کاش روزی برسد که این مسیر نه برای نمایش، که برای مردم گشوده شود آنهم نه با روبان و تشریفات، بلکه با آرامش و اطمینان.
دو دهه گذشته است از روزی که نخستین کلنگ پروژه بزرگراه کرمانشاه به میاندوآب که بخش اعظم آن در استان کردستان واقع شه است، بر زمین نشست، نسلی بزرگ شد، کودکی به جوانی رسید، و جاده هنوز نیمهجان است. بزرگراهی که قرار بود شریان توسعهی غرب کشور باشد، امروز به زخمی باز بر تن مردم کردستان تبدیل شده است؛ زخمی که هر روز با بیتفاوتی و وعدههای تکراری تازه میشود.این مسیر طولانی، اگر برای مردم نفعی نداشته، اما برای برخی مسئولان بیثمر هم نبوده است! هر از گاهی صدای قیچی و روبان شنیده میشود؛ گاهی با هیاهوی افتتاح چند کیلومتر، پلی تازه یا دهانهای از تونل، گویی هدف از آغاز پروژه نه پایان آن، بلکه برگزاری مراسم رنگارنگ است.
انگار این جاده قرار نیست روزی به مقصد برسد. هر بار که از آن عبور میکنی، میبینی که چند تابلو و چند ماشین راهسازی بر سر راه ماندهاند، اما اثری از امید نیست. مردمی که سالهاست در پیچ و خم همین مسیر گرفتارند، خوب میدانند که این راه تنها جغرافیایی نیست بلکه آینهای است از نوع نگاه و میزان تعهد مسئولین به وعدههایشان.
️شاید این پروژه رکورددار «افتتاحهای مکرر» باشد و بتوان آن را در کتاب رکوردها ثبت کرد؛ گاه و بیگاه چند کیلومتر، یک پل یا یک دهنه تونل افتتاح میشود و مسئولان با لبخند از «گام بزرگ توسعه» میگویند! در حالی که مسیر اصلی هنوز ناتمام و پرخطر است. انگار هدف، ساخت جاده نیست، بلکه نمایش عکس و آمار است، و مردمی که هر روز از همین مسیر عبور میکنند، همچنان میپرسند: پس این همه افتتاح، چرا این راه هنوز به اتمام نشده است!؟
️کاش روزی برسد که این مسیر نه برای نمایش، که برای مردم گشوده شود آنهم نه با روبان و تشریفات، بلکه با آرامش و اطمینان.
️کاش روزی برسد که مردم این خطه دیگر بهای بیتفاوتی مسئولین را با جان خود نپردازند، و این جاده، پس از سالها انتظار، واقعاً به مقصد برسد...
آدرس کوتاه خبر: