اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، از سرچشمه آغاز کنیم. به جای سرزنش همیشگی مردم، به سراغ ساختارها، سیاستها، فناوریها و الگوهای تولید برویم.
برای یکبار هم که شده، اعتراف کنیم مردم آنقدرها که گفته میشود، بد مصرف نکردهاند و نمیکنند؛ مسئله اصلی، بدون شک، بیبرنامگی و ضعف سیاستگذاری دولتهاست. وقتی از سندهای چشمانداز توسعه و برنامههای بلندمدت سخن میگفتند، گاهی آدم خندهاش میگرفت؛ چرا که در عمل، توپ همیشه در زمین مردم بوده است؟
دیوار مردم همیشه کوتاه بوده و هست؛ البته «از ماست که بر ماست». مردمی که مطالبهگر حقیقی نباشند، نباید انتظار داشته باشند اوضاع بهتر از این شود. اما حالا که کسری بنزین به مرز بحران رسیده، بار دیگر دولت یقه مردم را میگیرد و بازی با کلمات مسئولان ناکارآمد آغاز میشود: اصلاح الگوی مصرف! اما کدام الگوی مصرف؟ الگویی که خودروسازان با خودروهای پرمصرف و ناایمن خود به جامعه تحمیل کردهاند؟ آب از سرچشمه گلآلود است. زیاندهی شرکتهای خودروساز فقط در ترازنامههای مالی خلاصه نمیشود؛ این شرکتها سالانه هزینههای پنهان سنگینی بر اقتصاد و جامعه تحمیل میکنند و مصرف بالای سوخت خودروهای تولیدی تنها بخش کوچکی از این زیان است.
دولت، به بهانه اشتغال و حمایت از تولید ملی، سالها ادامه فعالیت چنین ساختارهای پرهزینهای را توجیه کرده است؛ در حالی که آنچه باید اصلاح شود، پیش از الگوی مصرف مردم، الگوی تولید است.
وقتی خودروی تولیدشده با استانداردهای ناکارآمد، چند برابر یک خودروی کممصرف سوخت مصرف میکند، از مردم چه ساخته است؟ مردم را نمیتوان با توصیه و بخشنامه به مصرف بهینه واداشت؛ وقتی انتخابهای موجود از ابتدا ناکارآمد طراحی شدهاند.
دوگانهسوز کردن خودروها از سالهای ۱۳۸۴ و همزمان با طرح جدی بحران انرژی، در دستور کار قرار گرفت، اما آنچنان که باید، استمرار و جدیت لازم در این مسیر وجود نداشت. امروز مسئله انرژی دیگر فقط بنزین نیست؛ برق، گاز و آب نیز با چالشهای جدی روبهرو هستند.
در چنین شرایطی، به جای آنکه نخستین راهکار دولتمردان افزایش قیمت قبض آب، برق و گاز باشد، باید اصلاح الگوی تولید به مطالبه و دستور کار اصلی آنان تبدیل شود.
اصلاً چه کسی برنامهریزی کرده است که محصولی مانند هندوانه، با مصرف بالای آب، تولید و با قیمت کیلویی پنج هزار تومان عرضه شود، در حالی که یک بطری آب معدنی ۳۰۰ سیسی گاه نزدیک به ۲۰ هزار تومان قیمت دارد؟ این فقط یک مثال است؛ نمونههای مشابه در اقتصاد ما کم نیستند.
مسئله امروز فقط این نیست که مردم چگونه مصرف میکنند؛ مسئله مهمتر این است که چه چیزی، کجا، چگونه و با چه هزینهای تولید میشود.
اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، از سرچشمه آغاز کنیم. به جای سرزنش همیشگی مردم، به سراغ ساختارها، سیاستها، فناوریها و الگوهای تولید برویم.
علاج واقعه را پیش از آنکه به بحران تبدیل شود در ساختارها جستوجو کنید؛ نه در جیب و سفره مردم.
آدرس کوتاه خبر: