با گذشت یک سال از درگذشت او، همچنان جای خالیاش در دفتر روزنامه روژان و در میان روزنامهنگاران بهروشنی احساس میشود.
نوشتن از کسانی که نبودشان هنوز باورپذیر نشده، دشوار است؛ بهویژه وقتی سخن از شخصیتی چون کاک ناصر کانیسانانی باشد که فقدانش نهتنها برای همکارانش، بلکه برای فضای روزنامهنگاری کردستان، ضایعهای عمیق و ماندگار به شمار میآید. با گذشت یک سال از درگذشت او، همچنان جای خالیاش در دفتر روزنامه روژان و در میان روزنامهنگاران بهروشنی احساس میشود.
کاک ناصر از روزنامهنگارانی بود که به قلم، حقیقت و مسئولیت حرفهای خود وفادار ماند. او تنها یک همکار نبود، بلکه برای بسیاری از اهل رسانه، راهنما، پشتیبان و الهامبخش محسوب میشد. در روزهایی که جوانترها با دشواریهای حرفه روزنامهنگاری، ابهامهای حوزه فرهنگ، اجتماع، هنر و سیاست روبهرو میشدند، او با صبر، دانایی و مهربانی، چراغ راهشان بود و امید را در دلشان زنده میکرد.
ویژگی برجسته کاک ناصر، تلفیق تعهد حرفهای با منش انسانی و اخلاقی بود. او روزنامهنگاری را نه صرفا یک شغل، بلکه شیوهای از زیستن میدانست؛ از همین رو، نسبت به رخدادهای پیرامون خود حساس، مسئول و کنشگر بود و هیچگاه مسئولیت حرفهای را به زمان و مکان محدود نمیکرد. همین خصیصه، او را به چهرهای ممتاز و کمنظیر در عرصه روزنامهنگاری تبدیل کرده بود.
در کنار توانایی حرفهای، فروتنی، اصالت، فرهنگدوستی و انساندوستی از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی او بود. کاک ناصر با گفتار گرم، رفتار صمیمی و نگاه عمیق خود، تأثیری ماندگار بر اطرافیانش گذاشت؛ تأثیری که با گذر زمان کمرنگ نشده و همچنان در حافظه همکاران و دوستانش زنده است. کسانی که او را از نزدیک میشناختند، بهخوبی میدانند که فقدانش تنها از دست دادن یک روزنامهنگار نبود، بلکه وداع با انسانی فرهیخته، دلسوز و الهامبخش بود.
بیتردید، نام و یاد کاک ناصر کانیسانانی در تاریخ روزنامهنگاری کردستان ماندگار خواهد ماند؛ چراکه او نمونهای روشن از روزنامهنگاری متعهد، اخلاقمدار و مسئول بود. هرچند او در بهار از میان ما رفت، اما فقدانش خزانی ماندگار در دل همکارانش بر جای گذاشت. با این همه، میراث فکری، حرفهای و انسانی او همچنان زنده است و برای نسلهای بعدی روزنامهنگاران، الهامبخش و آموزنده خواهد بود.
کاک ناصر در واپسین روزهای زندگی، با وجود درد و رنج، قلم را زمین نگذاشت؛ زیرا روزنامهنگاری را شغلی میدانست که بازنشستگی ندارد و تا پایان عمر همراه انسان میماند. شاید دلنوشتههایی که مینوشت، تسلای روزهای سختش بودند و لبخندی هرچند کوتاه بر لبانش مینشاندند.
او اهل دل بود؛ و این خصلتی بنیادین در روزنامهنگاری اصیل است. همواره از حقیقت سخن میگفت و واقعیت را قربانی مصلحت نمیکرد. ریشه در روستای کانیسانان داشت؛ زادگاهی که به آن وفادار ماند. با آن که سالها در شهر زیست، هویت روستایی خود را فراموش نکرد. همین پیوند با خاک و مردمش، ذهن او را آزاد و نگاهش را گستردهتر کرده بود. تعلق خاطر به زادگاهش نهتنها او را محدود نکرد، بلکه به نوشتههایش عمق، صداقت و غنا بخشید.
امروز گرچه در میان ما نیست، اما باور داریم که در آرامش جاودان آرمیده است. یاد و نامش در دل روزنامهنگاران زنده خواهد ماند و خاطرهاش از ذهن ما پاک نخواهد شد.
من نیز بهعنوان روزنامهنگار، هرگاه زندگی و منش انسانهایی چون کاک ناصر را مرور میکنم، بیش از پیش به سنگینی مسئولیت این حرفه پی میبرم و درمییابم که تا رسیدن به معیارهای تعهد و انسانیت، راهی در پیش است. گاه آرزو میکنم توان بیشتری داشتم تا بتوانم حق فداکاریهای او را آنگونه که شایسته است ادا کنم.
شاید برخی بگویند قدرش در زمان حیات آنگونه که باید دانسته نشد؛ اما این سخن از سر اغراق یا احساسزدگی نیست، بلکه بیان حقیقت است. همانگونه که او از دل مینوشت، من نیز بهعنوان کوچکترین عضو خانواده روژان و جامعه روزنامهنگاران، از او یاد میکنم؛ زیرا از او آموختم که در این حرفه، پیش از هر چیز، اهل دل باشم.
آدرس کوتاه خبر: