از همه تلختر، آسفالت ورودی تونل سوم که در جریان ریزش دیواره کاملا تخریب شده و تنها یک و نیم باند از این قسمت مسیر فعال است.
در روزگاری که همه کشورها برای کاهش زمان سفر و افزایش ایمنی، مسیرهای ریلی، هوایی و جادهای خود را بهروز میکنند، استان کردستان در سکوت و سکون، هر روز در حال عقبنشینی از حداقل هاست. نه تنها پروازهای فرودگاههای آن یکی یکی تعطیل شدند، بلکه برای رسیدن به قطاری هم که قرار بود نماد توسعه و اتصال استان به پایتخت باشد، از دل گردنهی خطرناک صلوات آباد باید عبور کرد تا به ایستگاه آن رسید؛ گردنهای که حالا پس از دههها وعده و حرف، افتتاح نهایی چهار بانده شدن آن هنوز مانده است.
مسیر صلواتآباد، اگرچه باید شاهراه توسعه غرب کشور و ریه تنفسی استان کردستان باشد، به میدان مین خاموشی بدل شده که جان مسافران بیپناه را در دست تقدیر میگذارد. سالهاست که وعدهی چهاربانده شدن این محور داده میشود. اما مثل بسیاری از پروژههای دیگر، اینجا هم زمان، کیفیت، و پیگیری چنگی به دل نمیزند. کافی است به وضعیت آسفالت، ایمنی دیوارهها، و پیچهای تند این مسیر نگاه کنیم تا متوجه شویم که اگر تاکنون فاجعهای انسانی بیشتری رخ نداده، نه بهخاطر نظارت و پیشبینی، بلکه صرفاً به لطف الهی بوده است.
مدیر کل مربوطه اعلام کرده که رانش دیواره در اسفند ماه سال ۱۴۰۳ به دلیل قدمت ۴۰ تا ۵۰ ساله و عدم وجود بستر مناسب بوده است.آیا این گفته، یعنی هیچ برنامه پایش، نظارت سیستماتیک یا بازسازی فنی در طول این سالها صورت نگرفته است؟ یک گردنهی ۵۰ ساله که نه مقاوم سازی شده، نه روکش اساسی، و نه تاب آوری آن در برابر بار ترافیکی روزانه (بهویژه ماشینهای سنگین) سنجیده شده، چطور هنوز هم تنها مسیر راهبردی ما به مرکز کشور باقی مانده است؟
از همه تلختر، آسفالت ورودی تونل سوم که در جریان ریزش دیواره کاملا تخریب شده و تنها یک و نیم باند از این قسمت مسیر فعال است بازسازی آن از اسفند ماه تا به امروز به تعویق افتاده. چهاربانده شدن مسیر هم، به گفته مسئولان، فقط در شرایطی که «همهچیز ایدهآل باشد و منابع مالی کامل برسد» ممکن است، آنهم در بهترین حالت طی سه تا چهار سال آینده. و اگر شرایط ایدهآل نباشد؟ پاسخ واضح است: "خدا داند."
این پاسخ مبهم، خود به تنهایی سند ناتوانی سیستم برنامهریزی و اولویتبندی در سطح ملی و منطقهای است. مگر کردستان بخشی از این کشور نیست؟ مگر توسعه متوازن، اصل اساسی حکمرانی نیست؟ اگر همه چیز در گرو تحقق «شرایط ایدهآل» است، پس چه زمانی نوبت مردم این استان میرسد؟
از آن جایی که کردستان عملاً از آسمان و ریل بی بهره و کم بهره است، بار سنگین تردد بر دوش همین مسیر صلوات آباد است. این مسیر دیگر فقط یک جاده نیست؛ شاهرگ حیاتی مردم است، بستر انتقال بیماران، دانشآموزان، کارگران، سرمایهگذاران و رانندگان است. نباید اجازه داد با نگاههایی فرعی، این محور به حاشیه برود.
اگر جادهای خطرناک، قدیمی و رانش پذیر، تنها مسیر شما به بیرون از استان باشد، چه احساسی خواهید داشت؟ اگر مسئولان برای در امان ماندن شما در سوانح جاده دستاورد هایی درخور نداشته باشند باید چه کرد؟
گردنه صلوات آباد فقط یک مسیر جادهای نیست؛ نماد فراموشی استان کردستان در تصمیم گیری های ملی است.
* دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
آدرس کوتاه خبر: