همپیمانی نانوشته میان بانک کشاورزی و شرکتهای بیمه که از حساب گندمکاران کسر میکند، نه با اخلاق سازگار است و نه با قانون.
با گذشت ماهها از تحویل محصول، هنوز بخشی از مطالبات گندمکاران پرداخت نشده و همان اندک مبلغ باقیمانده نیز گرو نگهداشته شده است؛ آنهم به بهانهای بهنام «بیمه اجباری». بیمهای که نه خسارت سیل و خشکسالی را جبران میکند و نه مرهمی بر زخم بیعدالتی است.
آیا این اقدام جز گروکشی از کشاورزان معنای دیگری دارد؟ کدام قانون به دولت اجازه داده تا پیش از رضایت صاحب حساب، مبالغی از دسترنج او را برداشت کند؟ این همپیمانی نانوشته میان بانک کشاورزی و شرکتهای بیمه که بیهیچ شفافیتی از حساب گندمکاران کسر میکند، نه با اخلاق سازگار است و نه با عدالت.
وقتی دولت به جای پشتیبانی از تولید، خود به مانع تولید تبدیل میشود، دیگر از شعار «امنیت غذایی» چه باقی میماند؟ ریشهی اعتماد در خاکی که بذر بیاعتمادی در آن کاشته میشود، چگونه میروید؟
اکنون زمان پاسخگویی است. نمایندگان مجلس و نهادهای نظارتی باید در برابر این گروکشی آشکار سکوت نکنند. سخن از پول نیست، سخن از حق نان است؛ حقی که با عرق پیشانی مردم ایجاد شده نباید قربانی سودجویی بانک و شرکتهای بیمه شود.
تا وقتی گندم میروید، امید زنده است.ما صدای بیصدایان مزرعهایم.
آدرس کوتاه خبر: