جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » در سایهُ سلطان

روایتی از عشق به ریشه‌ها و چهار نسل از یک خاندان

در سایهُ سلطان

0
کد خبر: 4111

در سایهُ سلطان

پدربزرگم همیشه با ذوق و علاقه از اصالت وگذشته و ریشه‌های خانواده‌مان صحبت می‌کرد، برای او گذشته چیزی دور و فراموش‌شده نبود بخشی زنده از هویت ما بود.
شاهین برزویی: بعضی از قصه‌ها را نمی‌توان فقط در کتاب‌ها و اسناد پیدا کرد، بعضی قصه‌ها در چهره یک پدربزرگ در خاطره‌ای که سال‌ها سینه‌ به‌ سینه نقل شده و در نامی که نسل‌ها با احترام بر زبان آورده‌اند و همچنین در علاقه‌ای که یک خانواده به ریشه‌های خود دارند می‌تواند زنده بماند.
من قصه‌ی در سایهُ سلطان را از همین‌جا آغاز می‌کنم از شخص پدربزرگم. پدربزرگم همیشه با ذوق و علاقه از اصالت وگذشته و ریشه‌های خانواده‌مان صحبت می‌کرد، برای او گذشته چیزی دور و فراموش‌شده نبود بخشی زنده از هویت ما بود و او با همان علاقه‌ای که همیشه به اصالت خود داشت این حس را در من هم به وجود آورد که آدمی هرقدر هم به آینده نگاه کند نباید ریشه‌هایش را فراموش کند. همین پرسش مرا به سمت جست‌وجوی ریشه‌های خانوادگی‌مان برد به سمت نام‌هایی که سال‌ها و نسل‌ها از آنها گذشته بود و در میان آنها نام «حسن سلطان هورامی» ششمین جد من جایگاه ویژه‌ای داشت؛ شخصیتی که در تاریخ ما از او به‌عنوان حاکم هورامان در دوران قاجار،حاکمی عادل و منصف در میان مردم یاد شده است.
شاید اگر آن علاقه و آن نگاه را در کودکی و نوجوانی از پدر بزرگم نمی‌دیدم امروز اینقدر درگیر گذشته و تاریخ نبودم و هیچ‌وقت این مسیر را شروع نمی‌کردم یک سال ایده‌پردازی، تحقیق، فیلم‌برداری و تلاش آن هم بدون هیچ کمک و حمایتی، مستندی بسازم، احساس می‌کنم این تنها راهی است که می‌توانستم بخشی از دینم را به پدربزرگم ادا کنم بعد از آن روزها و هفته‌ها برای تدارک و برگزاری مراسم رونمایی تلاش کردم و در کنار رونمایی از مستند، برنامه‌های فرهنگی و هنری اجرا شود. تهیه این مستند یک پروژه کاری نبود بخشی از زندگی شخصی من بود برای ثبت چیزی که به آن تعلق داشتم و احساس می‌کردم اگر امروز برای ثبتش قدم برندارم شاید فردا بخشی از آن دیگر در دسترس نباشد.
در طول این مسیر بیش از هر چیز به یک واقعیت فکر می‌کردم که ما امانت‌دار خاطرات نسل‌های پیش از خودمان هستیم همان‌طور که آنها بخشی از گذشته را به ما رسانده‌اند وظیفه ماست که آنچه را می‌دانیم و آنچه را از آنها شنیده‌ایم تا جایی که می‌توانیم به نسل‌های بعد منتقل کنیم و سرانجام رسیدیم به روزی که قرار بود حاصل این مسیر را با خانواده، بزرگان خاندان، هنرمندان و علاقه‌مندان به فرهنگ به اشتراک بگذاریم آیین رونمایی از مستند در سایه سلطان؛ در سالن ارشاد اسلامی مریوان با حضور رحیم بگ برزو(پدر بزرگم) از بزرگان خاندان حسن سلطانی برگزار شد برای من یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین بخش‌های آن برنامه حضور بزرگان و آشنایان بود بزرگانی که بعضی از آنها دیگر به‌سختی می‌توانستند راه بروند اما با این حال خودشان را به مراسم رساندند برای من دیدن آنها چیزی فراتر از حضور چند مهمان بود وقتی به چهره‌هایشان نگاه می‌کردم احساس می‌کردم بخشی از همان چهار نسلی که درباره‌شان ساخته بودیم حالا در کنارمان نشسته‌اند و نتیجهُ این تلاش را می‌بینند حضورشان برای من افتخار بزرگی بود.
همچنین حضور مهمانانی از شهرهای مختلف استان کرمانشاه، سنندج، بانه، هورامانات در کنار نویسندگان، هنرمندان و چهره‌های فرهنگی، به مراسم جلوه‌ای زیبایی بخشیدند. از دیارهای مختلف به احترام یک روایت مشترک و پاسداشت یک عمر زندگی و خاطره در کنارمان بودند.
همچنین حضور هنرمندانی از استان لرستان و اجرای آنها نیز برای من اتفاقی ارزشمند بود چرا که این برنامه را از یک مراسم صرفاً خانوادگی و تاریخی فراتر برد و فرصتی برای دیدار و تعامل فرهنگی میان هنرمندان دو استان ‌مختلف فراهم کرد. در کنار همه این اتفاقات یکی از موضوعاتی که برای من اهمیت ویژه‌ای داشت تأکید بر اهمیت تاریخ شفاهی و ثبت روایت‌ها توسط تاریخ‌نویس‌های توانا همچون استاد مختار اسلامی بود، ما گاهی تصور می‌کنیم تاریخ فقط در کتاب‌ها و اسناد رسمی خلاصه می‌شود در حالی که هر خانواده، هر روستا، هر شهر و هر نسل بخشی از تاریخ را با خود حمل می‌کند اگر این روایت‌ها ثبت نشوند بسیاری از جزئیات و احساسات یک دوره تاریخی برای همیشه از بین می‌روند و چه چیزی بهتر از حضور یک راوی کم‌نظیر همچون استاد اسلامی.
یکی از باشکوه‌ترین لحظات آن روز ورود خودِ پدربزرگم بود؛ همان کسی که زندگی و خاطراتش دستمایه این مستند شده بود. حاضران به احترامش از جای خود برخاستند و شوق را می‌شد در چهره‌ها دید برای من دیدن این صحنه معنایی از یک استقبال با عظمت را داشت؛ معمولاً بزرگداشت بسیاری از آدم‌ها پس از رفتنشان برگزار می‌شود زمانی که دیگر خودشان نیستند تا نگاه‌ها و محبت‌ها را ببینند چه زیباست اگر قدر آدم‌ها را تا وقتی در میان ما هستند بدانیم و پیش از آنکه جای خالی‌شان را احساس کنیم به افتخارشان بایستیم.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید