از هشت سالگی به چوپانی مشغول شد و در همان سالها استعداد و علاقه ویژهای به درمان و مراقبت از حیوانات نشان داد. او به صورت تجربی شکستگیها و آسیبهای دامها را درمان میکرد و همین علاقه، زمینهساز ورودش به عرصه شکستهبندی شد.
سرزمین کُردستان، از دیرباز مهد مردان و زنانی بوده است که با دستان پینهبسته، دلهای بزرگ و ارادهای استوار، چراغ انسانیت را در میان سختیها و فراز و نشیبهای روزگار روشن نگه داشتهاند. بزرگمردانی که نه در جستوجوی نام و نشان، بلکه در راه خدمت به مردم، تمام عمر خویش را وقف آسایش و سلامت همنوعان کردهاند.تاریخ این دیار، آکنده از نام انسانهایی است که سرمایه اصلی آنان نه ثروت و قدرت، بلکه صداقت، شرافت، مهربانی و عشق به مردم بوده است. آنان بیهیاهو زیستهاند، اما آثار نیکاندیشی و فداکاریشان نسلها در خاطره مردم باقی مانده است. هر روستا، هر شهر و هر کوهستان کوردستان، روایتگر زندگی انسانهایی است که با ایثار و ازخودگذشتگی، بخشی از هویت و فرهنگ این سرزمین را ساختهاند.
در میان این چهرههای ارزشمند، کسانی هستند که سالیان دراز مرهم دردهای مردم بودهاند؛ انسانهایی که خدمت را عبادت دانسته و بیچشمداشت، عمر خویش را در راه یاری دیگران سپری کردهاند. آنان گنجینههای زنده فرهنگ و اخلاق این سرزمیناند و یاد و نامشان شایسته ثبت و ماندگاری است. روایت زندگی یکی از همین فرزندان شریف کردستان است؛ مردی که بیش از هفت دهه از عمر خود را در راه درمان، یاری و خدمت به مردم گذرانده و با دستان توانمند و قلبی سرشار از مهر، جایگاهی ویژه در دل مردم یافته است. این زندگینامه ادای احترامی است به سالها تلاش، فداکاری و انساندوستی استاد حاجی محمد شیری، مشهور به حاجی حمه نازی؛ مردی که خدمت به مردم را رسالت زندگی خود قرار داد و همچنان بر این عهد استوار مانده است.
استاد حاجی محمد شیری (حاجی حمه نازی)
استاد حاجی محمد شیری، مشهور به «حاجی حمه نازی»، از چهرههای نامآشنای طب سنتی و شکستهبندی در منطقه مریوان و هورامان است. ایشان در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی در روستای لیو، در خانوادهای ساده، زحمتکش و دامدار چشم به جهان گشود.
دوران کودکی او با سختیهای زندگی روستایی همراه بود. از هشت سالگی به چوپانی مشغول شد و در همان سالها استعداد و علاقه ویژهای به درمان و مراقبت از حیوانات نشان داد. او به صورت تجربی شکستگیها و آسیبهای دامها را درمان میکرد و همین علاقه، زمینهساز ورودش به عرصه شکستهبندی شد.
در سال ۱۳۲۲، هنگامی که مرحوم شیخ صادق هورامان، جراح و شکستهبند برجسته آن دوران، به روستای لیو سفر کرد، با حاجی محمد آشنا شد. این دیدار سرآغاز مسیر علمی و تجربی او در هنر شکستهبندی بود و وی اصول اولیه این حرفه را نزد شیخ صادق فرا گرفت.
استاد حاجی محمد سپس در محضر استاد بزرگ مرحوم فرج چناران کرماشان به تکمیل دانش و مهارتهای خود پرداخت و روشهای تخصصی درمان دررفتگی لگن و مفاصل را آموخت. او با پشتکار و تجربه فراوان، به یکی از شناختهشدهترین شکستهبندان منطقه تبدیل شد.
بیش از هفتاد سال از عمر پربرکت ایشان در خدمت به مردم سپری شده است. در تمام این سالها، با وجود مشکلات و دشواریهای فراوان، به درمان بیماران در مریوان، روستاهای اطراف و حتی استانهای همجوار پرداخته و همچنان با وجود کهولت سن، به این خدمت انسانی ادامه میدهد.
یکی از ویژگیهای برجسته استاد حاجی محمد شیری، روحیه ایثار و مردمدوستی اوست. وی هیچگاه برای درمان بیماران مبلغی تعیین نکرده و خدمات خود را بدون چشمداشت مالی ارائه داده است. زندگی و معیشت او از طریق دامداری و باغداری تأمین میشود و همواره خدمت به مردم را وظیفهای انسانی و اخلاقی دانسته است.
استاد حاجی محمد شیری در طول زندگی خود دو بار ازدواج کرده و حاصل این دو ازدواج، سه پسر و شش دختر است. او اکنون در منزل خود واقع در محله چهارراه بایوه مریوان زندگی میکند و همچنان پذیرای مراجعهکنندگان و نیازمندان به درمان است.
با وجود دههها خدمت صادقانه و تأثیرگذاری عمیق در سلامت و رفاه مردم منطقه، تاکنون هیچگونه تجلیل و قدردانی رسمی شایستهای از سوی مسئولان از ایشان به عمل نیامده است؛ در حالی که نام و خدمات او در حافظه مردم کردستان به عنوان نمادی از انساندوستی، تعهد و خدمت بیمنت ماندگار شده است.
سخن همیشگی این استاد فرهیخته و خدمتگزار مردم چنین است: «تا جان در بدن دارم، در خدمت مردم و ملت کُرد خواهم بود.» این جمله، خلاصهای از یک عمر تلاش، فداکاری و عشق به خدمت است؛ مسیری که حاجی حمه نازی با عزت و سربلندی پیموده و همچنان به آن وفادار مانده است.
در روزگاری که گاه نامها با تبلیغات و عناوین پررنگ میشوند، هنوز انسانهایی هستند که یک عمر در سکوت خدمت میکنند و تنها سرمایهشان دعای خیر مردم است. استاد حاجی محمد شیری، مشهور به حاجی حمه نازی، بیش از هفتاد سال از زندگی خود را وقف درمان و یاری مردم کرده است؛ بیآنکه دستمزدی طلب کند، بیآنکه چشمداشتی داشته باشد و بیآنکه در انتظار تقدیر و تشویق باشد.
اما پرسشی بزرگ همچنان بیپاسخ مانده است؛ چگونه ممکن است مردی که دههها مرهم درد هزاران نفر بوده، هنوز از کمترین توجه و قدردانی رسمی محروم بماند؟ چگونه میتوان از حفظ فرهنگ، هویت و سرمایههای انسانی سخن گفت، اما در برابر چنین شخصیتهای ارزشمندی سکوت اختیار کرد؟
این نوشته نه برای طلب امتیاز، بلکه برای ثبت یک حقیقت تاریخی است؛ حقیقتی که نشان میدهد گاهی مردم قدر خدمتگزاران خود را بهتر از مسئولان میشناسند. اگر امروز نام و آوازه حاجی حمه نازی زنده است، به واسطه محبت و احترام مردمی است که سالها از دانش، مهارت و انسانیت او بهره بردهاند.
مسئولان میآیند و میروند، اما آنچه در حافظه تاریخ باقی میماند، میزان خدمت آنان به مردم و میزان توجهشان به سرمایههای واقعی جامعه است. بیتردید بیتوجهی به چنین شخصیتهایی، نه از ارزش آنان میکاهد و نه از جایگاهشان در دل مردم؛ بلکه پرسشی ماندگار را برای آیندگان برجای میگذارد که چرا در زمان حیات این بزرگان، آنگونه که شایسته بود از آنان تجلیل نشد.
امروز نیز استاد حاجی محمد شیری، بیهیاهو و بیادعا، همچنان در کنار مردم ایستاده است؛ اما تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه کسانی یک عمر خدمت کردند و چه کسانی از کنار این خدمات بزرگ، بیتفاوت عبور کردند.
و اما انجمنها و نهادهای مردمی
همواره از انجمنها، نهادهای فرهنگی، سازمانهای مردمنهاد و فعالان اجتماعی انتظار میرود که حافظ و پاسدار سرمایههای انسانی جامعه باشند؛ کسانی که عمر خود را در راه خدمت به مردم سپری کردهاند و بدون هیچ چشمداشتی، باری از دوش جامعه برداشتهاند.
اما جای پرسش است که چرا در طول این سالها، کمتر توجهی به شخصیتهایی چون استاد حاجی محمد شیری شده است؟ مردی که بیش از هفت دهه از عمر خود را صرف درمان و یاری مردم کرده، بدون آنکه دستمزدی طلب کند یا در جستوجوی شهرت باشد. آیا چنین افرادی شایسته آن نیستند که دستکم در زمان حیاتشان مورد تکریم و قدردانی قرار گیرند؟
مایه تأسف است که بسیاری از انجمنها و نهادهایی که رسالت خود را پاسداشت فرهنگ، هویت و سرمایههای اجتماعی میدانند، در برابر خدمات ارزشمند چنین انسانهایی سکوت کردهاند. گویی گاهی آنقدر سرگرم برنامهها، همایشها و مراسمهای تشریفاتی میشویم که چهرههای واقعی و اثرگذار جامعه را از یاد میبریم.
تجلیل از بزرگان تنها برگزاری یک مراسم نیست؛ بلکه ادای دین به انسانهایی است که بخشی از تاریخ زنده یک ملت هستند. اگر امروز برای معرفی و قدردانی از این شخصیتها اقدامی نشود، فردا تنها حسرت فرصتهای از دست رفته باقی خواهد ماند.
امید است انجمنها، نهادهای مردمی، فعالان فرهنگی و خیراندیشان منطقه، پیش از آنکه دیر شود، در جهت ثبت، معرفی و تجلیل از چنین گنجینههای ارزشمند انسانی گام بردارند؛ زیرا ملتهایی که بزرگان خود را در زمان حیاتشان ارج نمینهند، ناگزیر بعدها تنها به یادبودها و حسرتها بسنده خواهند کرد.
آدرس کوتاه خبر: