جمعه، 8 خرداد 1405
روژان پرس » اخبار » همزیستی خرد و قدرت در افق توسعه کُردستان

حلقه‌ی مفقوده حکمرانی؛ از میراث مولوی کورد تا استقرار واحد راهبردی سنتز دانش

همزیستی خرد و قدرت در افق توسعه کُردستان

0
کد خبر: 3819

همزیستی خرد و قدرت در افق توسعه کُردستان

کارنامه‌ی عملکردی دکتر لهونی در این مدت، نشان‌دهنده درک عمیق ایشان از هندسه قدرت و سیاست در منطقه است. ایشان با تکیه بر تجربیات گران‌سنگ پیشین، توانسته‌اند توازنی منطقی میان واقعیت‌های بوروکراتیک و آرمان‌های توسعه‌ای برقرار کنند.
نزدیک به دو سال از آغاز فصل نوین مدیریتی در استان کوردستان با سکانداری جناب دکتر آرش زره‌تن لهونی می‌گذرد. اکنون در اردیبهشت ۱۴۰۵، در حالی به میانه این مسیر رسیده‌ایم که تحلیل آمارهای کلان اقتصادی در پایان سال ۱۴۰۴، زنگ خطری جدی را برای تمامی دلسوزان و برنامه‌ریزان استان به صدا درآورده است. بر اساس محاسبات رسانه‌ای و تحلیلی مبتنی بر داده‌های نرخ بیکاری و تورم نقطه‌ای، شاخص فلاکت در کوردستان در زمستان ۱۴۰۴ به عدد تأمل‌برانگیز ۹۶.۳ رسیده است که رتبه نخست کشور را نشان می‌دهد. این عدد زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که با میانگین کشوری (۷۴.۲) و فاصله معنادار ۳۶ واحدی با پایتخت مقایسه گردد.
اما برای درک عمق این «تراژدی توسعه»، باید دو شاخص تکمیلی دیگر را نیز در کنار فلاکت بازخوانی کرد:
۱. نرخ مشارکت اقتصادی: کوردستان همواره با چالش نرخ مشارکت پایین‌تر از میانگین روبرو بوده است؛ این یعنی بخش بزرگی از نیروی کار فعال، امیدی به یافتن شغل ندارند و از دایره جستجو خارج شده‌اند. وقتی شاخص فلاکت در کنار مشارکت پایین قرار می‌گیرد، نشان‌دهنده «انسداد در فرصت‌های معیشتی» است.
 ۲. تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها: با توجه به ساختار سبد هزینه در استان‌های کم‌برخوردار، فشار اصلی فلاکت بر دوش سفره مردم است. سبقت گرفتن تورم خوراکی‌ها از میانگین تورم کل، لایه‌های عمیق‌تری از آسیب‌های اجتماعی را در بطن خود می‌پروراند.
نگارنده پیش از این در مقالات پژوهشی منتشر شده مولوی و والی، و همزیستی خرد و قدرت، در روزنامه وزین «روژان»، بر این حقیقت تأکید کرده‌ام که حکمرانی در جغرافیای فرهنگی کوردستان، هرگاه با خرد نخبگانی همراه شده، به شکوفایی رسیده است. اما امروز، عبور شاخص فلاکت از مرز ۹۶ واحد، نشان می‌دهد که دیگر فرصتی برای آزمون و خطا نمانده است. کوردستان در نقطه‌ای ایستاده است که برای مهار این وضعیت، نیازمند هجرت از مدیریت سنتی به سمت «سنتز دانش» است.
از منظر مطالعات مدیریتی، این حجم از فشار اقتصادی بدین معناست که ساختارهای اجرایی در پیوند زدن یافته‌های پژوهشی به پروژه‌های عملیاتی ناکام بوده‌اند. «سنتز دانش» فرآیندی است که در آن، پژوهش‌های پراکنده در حوزه‌های اقتصاد مرز، آمایش سرزمین و آسیب‌های اجتماعی، از حالت جزیره‌ای خارج شده و به یک نقشه راه واحد برای مدیریت بحران تبدیل می‌شوند. استانداری باید «خریدار استراتژیک» دانش محققان باشد تا از هدررفت منابع محدود و زمان باقی‌مانده پیشگیری کند.
کارنامه‌ی عملکردی دکتر لهونی در این مدت، نشان‌دهنده درک عمیق ایشان از هندسه قدرت و سیاست در منطقه است. ایشان با تکیه بر تجربیات گران‌سنگ پیشین، توانسته‌اند توازنی منطقی میان واقعیت‌های بوروکراتیک و آرمان‌های توسعه‌ای برقرار کنند. اما برای آنکه این مسیر به یک میراث ماندگار تبدیل شود، باید از مدیریت‌های صرفاً پروژه‌محور به سمت حکمرانی آمایشی حرکت کرد. تلاشی که امروز در بدنه اجرایی استان جریان دارد، زمانی به کمال می‌رسد که میان تولید ایده در نهادهای علمی و اجرای پروژه در بدنه دولت، پیوندی ارگانیک و نهادمند برقرار گردد. تراژدی توسعه زمانی رخ می‌دهد که مخازن فکری و دانشگاهی ما سرشار از ایده‌های تحول‌آفرین باشد، اما شاخص‌های زیست‌محیطی و اقتصادی استان در رده‌های آخر قرار گیرند. این شکاف فقط با ایجاد یک حلقه وصل ساختاری پر می‌شود.

در این راستا، نهادهای مرجعی همچون پژوهشکده کوردستان‌شناسی و پیشنهاد ایجاد واحد راهبردی سنتز دانش، پتانسیل آن را دارند که به دیدبان علمی و اتاق فکر استان تبدیل شوند؛ مشروط بر آنکه خروجی‌های این مراکز به عنوان اسناد پشتیبان در تصمیمات کلان لحاظ گردند. همچنین، حمایت از رویدادهایی همچون جشنواره جایزه قلم هژار، فراتر از یک اقدام فرهنگی، گامی در جهت تقویت مرجعیت فکری کوردستان و تکریم قلمی است که در خدمت توسعه قرار دارد.
و در این راستا، پیشنهاد صریح بنده، ایجاد «واحد راهبردی سنتز دانش» در ساختار مشورتی استان است. مأموریت این واحد در شرایط کنونی باید بر چهار محور اضطراری متمرکز شود:

 ۱- کالبدشکافی علمی شاخص فلاکت: تحلیل چرایی فاصله فاحش استان با میانگین کشوری و ارائه راهکارهای نقطه‌ای.

۲- تبدیل دانش به بسته‌های سیاستی: استخراج راهکارهای عملیاتی از دل تحقیقات علمی پژوهشی و پایان‌نامه‌ها برای مهار تورم محلی و تحریک اشتغال پایدار.

 ۳- میزهای پیش‌نقد راهبردی: بررسی علمی طرح‌های اقتصادی قبل از اجرا، جهت اطمینان از اثربخشی واقعی آن‌ها بر معیشت مردم.

۴- رصد و پایش هوشمند: تحلیل بازخوردهای اجتماعی تصمیمات اجرایی برای اصلاح فوری فرآیندهای ناکارآمد.

بابا ۴۴۷, [19/05/2026 02:10 ب.ظ]
در نهایت، استقرار واحد راهبردی سنتز دانش، پیامی روشن به جامعه نخبگان و مردم صبور استان است؛ اینکه دانش، قلب تپنده حکمرانی برای عبور از بحران است. جناب دکتر لهونی در موقعیتی تاریخی قرار دارند تا با تکیه بر پیشینه درخشان و نخبگانی این دیار، حکمرانی را از مسیر «تکریم اساتید، همزیستی خرد و قدرت و پیوند معرفت با سیاست» بازسازی کنند. همان‌گونه که سلف صالح ما، مولوی کورد، ترسیم کرده بود، راه سعادت این سامان از معبر اندیشه و خرد می‌گذرد. امید است با شجاعت در تغییر ساختارها و با استمرار این نگاه عمیق، شاهد کاهش سنگینی بار فلاکت از دوش مردم نجیب و شاهد توسعه و شکوفایی همه‌جانبه کوردستان سرافراز باشیم.
عادل مرادپور
 پژوهشگر مطالعات فرهنگی و مدیریتی
کلید واژه ها:
عادل مرادپور

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید