جای خالی افراد دلسوز و توانمند مریوانی و بانهای بهوضوح احساس میشود.
تصویب و آغاز فرآیند شکلگیری منطقه آزاد تجاری مریوان و بانه را میتوان یکی از مهمترین رخدادهای اقتصادی دهههای اخیر در استان کردستان دانست؛ فرصتی که در صورت بهرهگیری صحیح از آن، میتواند بخشی از عقبماندگی تاریخی این منطقه را جبران کرده و زمینهساز رونق سرمایهگذاری، اشتغال و توسعه پایدار در نوار مرزی غرب کشور شود.
اما هنوز جوهر این تصمیم خشک نشده، نشانههای نگرانکنندهای از آغاز رقابتها و سهمخواهیهای سیاسی پیرامون ساختار مدیریتی این منطقه به چشم میخورد.
در روزهایی که مردم مریوان و بانه امیدوارند ثمره سالها محرومیت و عقبماندگی را در قالب رونق اقتصادی، اشتغال و سرمایهگذاری ببینند، خبر از تنشها و تحرکات رقابتی بین محافل خودخوانده شنیده میشود که میکوشند با استفاده از نفوذ خود، این موقعیت را نیز چون بسیاری از موقعیتهای پیشین، تصاحب کرده و به انحصار خود درآورند! افرادی که تحت عنوان هیأتهای مشورتی، مدیریتی و تصمیمسازی منطقه آزاد مطرح میشوند، چهرههایی هستند که سالها در مناصب سیاسی و اجرایی استان حضور داشتهاند. پرواضح است که بخش مهمی از افکار عمومی این پرسش را مطرح میکند که نقش این افراد در رفع محرومیتها، جذب سرمایهگذاری و گشودن گرهها و حل موانع توسعهای کردستان در دوران مسئولیتشان چه بوده است؟ افرادی که بسیاری از شهروندان معتقدند در سالهای حضورشان در قدرت، بیش از آنکه دغدغه توسعه و تامین منافع عمومی را داشته باشند، همواره در فکر تثبیت و اعتلای موقعیتهای سیاسی و اداری خود بودهاند، اینک با شکلگیری ساختار منطقه آزاد، بار دیگر به میدان رقابت و زورآزمایی بازگشتهاند؛ نه برای ارائه برنامهای توسعهمحور، بلکه برای انحصار و تصاحب کرسیها و منافع این پروژه اقتصادی. از طرف دیگر، گزارشها و شنیدهها از اختلافات و رقابتهای پشت پرده میان برخی از این افراد و برخی نمایندگان فعلی بر سر تعارض منافعشان حکایت دارد.
واقعیت آن است که کردستان، بهرغم برخورداری از ظرفیتهای انسانی، طبیعی و جغرافیایی فراوان، همچنان در بسیاری از شاخصهای توسعهای با چالشهای جدی مواجه است. بنابراین طبیعی است که جامعه نسبت به بازگشت چهرههای تکراری به عرصه تصمیمگیری درباره بزرگترین پروژه اقتصادی سالهای اخیر استان حساس باشد؛ بهویژه زمانی که این حضور بیش از آنکه بر پایه تخصص، تجربه اقتصادی و برنامه توسعهای باشد، متکی بر شبکههای قدرت و نفوذ سیاسی به نظر برسد.
نکته تأملبرانگیز آنجاست که در میان ترکیبهای پیشنهادی و محافلی که خود را متولی یا تصمیمگیر و مدیران آینده منطقه آزاد معرفی میکنند، جای خالی افراد دلسوز و توانمند مریوانی و بانهای بهوضوح احساس میشود. چگونه میتوان درباره آینده اقتصادی و تجاری دو شهرستان مرزی تصمیم گرفت، اما حتی یک چهره مؤثر و مورد اعتماد از خود این مناطق در جمع تصمیمگیران حضور نداشته باشد؟
منطقه آزاد مریوان ـ بانه، پیش از آنکه فرصتی باشد برای گروههای فرسوده سیاسی و صاحبان نفوذ و همچنین سرمایهدارانی که سالهاست با انحصار موقعیتهای مختلف در این مرزها، فقط و فقط منافع خود را تامین نمودهاند، حق همهی مردم این دو شهرستان است که دههها تلخی و جور مرزنشینی، بیکاری، محرومیت و توسعهنیافتگی را با گوشت و پوست و استخوان لمس کردهاند. اگر قرار است این فرصت تاریخی نیز همچون بسیاری از پروژههای گذشته به عرصهای برای رقابتهای باندی و سیاسی تبدیل شود، نه تنها هدف اصلی آن محقق نخواهد شد، بلکه بیاعتمادی عمومی نسبت به نهادهای متولی و تصمیمگیر، بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
به راستی تا چه زمانی باید سرنوشت پروژههای بزرگ اقتصادی استان در حلقهای محدود از افراد تکراری و ذینفوذ رقم بخورد؟ تا کی منافع عمومی مردم کردستان قربانی منافع شخصی و محفلی کسانی شود که سالهاست خود را مالک و متولی انحصاری این استان میپندارند؟
منطقه آزاد، اگر قرار است موتور توسعه باشد، باید بر پایه شایستهسالاری، شفافیت، مشارکت نخبگان محلی و نظارت افکار عمومی اداره شود؛ نه بر اساس روابط سیاسی، بدهبستانهای پشت پرده و تقسیم غنائم میان صاحبان قدرت. مردم مریوان و بانه حق دارند در این مقطع تاریخی، نه تماشاگر، بلکه تصمیمگیر و ذینفع اصلی آینده خود باشند.
آدرس کوتاه خبر: