جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توانست برتری مطلق تسلیحاتی جهان غرب را به چالش بکشد
سلیمان اللهمرادی: تحولات اخیر در منازعات بینالمللی بهویژه در پرتو رویدادهای مربوط به ایران، نشاندهنده ورود جهان به مرحلهای نوین از تقابل است که نشان میدهد قدرت نظامی به تنهایی برای تثبیت هژمونی کافی نیست. تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، فراتر از رقابتهای صرفاً ژئوپلیتیکی، آزمونی همزمان برای قدرت نظامی، رسانهای و نمادین برای جهانیان است. در این چارچوب، قابلیت کنترل زیرساختهای ارتباطی، تجاری و اطلاعاتی جهان، نقشی کلیدی در شکلدهی به افکار عمومی و موفقیت در عرصه روایت ایفا میکند.
برتری نظامی هرچند تعیینکننده است اما الزاما نمیتواند در درازمدت به برتری سیاسی تبدیل شود. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، اگرچه با برتری تسلیحاتی آمریکا و اسرائل همراه بود، اما در عرصه روایت جهانی با چالشهای جدی مواجه شد. تلاش قدرتهای مهاجم برای صورتبندی کنش خود در چارچوب دفاع از نظم و امنیت با واکنش جهانی، بهویژه در شبکههای اجتماعی و رسانههای فراملی، روبهرو شد که این صورتبندی را به سادگی نپذیرفت. این امر منجر به فرسایش و ایجاد تردید در هژمونی روایی غرب شد؛ بهگونهای که حتی در میان متحدان سنتی آمریکا، مانند اروپا، شاهد پرهیز از همراهی کامل در جنگ بودیم.
شکاف میان زبان رسمی دولتها و زبان افکار عمومی، در این جنگ به وضوح قابل مشاهده است. تردید بخشی از نخبگان سیاسی در داخل آمریکا و اروپا در باره استمرار و عقلانیت حملات، در کنار اظهارات متناقض دونالدترامپ، انسجام هژمونیک ساختگی را در هم شکست و اعتبار قدرت تسلیحاتی آمریکا را نزد افکار عمومی جهان تا حد زیادی از بین برد. اگر آمریکا اینک در استمرار حمله دچار شک و تردید است این تزلزل پیش از نگرانیهای اقتصادی، ناشی از ترس از واکنشهای جهانی است زیرا مشاوران پنتاگون بهخوبی درک کردهاند که جنگ دیگر تنها نبردی میان ارتشها نیست، بلکه نزاعی است میان اعتبار سلاح و اعتبار سخن. این بدان معناست که هر عملیات نظامی باید در دادگاه افکار عمومی، رسانهها و نخبگان نیز دفاع شود و شکست در این دفاع، حتی پیروزی نظامی را به یک پیروزی ناقص، پرهزینه و فرساینده تبدیل میکند.
به عبارتی، در دوران معاصر، شبکههای اجتماعی و الگوهای نوین توزیع اطلاعات، انحصار روایت جنگ را از قدرتهای نظامی گرفتهاند. تصاویر، ویدیوها، شهادتها و تحلیلهای لحظهای، افکار عمومی جهانی را به سرعت بسیج کرده و امکان شکلدهی به هژمونی روایت را فراهم میآورند. در این میان، باز شدن اینترنت در ایران، برخلاف تصور برخیها که آنرا مغایر با منافع ملی میدانند به افزایش گردش روایتها و نقدها علیه مهاجمان کمک کرده و امکان پرسش از مشروعیت جنگ و بازنمایی هزینههای انسانی و سیاسی آن را افزایش داده است.
این تحولات، نشاندهنده کاهش توانایی قدرتهای مسلط در تعیین یکجانبه آینده جنگ و روایت آن است. انحراف اهداف اولیه عملیات نظامی از دستیابی به اهداف اعلام شده (مانند براندازی در ۶ هفته)، اینک پس از گذشت ۳ ماه به شکاف میان سرمایهگذاریِ انجام شده و نتایج حاصله دامن زده و مشروعیت اقدامات نظامی آمریکا را زیر سوال برده است. در این میان، نقش رقبای قدرتهای مسلط، مانند چین و روسیه که از طریق تسهیلگری و بهرهبرداری از شکافهای موجود به تضعیف هژمونی یکجانبه کمک میکنند، نیز قابل توجه است.
در نهایت، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توانست برتری مطلق تسلیحاتی جهان غرب را به چالش بکشد، نه از آن جهت کهوایران ماشین جنگی آمریکا را از کار انداخت، بلکه از آن رو که نشان داد سلاح بدون مشروعیت، قدرتی ناقص است.
مقاومت ایران، قدرت سلاح و مشروعیت آمریکا را بیاعتبار ساخته و دشمن را به احساس ضعف در اوج قدرتِ سخت، وادار کرد. این امر مؤید این نکته است که در منازعات نوین، "مشروعیت" و "روایت" به ابزارهای حیاتی در کنار قدرت نظامی تبدیل شدهاند و قدرتهایی که بتوانند در این عرصهها موفقتر عمل کنند، در تعیین نظم نوین جهانی نقش برجستهتری ایفا خواهند کرد.
آدرس کوتاه خبر: