جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » حقوق حیوانات یا حق امنیت شهروندان

ده پیشنهاد برای پایان دادن به معضل سگ‌های بلاصاحب

حقوق حیوانات یا حق امنیت شهروندان

0
کد خبر: 3942

حقوق حیوانات یا حق امنیت شهروندان

جامعه از مدیران انتظار دارد که در برابر مشکلات شناخته‌شده، با برنامه‌ریزی، شفافیت و اقدام مؤثر پاسخ دهند.
«این یادداشت با نهایت احترام به خانواده داغدار و با امید به پیشگیری از تکرار چنین حوادثی نگاشته شده است. هدف آن، نقد سازنده، تقویت مدیریت شهری و ارائه راهکارهای علمی در چارچوب قانون است، نه داوری درباره پرونده‌ای که رسیدگی قضایی آن در جریان است.»
مقدمه:
گاهی یک حادثه، تنها یک خبر نیست؛ زخمی است که بر وجدان یک شهر می‌نشیند و تا سال‌ها فراموش نمی‌شود. خبر جان‌باختن دلخراش یک کودک سه‌ساله در پی حمله یک سگ بلاصاحب در سنندج، از همان دست حوادثی است که نه تنها خانواده‌ای را در سوگ فرو برد، بلکه قلب هزاران شهروند کردستان را نیز به درد آورد.
هیچ واژه‌ای توان تسلی دادن به پدر و مادری را ندارد که آینده، خنده‌ها و آرزوهای فرزندشان را در یک لحظه از دست داده‌اند. در برابر چنین اندوهی، سکوت نیز سنگین است. جامعه، رسانه‌ها و مسئولان، همگی در برابر این حادثه مسئولیتی اخلاقی و انسانی دارند؛ مسئولیتی که فراتر از واکنش‌های مقطعی است و باید به اصلاحی پایدار منجر شود.
واکنش سریع دستگاه قضایی و دستور دادستان محترم مرکز استان برای رسیدگی به موضوع، نشان داد که حفظ جان شهروندان، اصلی بسیار مهم و خدشه‌ناپذیر است و هرگونه احتمال قصور یا ترک فعل باید در چارچوب قانون بررسی شود. با این حال، رسیدگی قضایی هرچند ضروری است، به‌تنهایی پاسخگوی مسئله‌ای نیست که سال‌هاست شهروندان سنندج درباره آن هشدار داده‌اند.
واقعیت آن است که موضوع سگ‌های بلاصاحب، مسئله‌ای تازه نیست. طی سال‌های گذشته، بارها شهروندان، شوراهای محلی، رسانه‌ها و نهادهای مختلف درباره افزایش جمعیت این حیوانات و مخاطرات احتمالی آن هشدار داده‌اند. در بسیاری از محله‌ها، خانواده‌ها از ترس حمله سگ‌ها، کودکان خود را با نگرانی راهی مدرسه کرده‌اند، سالمندان از تردد در ساعات اولیه صبح یا شب پرهیز کرده‌اند و شهروندان بارها خواستار اقدام مؤثر و پایدار شده‌اند.
از سوی دیگر، گزارش‌ها و مکاتبات متعدد میان نهادهای مسئول در سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد که اصل وجود این چالش، بارها مورد توجه قرار گرفته است. آنچه امروز اهمیت دارد، یافتن پاسخ این پرسش اساسی است که چرا با وجود هشدارهای مکرر، هنوز راه‌حلی پایدار برای مدیریت این معضل اجرا نشده است؟
این یادداشت، نه با هدف سرزنش، بلکه با هدف اصلاح نوشته شده است؛ زیرا اگر از دل این حادثه تلخ، اراده‌ای جدی برای تغییر شکل نگیرد، بیم آن می‌رود که جامعه بار دیگر شاهد حوادثی مشابه باشد. احترام به خانواده داغدار، تنها با ابراز همدردی محقق نمی‌شود؛ بلکه با اقداماتی تحقق می‌یابد که جان کودکان دیگر را از خطر حفظ کند.
امنیت شهری، حقی بنیادین برای همه شهروندان است. همان‌گونه که مردم انتظار دارند خیابان‌ها از خطرات ترافیکی، ساختمان‌های ناایمن و مخاطرات زیست‌محیطی مصون باشند، انتظار دارند که تردد در معابر عمومی و محلات شهر نیز بدون هراس از حمله حیوانات بلاصاحب امکان‌پذیر باشد. این انتظار، مطالبه‌ای فراتر از سلیقه یا دیدگاه شخصی است؛ حقی است که مدیریت شهری باید برای تحقق آن برنامه‌ریزی کند.
در عین حال، تجربه بسیاری از شهرهای موفق جهان نشان داده است که می‌توان میان حفظ امنیت عمومی و رعایت اصول انسانی در برخورد با حیوانات تعادل برقرار کرد. راه‌حل این مسئله نه در بی‌تفاوتی است و نه در اقدامات احساسی و مقطعی؛ بلکه در برنامه‌ای علمی، مستمر، شفاف و مبتنی بر همکاری همه نهادهای مسئول و مشارکت تمام شهروندان نهفته است.
امروز، سنندج بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگویی صادقانه، تصمیمی شجاعانه و مدیریتی آینده‌نگر نیاز دارد؛ تصمیمی که هم حرمت جان انسان‌ها را پاس بدارد و هم با رویکردی علمی، پایدار و انسانی، معضل سگ‌های بلاصاحب را مدیریت کند. شاید بزرگ‌ترین ادای احترام به یاد آن کودک، این باشد که هیچ خانواده دیگری، داغی مشابه را تجربه نکند.
امنیت شهری؛ حقی که نباید به تعویق بیفتد
در هر جامعه‌ای، نخستین انتظار مردم از حاکمیت و مدیریت شهری، تأمین امنیت در فضاهای عمومی است. امنیت، تنها به معنای پیشگیری از جرم یا مقابله با تهدیدهای امنیتی نیست؛ بلکه امنیت آن است که یک کودک بتواند در کوچه بازی کند، یک مادر بدون اضطراب دست فرزندش را بگیرد و از خیابان عبور کند و یک سالمند با آرامش در پارک قدم بزند.
زمانی که شهروندان از حضور در معابر عمومی به دلیل احتمال حمله حیوانات بلاصاحب احساس نگرانی می‌کنند، این احساس، فارغ از تعداد واقعی حوادث، نشان‌دهنده وجود یک مسئله عمومی است که باید با برنامه‌ریزی علمی مدیریت شود.
در سال‌های گذشته، بارها شهروندان سنندج از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، شوراهای محلی و مراجعات حضوری، نگرانی خود را درباره افزایش جمعیت سگ‌های بلاصاحب مطرح کرده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها از تعقیب شدن توسط سگ‌ها، حمله به کودکان، دوچرخه‌سواران یا موتورسواران و حتی ورود گله‌های سگ به برخی محله‌ها سخن گفته‌اند. صرف‌نظر از جزئیات هر گزارش، تکرار این نگرانی‌ها نشان می‌دهد که مطالبه عمومی برای مدیریت این موضوع، مطالبه‌ای واقعی و مستمر بوده است.
از سوی دیگر، آنچه اهمیت دارد این است که این مطالبه تنها محدود به شهروندان نبوده است. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، طی سال‌های گذشته مکاتبات و پیگیری‌هایی نیز از سوی برخی نهادهای مسئول، از جمله فرمانداری، دادگستری و معاونت پیشگیری از وقوع جرم، درباره ضرورت رسیدگی به این موضوع انجام شده است. همین امر نشان می‌دهد که اصل وجود چالش، پیش‌تر نیز مورد توجه قرار گرفته بود و اکنون زمان آن رسیده است که این دغدغه به یک برنامه اجرایی پایدار تبدیل شود.
مدیریت شهری؛ از واکنش پس از حادثه تا پیشگیری پیش از بحران
یکی از تفاوت‌های اساسی میان مدیریت سنتی و مدیریت نوین شهری، در شیوه مواجهه با بحران‌هاست. مدیریت سنتی معمولاً پس از وقوع حادثه فعال می‌شود؛ اما مدیریت علمی، تلاش می‌کند با شناسایی نشانه‌های خطر، از وقوع بحران جلوگیری کند.
حادثه تلخ اخیر، بار دیگر این واقعیت را یادآور شد که هزینه پیشگیری، همواره بسیار کمتر از هزینه جبران خسارت است. هیچ بودجه‌ای، هرچند محدود، با ارزش‌تر از جان یک کودک نیست و هیچ محدودیت اداری نباید موجب شود که یک خطر شناخته‌شده برای سال‌ها بدون راه‌حل مؤثر باقی بماند.
بدیهی است که مدیریت جمعیت سگ‌های بلاصاحب، موضوعی پیچیده است و تنها بر عهده یک نهاد نیست. شهرداری، دستگاه‌های دامپزشکی، فرمانداری، شورای اسلامی شهر، نهادهای بهداشتی، سازمان‌های مردم‌نهاد و حتی شهروندان، هر یک سهمی در حل این مسئله دارند. از همین رو، موفقیت در این حوزه نیازمند همکاری میان‌بخشی و برنامه‌ریزی مستمر است.
تجربه شهرهای دیگر؛ راه‌حل حتما وجود دارد
نگاهی به تجربه برخی شهرهای ایران نشان می‌دهد که مدیریت این مسئله، اگر بر پایه برنامه‌ریزی علمی و همکاری دستگاه‌ها باشد، امکان‌پذیر است.
در برخی کلان‌شهرها، مراکز نگهداری استاندارد برای سگ‌های بلاصاحب ایجاد شده و هم‌زمان برنامه‌های زنده‌گیری، معاینه دامپزشکی، واکسیناسیون، عقیم‌سازی، ثبت اطلاعات و واگذاری حیوانات سالم به متقاضیان اجرا شده است. هرچند این برنامه‌ها نیز با چالش‌هایی روبه‌رو بوده‌اند، اما نشان داده‌اند که می‌توان بدون اقدامات شتاب‌زده و بدون آسیب به اصول انسانی، جمعیت این حیوانات را کنترل و امنیت شهروندان را افزایش داد.
در برخی کشورها نیز مدیریت موفق این موضوع بر پایه چند اصل استوار بوده است: شناسایی و ثبت سگ‌های صاحب‌دار، جلوگیری از رهاسازی حیوانات، ایجاد پناهگاه‌های استاندارد، عقیم‌سازی گسترده، واکسیناسیون، آموزش عمومی و مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که هیچ راه‌حل تک‌بعدی برای این مسئله وجود ندارد و موفقیت زمانی حاصل می‌شود که همه این اقدامات به‌صورت هم‌زمان و مستمر اجرا شوند.
«میان حقوق حیوانات و حق امنیت شهروندان، تعارضی وجود ندارد»
یکی از مباحثی که در سال‌های اخیر درباره سگ‌های بلاصاحب مطرح شده، دغدغه فعالان و دوستداران حقوق حیوانات است. این دغدغه، از منظر اخلاقی و انسانی، قابل احترام است؛ زیرا هر جامعه‌ای که نسبت به رنج حیوانات حساس باشد، از بلوغ فرهنگی بالاتری برخوردار است.
اما در کنار این دغدغه ارزشمند، نباید از حق بنیادین شهروندان برای برخورداری از امنیت (از مهمترین حق های شهروندی)  غافل شد.
حمایت از حیوانات هرگز نباید به معنای نادیده گرفتن امنیت کودکان، سالمندان و سایر شهروندان باشد؛ همان‌گونه که تأمین امنیت عمومی نیز نباید با رفتارهای غیر انسانی نسبت به حیوانات همراه شود.
راه‌حل، انتخاب یکی از این دو نیست؛ بلکه یافتن راهی است که هر دو ارزش را هم‌زمان پاس بدارد. مدیریت علمی، دقیقاً بر همین اصل استوار است؛ یعنی ایجاد تعادل میان حفظ کرامت حیوانات و تضمین امنیت جامعه.
اگر این تعادل به‌درستی برقرار شود، نه شهروندان احساس ناامنی خواهند کرد و نه فعالان حوزه حمایت از حیوانات نگران رفتارهای غیر علمی خواهند بود. این همان نقطه‌ای است که مدیریت شهری باید به آن برسد؛ نقطه‌ای که در آن، تصمیم‌ها نه بر اساس احساسات لحظه‌ای، بلکه بر پایه دانش، قانون و مسئولیت اجتماعی اتخاذ می‌شوند.
از بحران تا راه‌حل؛ ده پیشنهاد برای پایان دادن به معضل سگ‌های بلاصاحب
حوادث تلخ، اگرچه جبران‌ناپذیرند، اما می‌توانند آغازگر اصلاحات بزرگ باشند. بسیاری از شهرهای موفق جهان، پس از وقوع بحران‌های مشابه، به جای تکرار واکنش‌های مقطعی، نظام مدیریت خود را اصلاح کردند و همین تصمیم‌ها، جان هزاران نفر را در سال‌های بعد نجات داد.
سنندج عزیزمان  نیز امروز در چنین نقطه‌ای قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که می‌تواند سرآغاز یک تحول مدیریتی باشد.
۱- تشکیل «ستاد دائمی مدیریت سگ‌های بلاصاحب استان»
نخستین گام، پایان دادن به مدیریت جزیره‌ای است. تا زمانی که هر دستگاه تنها بخشی از مسئولیت را بر عهده بگیرد و هماهنگی مؤثری میان نهادها وجود نداشته باشد، حل این معضل دشوار خواهد بود.
پیشنهاد می‌شود ستادی دائمی با حضور نمایندگان استانداری، شهرداری، فرمانداری، اداره کل دامپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، اداره کل محیط‌زیست، نیروی انتظامی، هلال‌احمر، سازمان‌های مردم‌نهاد و نماینده‌ای از دستگاه قضایی (در چارچوب وظایف قانونی) تشکیل شود تا تصمیمات به‌صورت هماهنگ و مبتنی بر داده‌های واقعی اتخاذ گردد.
۲- سرشماری و نقشه‌برداری علمی
یکی از ضعف‌های مدیریت شهری در بسیاری از شهرها، نبود اطلاعات دقیق است.
هیچ برنامه‌ای بدون شناخت دقیق مسئله موفق نخواهد شد.
لازم است با همکاری دانشگاه‌ها و متخصصان دامپزشکی، تعداد تقریبی سگ‌های بلاصاحب، محل تجمع آن‌ها، مسیرهای تردد، نقاط حادثه‌خیز و عوامل افزایش جمعیت این حیوانات به‌صورت علمی ثبت شود.
مدیریت بدون آمار، بیشتر به حدس و گمان شبیه است تا برنامه‌ریزی.
۳- ایجاد پناهگاه استاندارد
جمع‌آوری بدون ایجاد محل نگهداری مناسب، راهکار پایداری نیست.
پناهگاه باید دارای:
• تیم دامپزشکی؛
• امکانات واکسیناسیون؛
• بخش عقیم‌سازی؛
• قرنطینه؛
• سیستم ثبت اطلاعات؛
• فضای مناسب نگهداری؛
• امکان واگذاری حیوانات سالم به متقاضیان واجد شرایط باشد.
چنین مرکزی نه‌ تنها امنیت شهروندان را افزایش می‌دهد، بلکه از بروز رفتارهای غیراصولی با حیوانات نیز جلوگیری می‌کند.
۴- اجرای مستمر برنامه عقیم‌سازی
تجربه جهانی نشان داده است که تنها جمع‌آوری مقطعی، راه‌حل نهایی نیست؛ زیرا اگر منشأ افزایش جمعیت کنترل نشود، پس از مدت کوتاهی وضعیت به حالت قبل بازمی‌گردد.
از این رو، عقیم‌سازی علمی و هدفمند، همراه با واکسیناسیون و پایش مستمر، یکی از ارکان اصلی مدیریت جمعیت سگ‌های بلاصاحب است.
۵- مسئولیت‌پذیری صاحبان حیوانات
بخش قابل توجهی از سگ‌های بلاصاحب، در اصل حیوانات رها شده هستند.
ضروری است:
 • ثبت هویت سگ‌های صاحب‌دار؛
 • نصب تراشه الکترونیکی
 • تعیین ضمانت اجرا برای رهاسازی حیوانات؛
 • آموزش صاحبان حیوانات در دستور کار قرار گیرد.
تا زمانی که رهاسازی حیوانات بدون پیامد باشد، چرخه تولید سگ‌های بلاصاحب ادامه خواهد یافت.
۶- آموزش شهروندان در صدا و سیما و شبکه های مجازی
آگاهی عمومی، بخش مهمی از مدیریت بحران است.
بسیاری از حملات سگ‌ها در نتیجه رفتارهای ناآگاهانه رخ می‌دهد.
آموزش دانش‌آموزان، خانواده‌ها و شهروندان درباره نحوه برخورد با سگ‌های بلاصاحب، اقدامات لازم هنگام مواجهه و شیوه گزارش موارد خطرناک، می‌تواند احتمال وقوع حوادث را کاهش دهد.
۷- بودجه پایدار؛ نه بودجه اضطراری
یکی از دلایلی که در سال‌های گذشته بارها مطرح شده، محدودیت منابع مالی و بودجه ای  بوده است.
بی‌تردید مدیریت شهری با محدودیت‌های بودجه‌ای مواجه است، اما امنیت شهروندان نباید به موضوعی وابسته به بودجه‌های مقطعی تبدیل شود.
پیشنهاد می‌شود ردیف بودجه‌ای مشخص و پایدار برای مدیریت حیوانات بلاصاحب در بودجه سالانه شهرداری و با حمایت شوراهای اسلامی شهر پیش‌بینی شود.
هزینه پیشگیری، همواره بسیار کمتر از هزینه‌های انسانی، اجتماعی و قضایی ناشی از وقوع حوادث است.
۸- سامانه گزارش مردمی
ایجاد یک سامانه تلفنی و اینترنتی برای ثبت فوری گزارش‌های مردمی، امکان شناسایی سریع نقاط پرخطر را فراهم می‌کند.
مشارکت مردم، مهم‌ترین سرمایه مدیریت شهری است.
۹- ارزیابی عملکرد و شفافیت
اعتماد عمومی زمانی افزایش می‌یابد که مردم بدانند اقدامات انجام‌شده چه نتایجی داشته است.
انتشار دوره‌ای گزارش‌هایی درباره:
• تعداد سگ‌های زنده‌گیری‌شده؛
• تعداد عقیم‌سازی‌ها؛
• میزان واکسیناسیون؛
• تعداد واگذاری‌ها؛
• کاهش یا افزایش حوادث می‌تواند زمینه پاسخگویی و اعتمادسازی را فراهم کند.
۱۰- تبدیل حادثه به نقطه آغاز اصلاح
حادثه اخیر نباید تنها به چند جلسه، چند مصاحبه و چند اقدام کوتاه‌مدت محدود شود.
اگر امروز از این تجربه تلخ درس گرفته شود، ممکن است سال‌های آینده ده‌ها کودک، صدها خانواده و هزاران شهروند از خطر مصون بمانند.
گاهی بزرگ‌ترین احترام به یاد یک انسان، آن است که اجازه ندهیم سرنوشت او برای دیگری تکرار شود.
سخنی با مدیران شهر
مدیریت شهری، آسان نیست. قطعا هیچ مدیری علاقه‌مند نیست حادثه‌ای تلخ در دوران مسئولیت او رخ دهد و بی‌تردید بسیاری از مدیران با محدودیت‌های مالی، اداری و قانونی روبه‌رو هستند.
اما جامعه نیز از مدیران انتظار دارد که در برابر مشکلات شناخته‌شده، با برنامه‌ریزی، شفافیت و اقدام مؤثر پاسخ دهند.
امروز، مردم بیش از آنکه به دنبال یافتن مقصر باشند، در جست‌وجوی اطمینان‌اند؛ اطمینان از اینکه این حادثه، آخرین حادثه از این دست خواهد بود.
این اعتماد، تنها با وعده ایجاد نمی‌شود؛ با برنامه، اقدام و استمرار به دست می‌آید.
شاید سال‌ها بعد، کسی نام مدیران امروز را به خاطر نداشته باشد، اما اگر تصمیمی درست و شجاعانه گرفته شود، هزاران کودک با امنیت بیشتری در کوچه‌ها بازی خواهند کرد و همین، ماندگارترین یادگار هر مدیریت خواهد بود.
در پایان، بار دیگر با قلبی اندوهگین، به خانواده داغدار آن کودک عزیز تسلیت می‌گوییم. هیچ نوشته‌ای نمی‌تواند جای خالی فرزند را پر کند، اما جامعه می‌تواند با همدلی و مسئولیت‌پذیری، اجازه ندهد این داغ، بر دل خانواده دیگری بنشیند.
شهر، خانه مشترک همه ماست؛ خانه‌ای که امنیت آن، مسئولیتی مشترک و امانتی در دست همه مدیران، نهادها و شهروندان است.
نامه‌ای به آن کودک سه‌ساله؛ از زبان مردم کردستان
کودک عزیز…
ما حتی نامت را هم نمی‌دانیم؛ اما این روزها، انگار همه مردم این شهر، تو را فرزند خودشان می‌دانند.
تو قرار بود چند سال دیگر دست پدرت را بگیری و اولین روز مدرسه را تجربه کنی.
قرار بود مادرت برایت کیف و دفتر بخرد، با ذوق قدت را کنار دیوار خانه علامت بزند و هر سال بگوید: «چقدر بزرگ شده‌ای.»
قرار بود با دوستانت بدوی، زمین بخوری، دوباره بلند شوی، بخندی، رویا ببافی و آینده‌ای را بسازی که حق هر کودکی است.
اما تقدیر، تلخ‌تر از آن بود که کسی تصور می‌کرد.
امروز، اسباب‌بازی‌هایت بی‌صدا مانده‌اند؛ اتاقت ساکت‌تر از همیشه است و خانه‌ای که روزی با خنده‌هایت جان می‌گرفت، اکنون در سکوتی سنگین فرو رفته است.
هیچ واژه‌ای برای تسکین دل پدر و مادرت کافی نیست.
هیچ جمله‌ای نمی‌تواند جای خالی تو را پر کند.
اما شاید بتوانیم یک قول بدهیم؛ قولی که اگر به آن عمل کنیم، یاد تو برای همیشه زنده خواهد ماند.
قول بدهیم که دیگر هیچ هشدار مردمی را بی‌اهمیت ندانیم.
قول بدهیم که مشکلات را آن‌قدر به فردا نسپاریم تا روزی به فاجعه تبدیل شوند.
قول بدهیم که اختلاف نظرها، کمبود بودجه، بروکراسی و تأخیرهای اداری، هرگز ارزش جان یک انسان را تحت‌الشعاع قرار ندهند.
قول بدهیم که امنیت کودکان، همیشه بالاتر از هر اختلاف و هر توجیهی باشد.
این نامه، فقط خطاب به مدیران نیست.
خطاب به همه ماست.
به رسانه‌ها که باید مطالبه‌گر بمانند.
به دانشگاه‌ها که باید راهکار علمی ارائه دهند.
به شوراهای شهر که باید آینده را ببینند، نه فقط امروز را.
به سازمان‌های مردم‌نهاد که می‌توانند پل گفت‌وگو میان مردم و مدیران باشند.
به دوستداران حیوانات که همواره از کرامت مخلوقات خداوند دفاع کرده‌اند و می‌توانند در کنار مطالبه امنیت عمومی، برای اجرای روش‌های علمی و انسانی مدیریت حیوانات بلاصاحب نیز همراه باشند.
و خطاب به هر شهروندی که باور دارد پیشگیری، ارزشمندتر از پشیمانی است.
شاید اگر هر کدام از ما، سهم خود را در حل یک مشکل اجتماعی بپذیریم، فردا کودکی دیگر، با آرامش بیشتری در کوچه‌های این شهر بازی کند.
کردستان، سرزمین مهربانی، فرهنگ، همزیستی و انسان‌دوستی است.
مردمان این دیار، بارها ثابت کرده‌اند که در روزهای سخت، کنار یکدیگر می‌ایستند.
امروز نیز زمان آن است که همه، فارغ از نگاه‌های سیاسی، اداری یا سازمانی، تنها یک هدف را دنبال کنیم؛ حفظ جان انسان‌ها و ساختن شهری امن‌تر.
امیدواریم این حادثه تلخ، نه فقط در حافظه خبری چند روز، بلکه در حافظه مدیریتی کشور ماندگار شود؛ به‌عنوان نقطه‌ای که از آن، تصمیم‌های بهتر آغاز شد.
باشد که یاد آن کودک عزیز، تنها با اشک و اندوه زنده نماند، بلکه با اقدام، اصلاح، مسئولیت‌پذیری و پیشگیری، به یادگاری ماندگار برای آینده این شهر تبدیل شود.
خداحافظ کودک کوچک…
آرام بخواب…
ما امیدواریم که آخرین فرشته‌ای باشی که قربانی غفلت و تأخیر شد.
و اگر روزی کودکان این شهر، با آرامش در پارک‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌های سنندج خندیدند و دویدند، شاید سهمی از آن آرامش، هدیه‌ای باشد به یاد تو.
سید کیهان اسدی- پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید