ایشان املاک کشاورزی پدرشان در روستای کروندان را با هدف توسعهی آموزش و خدمت به جامعه، به هنرستان کشاورزی اهدا کردند؛ اقدامی ارزشمند که ثمرهی آن در گسترش فضای آموزشی و فراهمآوردن زمینهی پرورش نسلهای آینده آشکار است.
بزرگمردانی چون دکتر خسرو خسروی کردستانی، از ستایش و تمجید بینیازند؛ چرا که کارنامهی پربار زندگیشان، خود گویاترین گواهِ بزرگی و نیکنامی آنان است. بااینهمه، ادای احترام به چنین انسانهایی، نه برای افزودن بر اعتبارشان، بلکه برای پاسداشت فضیلتهایی است که در روزگار ما بیش از هر زمان دیگری به یادآوری و ارجنهادن نیاز دارند.دکتر خسروی، با همهی خدمات ارزنده و کارنامهی درخشان خود در عرصهی پزشکی و خدمت به مردم، هرگاه با سپاس و قدردانی روبهرو میشوند، با فروتنی و بیپیرایگی همیشگی میگویند: «کاری بهجز ادای وظیفه انجام ندادهام.» و چه سخن پرمعنایی است این پاسخ کوتاه؛ گویی برای ایشان، خدمت به انسانها نه مایهی تفاخر، بلکه وظیفهای انسانی و تعهدی اخلاقی است که باید بیهیاهو و بیچشمداشت به انجام رساند.
دکتر خسرو خسروی در فروردینماه ۱۳۱۸ در شهر سنندج و در خانوادهای نسبتاً اعیانی دیده به جهان گشودند. تحصیلات مقدماتی خود را در سنندج و تهران به پایان رساندند و مدرک دکترای پزشکی عمومی را از دانشگاه تهران دریافت کردند. سپس برای ادامهی تحصیلات تخصصی راهی ایالات متحدهی آمریکا شدند و در سال ۱۳۵۴، موفق به اخذ بورد تخصصی پزشکی خانواده از دانشگاه ییل (Yale) در شهر نیوهیون ایالت کنتیکت نزدیک نیویورک شدند.پس از پایان تحصیلات، با وجود زندگی پر زرق و برق و مرفه آمریکا و دعوت حدود دوازده دانشگاه پزشکی آمریکا برای تدریس و نیز پیشنهادها و زمینههای مساعد برای ادامهی فعالیت علمی و حرفهای در آن کشور، راه بازگشت به میهن را در پیش گرفتند. دانشگاه تهران نیز خواهان همکاری ایشان در عرصهی تدریس و طبابت بود و امکان فعالیت در مراکز درمانی معتبر پایتخت برایشان فراهم بود؛ اما دکتر خسروی، بهجای برگزیدن مسیر آسودهتر و برخورداری از امکانات گستردهتر، تصمیم گرفتند به سنندج بازگردند؛ شهری که در آن روزگار با محرومیتهای فراوان و کمبود امکانات درمانی و زیرساختهای اولیه دستوپنجه نرم میکرد.
ایشان در خیابان ولیعهد سابق سنندج مطب خود را دایر کردند و فصل تازهای از زندگی حرفهایشان را در خدمت به مردم زادگاهشان آغاز نمودند. اما رسالت خود را به طبابت در مطب محدود نکردند. دلنگرانی برای سلامت مردم، بهویژه آنان که در دورافتادهترین و محرومترین مناطق زندگی میکردند، ایشان را به روستاهایی میکشاند که گاه از ابتداییترین امکانات، از آب و برق گرفته تا راه دسترسی مناسب، محروم بودند. با خود دارو میبردند، بیماران را رایگان معاینه و درمان میکردند و بیآنکه دشواری راه و خستگی سفر مانعی در برابرشان باشد، به یاری کسانی میشتافتند که دسترسی به پزشک برایشان آرزویی دور از دسترس بود.
مهربانی و شفقت دکتر خسروی با بیماران، همواره زبانزد خاص و عام بوده است. از بیماران بیبضاعت حق ویزیت دریافت نمیکردند و حتی در مواردی، هزینهی داروهای آنان را نیز شخصاً میپرداختند. اگر بیماری توان حضور در مطب را نداشت، با رضایت خاطر بر بالینش حاضر میشدند و آنچه را از دانش، تجربه و توان پزشکی خود در اختیار داشتند، برای درمان او به کار میگرفتند. برای ایشان، رنج بیمار مرز و طبقه نمیشناخت و تنگدستی، هرگز نمیتوانست مانعی بر سر راه برخورداری انسان از درمان و مراقبت پزشکی باشد.
در روزگاری که بیماریهای واگیردار و همهگیریهای گوناگون سلامت مردم را تهدید میکرد، ایشان از پیشگامان خدمترسانی به بیماران بودند. همچنین در بحرانهای اجتماعی، از جمله در دوران حضور آوارگان کرد و استقرار آنان در اردوگاههای محل اقامت، به یاری رنجدیدگان شتافتند و بدون دریافت دستمزد، به درمان آنان پرداختند. در نگاه او، رنج انسان، فارغ از موقعیت اجتماعی، شایستهی همدلی و یاری است و این، از والاترین جلوههای اخلاق پزشکی است.
پس از انقلاب، برای تسهیل دسترسی بیماران و فراهمآوردن شرایط مناسبتر برای مراجعهی آنان، مطب خود را به پاساژ معاذی سنندج منتقل کردند و در آن تا هنگام بازنشستگی، همچنان به طبابت و خدمت به مردم ادامه دادند. سالهای متمادی فعالیت حرفهای ایشان، تنها به درمان بیماریها محدود نماند؛ بلکه با اعتماد، دلسوزی و پیوندی عمیق با مردم همراه بود؛ پیوندی که حاصل آن، فراتر از رابطهی معمول پزشک و بیمار، نوعی اطمینان و ارادت متقابل است.
خدمات ماندگار دکتر خسروی به عرصهی پزشکی نیز محدود نمانده است. ایشان املاک کشاورزی پدرشان در روستای کروندان را با هدف توسعهی آموزش و خدمت به جامعه، به هنرستان کشاورزی اهدا کردند؛ اقدامی ارزشمند که ثمرهی آن در گسترش فضای آموزشی و فراهمآوردن زمینهی پرورش نسلهای آینده آشکار است.چنین بخششی، نشان میدهد که دغدغهی ایشان نهتنها سلامت انسانها، بلکه فراهمکردن زمینههای رشد، آگاهی و پیشرفت جامعه نیز بوده است.
در دههی هشتاد، با درک اهمیت روزافزون بیماری دیابت و ضرورت آموزش، پیشگیری و حمایت از مبتلایان، برای تأسیس انجمن دیابت سنندج اقدام کردند و با همراهی فعالان اجتماعی و مدنی، در شکلگیری و توسعهی فعالیتهای آن نقش مؤثری بر عهده گرفتند. این انجمن همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و در زمینهی آموزش، پیشگیری، آگاهیبخشی و کمک به بهبود روند درمان بیماران دیابتی گامهای ارزشمندی برداشته است. بدینسان، تلاشهای ایشان از درمان فردی بیماران فراتر رفته و به عرصهی پیشگیری و ارتقای سلامت عمومی جامعه نیز گسترش یافته است؛ میراثی که اثر آن میتواند در زندگی نسلهای آینده نیز باقی بماند.
کتابهای کانیشفا (دربارهی بیماریها و نحوهی مکانیسم آن در بدن) و دیابت در کردستان (درباره بیماری دیابت و نحوهی تعامل درمانگرانهی بیمار با آن) از آثار ارزشمند ایشان است.در کنار این مرد فرهیخته و نیکنام، شایسته است از همسر بزرگوارشان، سرکار خانم مهناز امیرزاده شیخالاسلامی، نیز با احترام و سپاس یاد کنیم؛ بانویی که در تمام این سالها یار و همراه دکتر خسروی بودهاند و با مهر، همراهی و حمایت بیدریغ خود، در مسیر خدمترسانی ایشان به مردم سهمی ارزشمند داشتهاند. بیتردید، در پسِ سالها تلاش مستمر و مسئولیتپذیری چنین انسانی، همراهی و همدلی همسری فداکار نیز جایگاهی انکارناپذیر دارد.
در سالهای اخیر، هنگامی که بیماری شدید، سلامت دکتر خسروی را به مخاطره انداخت، خانم شیخالاسلامی با عشق، صبوری و دلسوزی کمنظیر، پرستاری و مراقبت از ایشان را بر عهده گرفتند. این همراهی، جلوهای دیگر از وفاداری و مهر انسانی است؛ همانگونه که دکتر خسروی سالیان دراز در کنار بیماران و رنجدیدگان ایستادند، همسر ارجمندشان نیز در روزهای دشوار بیماری، با تمام وجود در کنار ایشان بودند. خداوند را سپاس میگوییم که با بهبود وضعیت سلامت دکتر خسروی، بار دیگر امید و آرامش به ایشان و خانوادهی محترمشان بازگشته است.
زندگی دکتر خسرو خسروی کردستانی، یادآور حقیقتی ساده اما فراموشنشدنی است: ارزش انسانها را نه جایگاههایی که میتوانند به دست آورند، بلکه انتخابهایی تعیین میکند که برای زندگی خود و دیگران انجام میدهند. ایشان میتوانستند در محیطی برخوردار از امکانات بیشتر، به مدارج علمی و حرفهای بالاتری دست یابند؛ اما بازگشت به زادگاه و خدمت به مردمی که به دانش و تخصصشان نیاز داشتند، راهی بود که خود برگزیدند. این انتخاب، در کنار سالها طبابت دلسوزانه، رسیدگی به محرومان، مشارکت در توسعهی آموزش و تلاش برای ارتقای سلامت عمومی، تصویری روشن از مسئولیتپذیری اجتماعی یک پزشک را پیش روی ما میگذارد.
از درگاه خداوند متعال، برای دکتر خسرو خسروی عزیز و همسر ارجمندشان، سرکار خانم مهناز امیرزاده شیخالاسلامی، تندرستی پایدار، آرامش، شادی و بهروزی روزافزون آرزو دارم و امیدوارم سالهای پیش رو برای ایشان سرشار از آسودگی خاطر و بهرهمندی از مهر و قدرشناسی مردمی باشد که خدماتشان را از یاد نخواهند برد.
دکتر خسروی عزیز، مردم قدر خدمات صادقانه و سالیان متمادی تلاش شما را میدانند. نیکنامی شما حاصل سالها خدمت بیمنت است؛ نامی که در حافظهی مردم سنندج و در یاد کسانی که به یاریتان درمان یافتهاند، به نیکی باقی خواهد ماند.
با نهایت احترام و سپاس، به پاس یک عمر خدمت به انسان و انسانیت.
جمال احمدی آیین- نویسنده و پژوهشگر
آدرس کوتاه خبر: