جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » ثروت موقوفات، میراثی آسمانی و مسئولیتی بزرگ/ ثریا مطهرنیا

وقف برای سگ‌های نگهبان زوار کربلا؛ روایتی کمتر شنیده شده از تاریخ وقف در بیجار گروس

ثروت موقوفات، میراثی آسمانی و مسئولیتی بزرگ/ ثریا مطهرنیا

0
کد خبر: 3890

ثروت موقوفات، میراثی آسمانی و مسئولیتی بزرگ/ ثریا مطهرنیا

تعطیلی یک خیریه، فقط پایین آمدن یک کرکره نیست؛ از بین رفتن بخشی از اعتماد و سرمایه اجتماعی است که به سختی شکل می‌گیرد.
وقف در ایران تاریخی طولانی و کارنامه‌ای قابل دفاع دارد. بسیاری از زیرساخت‌های آموزشی، مذهبی و خدماتی این سرزمین محصول نگاه واقفانی است که نیاز زمانه خود را می‌دیدند و برای آن تصمیم می‌گرفتند. در بیجار نیز همین سنت ریشه‌دار وجود داشته است؛ شهری که در اسناد تاریخی‌اش، از وقف برای اطعام و آیین‌های مذهبی گرفته تا حتی تأمین هزینه نگهداری سگ‌های همراه کاروان‌های زیارتی دیده می‌شود. شاید امروز چنین نمونه‌ای شگفت‌انگیز به نظر برسد، اما در زمان خود کاملاً عقلانی بوده است. امنیت کاروان‌ها یک نیاز واقعی بود و واقفان دقیقاً همان نقطه را هدف گرفتند.
همین پیشینه، امروز یک پرسش جدی را پیش رو می‌گذارد: اگر واقفان گذشته نیاز زمانه خود را تشخیص می‌دادند، چرا امروز این حساسیت در مدیریت موقوفات کمتر دیده می‌شود؟
امروز نیاز جامعه نه امنیت کاروان‌ها، بلکه امنیت درمان و کرامت خانواده‌هایی است که با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هر سال خانواده‌های متعددی از شهرستان‌هایی مانند بیجار برای درمان فرزندان خود راهی تهران می‌شوند. بسیاری از این بیماران کودک‌اند؛ کودکانی که درمانشان تنها در چند مرکز تخصصی و فوق تخصصی ممکن است. هزینه‌های درمان سنگین است، اما آنچه بسیاری از خانواده‌ها را از پا درمی‌آورد، هزینه اقامت در پایتخت است. برای خانواده‌ای که همه داشته‌هایش را صرف دارو و آزمایش کرده، یافتن یک سرپناه ساده در تهران گاه به بحرانی فراتر از بیماری تبدیل می‌شود.
در چنین شرایطی، یک خیریه مردمی در بیجار با اتکا به شبکه‌ای از نیروهای داوطلب و سازوکار دقیق شناسایی نیازمندان، تلاش کرد حداقل امکان اسکان برای بیماران اعزامی، به‌ویژه کودکان، فراهم کند. این اقدام نه پروژه‌ای پرهزینه بود و نه مطالبه‌ای خارج از منطق اجتماعی؛ تنها تلاشی برای آنکه هیچ خانواده‌ای به دلیل ناتوانی در پرداخت اجاره چند شب اقامت، درمان فرزندش را نیمه‌کاره رها نکند.
در این مسیر، بارها از سازمان اوقاف درخواست همکاری شد؛ چه برای دریافت حمایت مالی و چه برای معرفی یا اختصاص مکانی که بتواند به عنوان محل اسکان بیماران مورد استفاده قرار گیرد. مکاتبات متعدد انجام شد و پیگیری‌ها ادامه داشت. انتظار این بود که نهادی که متولی موقوفات و اموال در نظر گرفته‌شده برای منافع عمومی است، دست‌کم در برابر چنین ضرورتی سکوت نکند.
اما پاسخ، سکوت بود. نه همکاری مؤثری شکل گرفت، نه راهکاری ارائه شد و نه توضیحی روشن درباره عدم امکان حمایت داده شد. در نهایت، فشارها و بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌ها به جایی رسید که دفتر این خیریه تعطیل شد. تعطیلی یک خیریه، فقط پایین آمدن یک کرکره نیست؛ از بین رفتن بخشی از اعتماد و سرمایه اجتماعی است که به سختی شکل می‌گیرد.
در کنار این تجربه، مسئله‌ای بنیادین‌تر نیز مطرح است: نحوه مدیریت و هزینه‌کرد درآمد موقوفات تا چه اندازه شفاف و پاسخگوست؟ منابع موقوفات امانتی در دست متولیان است و فلسفه وجودی آن‌ها کاهش فقر، حمایت از نیازمندان و خدمت به جامعه است. وقتی سازوکار دقیق شناسایی و راستی‌آزمایی نیازمندان وجود دارد و شبکه‌های مردمی آماده همکاری هستند، چرا این هم‌افزایی شکل نمی‌گیرد؟ چرا ظرفیت‌های میدانی که می‌توانند کمک‌ها را به دست افراد واقعی برسانند، نادیده گرفته می‌شوند؟ افکار عمومی همچنین حق دارد بداند درآمد سالانه موقوفات چگونه مدیریت می‌شود و سهم حوزه‌هایی مانند درمان، آموزش و حمایت از محرومان چقدر است. شفافیت در اعلام درآمدها و نحوه هزینه‌کرد، نه یک مطالبه سیاسی، بلکه یک ضرورت مدیریتی و اخلاقی است. سرمایه اصلی وقف، اعتماد مردم است؛ اعتمادی که بدون گزارش‌دهی روشن و پاسخگویی منظم، آسیب می‌بیند.
از سوی دیگر، یکی از وظایف مهم نهادهای متولی وقف که کمتر مورد توجه قرار گرفته، ارائه مشاوره تخصصی به واقفان است. بسیاری از افراد خیر تمایل دارند بخشی از دارایی خود را وقف کنند، اما طبیعی است که همه آنان شناخت دقیقی از اولویت‌های واقعی جامعه نداشته باشند. در چنین شرایطی انتظار می‌رود نهادهای مسئول، پیش از ثبت وقف‌نامه، با ارائه مشاوره‌های کارشناسی، واقفان را با حوزه‌هایی آشنا کنند که بیشترین اثر اجتماعی و ماندگاری را دارند؛ حوزه‌هایی مانند درمان بیماران نیازمند، ایجاد اقامتگاه برای همراهان بیماران، حمایت از آموزش محرومان، یا تقویت زیرساخت‌های رفاهی در مناطق کمتر برخوردار.هدایت آگاهانه وقف‌ها به سمت چنین اولویت‌هایی نه تنها از ارزش معنوی آن نمی‌کاهد، بلکه اثرگذاری و ماندگاری آن را چند برابر می‌کند. وقف زمانی ماندگار است که مستقیماً با نیازهای واقعی جامعه پیوند بخورد.
وقف زمانی زنده می‌ماند که با زندگی مردم پیوند داشته باشد. اگر نتواند در برابر بیماری یک کودک یا درماندگی یک خانواده نقشی ملموس ایفا کند، به تدریج از فلسفه اصلی خود فاصله می‌گیرد. واقفان گذشته بیجار برای امنیت کاروان‌ها وقف کردند، زیرا آن نیاز زمانه بود.امروز نیاز زمانه درمان بیماران، حفظ کرامت خانواده‌های گرفتار و رساندن کمک به نیازمندانی است که در پیچیده‌ترین شرایط اقتصادی قرار دارند.
بازگشت به این فلسفه، نه تنها خواسته یک خیریه یا یک شهر، بلکه ضرورتی برای حفظ جایگاه اجتماعی نهاد وقف است؛ زیرا ارزش موقوفات نه در تعداد اسناد ثبت‌شده، بلکه در اثری است که در زندگی مردم بر جای می‌گذارد.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید