من است که میدرخشد)
زبان هورامی، زبان نیایش یارسانیان است؛ زبانی که واژههایش با موسیقی درهم آمیختهاند.
در هر کلام، واژهی «هو» تکرار میشود نام مطلق حقیقت در باور اهل حق تا یادآور شود که خدا بینام و بیچهره است، اما در هر ذره حضور دارد.
پیران و نگهبانان آیین
پیران یارسان، کلامخوانان و راهنمایان معنویاند.
آنان حافظان کتاب مقدس سرانجام و آموزگاران نسلی از مؤمناناند. از مشهورترین پیران و رهبران آیینی میتوان نام برد از:
• پیر بنیامین یار سلطان سهاک و نخستین کلامخوان مرنو
• پیر داوود آموزگار اصول یاری و راستی
• پیر مصطفی آتشبیگ احیاگر آیین جم در کرند و دالاهو
• پیر نادر رزاقی پژوهشگر معاصر و نگهبان سنتهای زبانی هورامی
• پیر خدرخان یاری بزرگ آیینی اورامانات و حافظ مراسم تنبور
در فلسفهی یارسان، پیر، صرفاً روحانی نیست؛ بلکه واسطهی آگاهی میان انسان و حقیقت است.
او با نوا، کلام و کردار خویش، «راستی» را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
فاجعهی شیمیایی زرده
روستای زرده، در دامنهی کوه دالاهو، از کانونهای معنوی یارسان است.
در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۶۷، این روستا هدف بمباران شیمیایی ارتش عراق قرار گرفت.
در یک لحظه، بیش از ۲۷۵ تن شهید و صدها نفر زخمی شدند.
یکی از بمبها به چشمهی آب روستا اصابت کرد و آب حیاتبخش به زهر مرگ بدل شد.
پیران سالخوردهای که در حال آمادهسازی آیین نیایش بودند، با چشمان اشکبار آخرین کلامشان را خواندند(هو، تویی پناه ما در میان دود و مرگ) از آن روز، زرده به نماد رنج و ایمان بدل شد.
بازماندگان هنوز در مراسم خاونکار، نام شهیدان را میخوانند و بر مزارشان تنبور مینوازند. این فاجعه، چهرهی دردناک تبعیض تاریخی را نیز آشکار کرد؛ زیرا یارسانیان در حالی قربانی شدند که در تاریخ رسمی کشور، اغلب نادیده گرفته شدند.
گزیدههایی از کلامهای آیینی (به زبان هورامی)
۱. هو، خاونکارِ گوور
هورامی: (هو، خاونکارِ گوور، دل مه پرهنور، مرو مه ز راستی، مرو مه ز هوور)
ترجمه: ای خاونکار بزرگ، دل مرا از نور پر کن، از راستی دورم مدار، از حقیقت جدا مکن.
۲. کهس نزانێ راز هو
هورامی: «کهس نزانێ راز هو، تا نچێت به دریا و کو.»
ترجمه: هیچکس راز «هو» را نمیفهمد، تا در دریا و کوه گم نشود.
۳. ئهو گهورهی دالاهو
هورامی: (ئهو گهورهی دالاهو، کهوتن سهر خاک، نازدارانی هوون، نهمرن له یاد.)
ترجمه: آن بزرگان دالاهو که بر خاک افتادند، دلدادگان هو بودند و هرگز از یاد نمیروند. این کلامها، که در جشن خاونکار زمزمه میشوند، حلقهی پیوندی میان نیایش، فلسفه و مقاومت تاریخیاند.
تحلیل فلسفی؛ راستی و یگانگی
فلسفهی یارسان بر چهار اصل استوار است: پاکی، راستی، نیستی، و یاری.
در این نظام، راستی بالاترین فضیلت است و انسان راستگو، خلیفهی خاونکار در زمین.
در جشن خاونکار، این مفاهیم در رفتار جمعی بازتاب مییابد: روزه، نیایش، تقسیم نذری و نواختن تنبور، همه نمودهایی از بازگشت به خویش و پیوند با جمع است.
از دیدگاه عرفانی، خاونکار لحظهی تجلی وحدت در کثرت است همانگونه که نور، در هر رنگ حضور دارد، خاونکار نیز در هر انسان حضور دارد.
جشن خاونکار، فراتر از یک آیین مذهبی، سندی فرهنگی و فلسفی از پایداری انسان در برابر ظلم است.
یارسانیان با این جشن، هویت خود را زنده نگاه میدارند، رنج را به معنا بدل میکنند، و با موسیقی و زبان هورامی، ایمان خود را در برابر فراموشی فریاد میزنند.
در تاریخ پر تبعیض این قوم، خاونکار نماد بیداری است؛ چراغی که از غار مرنو تا زرده، از دل خاک تا نور، همواره درخشیده است.
تا راستی زنده است، خاونکار زنده است
قوم یارسان (اهل حق) که بیشتر از میان کردها برخاستهاند، در چندین شهر و منطقه در ایران، عراق، ترکیه و بخشهایی از سوریه زندگی میکنند.
ایران- خاستگاه اصلی آیین یارسان
استان کرمانشاه/ بیشترین جمعیت یارسان در این استان زندگی میکنند و آن را «پایتخت آیین یاری» میدانند.
شهرها و مناطق مهم:
• صحنه- مرکز تاریخی یارسان و زادگاه بسیاری از پیران و تنبورنوازان.
• کرند غرب (گهواره)- محل زیارتگاههای مهم مانند «پردیور» و «دالاهو».
• دالاهو- کوه مقدس و جایگاه آیینی با روستای معروف زرده.
• هرسین، کرمانشاه، روانسر، جوانرود – دارای جمعیتهای یارسانی قابل توجه.
• نودشه و پاوه- مناطق کوهستانی با زبان هورامی و پیروان فعال آیین یاری.
استان کرمانشاه و ایلام
یارسانیان در بسیاری از مناطق مرزی ایلام ساکناند:
• شیروان-چرداول، ایوان، بدره و سرابله
در این نواحی، پیوندهای خویشاوندی میان یارسانهای ایران و کردستان عراق بسیار قوی است.
استان همدان
در همدان، تویسرکان و نهاوند، جمعیتهای قدیمی از یارسانیان زندگی میکنند. روستاهایی مانند «برزول» و «سرکان» پایگاههای شناختهشده آیین یاری هستند.
استان لرستان
در شهرهای نورآباد، الشتر، کوهدشت و بروجرد گروههایی از یارسانیان (با گویش لکی) زندگی میکنند. لرهای اهل حق از نظر زبانی و فرهنگی با کردهای یارسان پیوند تاریخی دارند.
عراق (کردستان عراق)
یارسانیان عراق بیشتر در نواحی خانقین، کرکوک، کلار، حلبچه و سلیمانیه ساکناند. در آنجا به آنان گاهی «کاکهئی» (Kakai) یا «یارسانی» میگویند. زبان آیینی آنان نیز هورامی و گورانی است، و زیارتگاههایی مشابه ایران دارند، مانند زیارتگاه بارانه در حلبچه.
ترکیه و سوریه
در مناطق مرزی ترکیه و سوریه، جمعیتهای کوچکی از کردهای یارسان وجود دارند، بهویژه در استان ماردین (ترکیه) و نواحی اطراف قامشلی (سوریه). اگرچه تعدادشان کم است، اما هنوز برخی از آیینهای یاری مانند «جم» و «تنبورنوازی» را حفظ کردهاند.
ایران: کرمانشاه، ایلام، لرستان، همدان هورامی، لکی، کردی مراکز آیین، تنبور و زیارتگاهها
عراق: خانقین، حلبچه، سلیمانیه گورانی، هورامی کاکهئیها، زیارتگاه بارانه
ترکیه: ماردین، حکاری کردی جمعیت کوچک، پیوند فرهنگی
سوریه: قامشلی، حسکه کردی پراکندگی کم، مهاجران یارسانی
با وجود پراکندگی جغرافیایی، پیروان یارسان همگی در آیین خود به یک اصل وفادارند و آن راستی، یاری، و شناخت خاونکار درون.
قوم یارسان (اهل حق) در طول تاریخ، شخصیتهای بزرگ و تأثیرگذاری در عرصههای دینی، عرفانی، فرهنگی، موسیقایی و ادبی داشته است؛ افرادی که هر یک بهنوعی نگهبانِ ایمان، راستی و هنر این قوم بودهاند.
شخصیتهای مقدس و بنیادگذاران آیین یارسان
۱. سلطان سهاک (سلطان اسحاق برزنجهای)
• دوره: قرن ۸ هجری (حدود قرن ۱۴ میلادی)
• زادگاه: برزنجه، نزدیکی سلیمانیه (کردستان عراق)
• نقش: بنیانگذار آیین یارسان در شکل امروزی.
• اهمیت: او آموزهی «راستی، یاری و هو» را بنیان نهاد و جمع یاران خاص خود را در غار مرنو (هورامان) گرد آورد.
• در باور یارسان: تجلی الهی در دورهی چهارم خلقت (دورهی سلطان سهاک).
۲. پیر بنیامین
• یکی از «هفت یار» اصلی سلطان سهاک.
• نگهبان نخستین «کلامها» و آموزگار آیین نیایش.
• در روایات، مظهر ایمان و راستی دانسته میشود.
۳. پیر داوود (داوود عاشق)
• از یاران نزدیک سلطان سهاک.
• نماد وفاداری و عشق به «هو».
• کلامهای بسیاری از او در سرانجام یاری نقل شده است.
۴. پیر مصطفی (آتشبیگ)
• از پیران بزرگ یارسان در دورههای بعد.
• نقش مهمی در تثبیت آیین جم و حفظ کلامهای شفاهی در کرند و دالاهو داشته است.
۵. شاه خوشین (خوشین بن منصور)
• از چهرههای پیشا-سلطانسهاکی؛ در واقع از عرفای قرون اولیهی اسلامی در کرمانشاه.
• در باور برخی شاخههای یارسان، یکی از تجلیات پیشین «خاونکار» است.
• مزار او در ناحیهی بیستون است و زیارتگاه مهم یارسانیان محسوب میشود.
پیران، رهبران و کلامخوانان بزرگ آیینی
پیر خدرخان یاری
• از رهبران بزرگ آیین در اورامانات.
• حافظ سنتهای آیینی و کلامهای قدیم.
• نقش پررنگی در آموزش زبان هورامی و موسیقی تنبور داشت.
پیر نادر رزاقی (کرمانشاهی)
• پژوهشگر معاصر آیین یاری.
• آثار مهمی در حفظ میراث زبانی و فرهنگی یارسان دارد.
• در آثارش بر فلسفهی «یگانگی وجود و راستی در عمل» تأکید دارد.
پیر طاهر الیاسی
• از پیران بزرگ ایل الیاسی، ناحیهی گوران.
• آثار و کلامهایی از او در کتابهای شفاهی و متون هورامی باقی مانده است.
بزرگان موسیقی و عرفان تنبور
۱. علیاکبر مرادی
• استاد برجستهی تنبور از صحنهی کرمانشاه.
• احیاگر موسیقی عرفانی یارسان در جهان معاصر.
• آثارش در کنسرتهای بینالمللی باعث معرفی آیین یارسان به جهان شد.
۲. حسینعلی مرادی (علیاکبر مرادی پدر)
• استاد پیشین تنبور و مرشد موسیقایی.
• از حاملان مستقیم سنتهای آیینی و نغمههای جم.
۳. سید خلیل عالینژاد (۱۳۴۱–۱۳۷۹)
• نابغهی موسیقی عرفانی و از صداهای ماندگار یارسان.
• اهل صحنهی کرمانشاه؛ دکترای موسیقی از دانشگاه سوربن.
• در آثارش همچون مستان سبز و راز نو، فلسفهی یاری را با زبان موسیقی بیان کرد.
• در پاریس به طرز مشکوکی درگذشت و اکنون مزارش زیارتگاه عاشقان تنبور است.
شخصیتهای فرهنگی و اندیشمندان معاصرکه درمورد اهل حق نوشتهاند:
دکتر جلال جلالیزاده- نویسنده و فعال فرهنگی کرد؛ در آثارش دربارهی آیین یارسان نوشته است.
خانم حمیرا یاری- شاعر و پژوهشگر معاصر اهل پاوه؛ اشعارش بازتاب درد و ایمان قوم یارسان است.
سید حامد یوسفیپور- نویسندهی کتاب راز هو، پژوهش در نمادشناسی آیین یارسان.
شهیدان و چهرههای مقاومت
شهدای روستای زرده (۱۳۶۷)
• بیش از ۲۷۵ شهید از مردم یارسان در بمباران شیمیایی دالاهو.
• از پیران و بزرگان آن روز، نامهای ماندگاری چون:
• پیر عبدالله نادری
• پیر فرجالله نادری
• پیر علیاکبر طهماسبی
• پیر احمد سهرابی
ایل بیگ جاف و خالو قربان هرسینی نیز از این قوم برخاستند (کتاب یاریسان)
یاد میشوند؛ آنان در هنگام نیایش، با دهان پر از دعا و چشمان پر از نور، جان دادند.
یارسانیان در طول تاریخ، با وجود تبعیض، نادیدهگرفتهشدن و رنجهای فراوان، با فلسفه، موسیقی، و ایمان به خاونکار زنده ماندهاند.
از سلطان سهاک تا خلیل عالینژاد، از پیران مرنو تا شهدای زرده، همه در یک پیام مشترکاند:
راستی راهِ خداست، و یاری وظیفهی انسان.
سید نصرالدین حیدری
سید نصرالدین حیدری به عنوان یکی از رهبران شناخته‑شده آیین یارسان (اهل حق) در منطقه کرمانشاه مطرح است.
فعالیتها و جایگاه
• او در پیامهای رسمی خود به مناسبت سال نو و مناسک آیینی، حضوری جدّی داشته است.
• یکی از وقایع ثبتشده: ورزشکاری کُرد به نام سامان الفتی مدال طلای مسابقات جهانی خود را تقدیم سید نصرالدین حیدری کرده است؛ این رخداد به عنوان نشانهای از جایگاه ایشان در میان یارسانیان ذکر شده است.
• او در مسائل مربوط به جامعه یارسان و مناسبات اجتماعی بین طوایف نیز ورود داشته است؛ مثلا در بیانیهای، طی نامهای از طوایف «قلخانی» و «کویک» خواسته است اختلافات خود را حل کنند.
• اگرچه او در منابع متعدد به عنوان «رهبر آیینی یارسان» ذکر شده است، اما ساختار مشخص و رسمی «پیر اعظم» یا «ریس حالِ» یارسان دارای شفافیت کامل نیست؛ بنابراین جایگاه دقیق ایشان از نظر سلسلهمراتب آیینی ممکن است با تفسیر متفاوت مواجه شود.
قوم یارسان، مردمانی که تاریخ را با مقاومت و ایمان خود نقاشی کردهاند، نمونهای زنده از پایداری، خرد و عشق به حقیقتاند. این قوم، با آیین هورامی و زبان کهن خود، پیوندی ناگسستنی با فلسفه «راستی و یاری» دارد؛ فلسفهای که نه تنها در دلهایشان خانه کرده، بلکه در شعر، موسیقی، و مبارزه آنها علیه ظلم و ستم نیز تجلی یافته است.
از پیران معنوی تا شاعران خردمند، از مبارزان تاریخساز تا شهدای شیمیایی زرده، همه گواهی هستند بر این که ایمان، فرهنگ و هویت نمیتوانند در برابر سختیها نابود شوند. زبان هورامی، کلامهای جم و شعور فلسفی یارسانیان، همچون شعلهای زنده، مسیر نور را در تاریکی تاریخ روشن نگاه داشته است.
امروز، با نگاه به گذشته پر رنج و افتخار این قوم، درمییابیم که هر قطره اشک، هر شعر و هر جانباخته، بخشی از آینه روشن حقیقت انسانیت است. یارسانیان به ما یادآوری میکنند که مقاومت و اخلاق، حکمت و همدلی، تنها میراثی است که میتواند جامعه را از گرداب تبعیض، ظلم و بیعدالتی نجات دهد.
و شاید در نهایت، درس بزرگ این قوم در یک جمله نهفته باشد:
((آنان که در راه حقیقت پایدارند، حتی اگر زمین و زمان آنان را آزمایش کنند، همچنان چون کوه استوار و چون نور جاودانه میدرخشند.))
یارسانیان، با تاریخ و فرهنگ خود، همچنان چراغی هستند برای همهی انسانها که به دنبال عدالت، آزادی و معنویت حقیقی میگردند؛ و این چراغ، هیچ ظلم و تاریکیای نمیتواند خاموش کند.
آدرس کوتاه خبر: