وقتی کسی که حتی یک مقاله علمی یا سند پژوهشی ندارد، در مصاحبهها خود را «مورخ» مینامد، نتیجهاش چیزی جز تحریف تاریخ و سردرگمی مردم نیست.
در روزگاری که عنوانها از انسانها جلو زدهاند، رسالت رسانه است که اجازه ندهد واژههای بزرگ، خرج آدمهای کوچک شوند. جامعهای که هر بیکارنامهای را «مورخ»، «دکتر» یا «اندیشمند» میخواند، دیر یا زود اعتبار علمی و اخلاقی خود را از دست میدهد.
در فرهنگ، واژهها حرمت دارند. عنوان «استاد» را با رنج شاگردی گرفتن زیبنده است و «دکتر» را با سالها تحقیق و تألیف. اما امروز، دیده میشود کسانی با پیشینهای سراسر از ابهام و آشفتگی روحی که نه مدرک معتبر دارند و نه حتی سواد خواندن و نوشتن منسجم، خود را «مورخ»، «پژوهشگر» یا «کارشناس مسائل تاریخی» مینامند و با اعتماد به نفس عجیبی در رسانهها سخن میگویند. اینجاست که رسانهها، اگر ناظر و مسئول نباشند، ناخواسته تریبون دروغ میشوند.
واژهها دروغ نمیگویند، اما ما با کاربرد نادرستشان، دروغ را به آنها تحمیل میکنیم.
این بیماری فقط در دانشگاه نیست؛ در سیاست، فرهنگ، هنر و حتی تاریخنگاری هم ریشه دوانده است.
وقتی کسی که حتی یک مقاله علمی یا سند پژوهشی ندارد، در مصاحبهها خود را «مورخ» مینامد، نتیجهاش چیزی جز تحریف تاریخ و سردرگمی مردم نیست.
رسانهها در این میان نقش تعیینکننده دارند. همانگونه که قانون از جعل امضا جلوگیری میکند، رسانه باید از جعل عنوان جلوگیری نماید. اگر کسی رزومه علمی ندارد، نباید در معرفیاش عنوان «دکتر» یا «تاریخنگار» بیضابطه استفاده شود.
اگر بپذیریم که اعتماد عمومی، بزرگترین سرمایه رسانه است باید گفت واژههای بیپشتوانه این سرمایه را میسوزاند.
در ایران امروز، ریشه بسیاری از عقبماندگیها در همین وارونگی معیارهاست.به جای رزومه، رفاقت معیار است و به جای حقیقت، تملق میدرخشد. در چنین شرایطی، طبیعی است که «دانش» منزوی شود و «ادعا» میداندار گردد.
جامعهای که آدمهای کوچک را به زور بزرگ کند، دیر یا زود بزرگانش را کوچک میکند. بگذاریم هرکس به اندازه توان و تلاش خود مطرح شود نه کمتر، نه بیشتر تا حقیقت دوباره بر صندلی خود بنشیند و بار معنایی عنوانها بیش از این قربانی باندبازیهای سیاسی نشود.نازنینی تو ولی در حد خویش.
آدرس کوتاه خبر: