اگر خواهان اعتلای ایران هستیم باید صدای معلمان شنیده شود، خواستههایشان در سیاستگذاریها جایگاه داشته باشد و منزلت شان در عمل حفظ گردد.
🔻در تقویم رسمی ایران دوازدهم اردیبهشتماه به نام «روز معلم» نامگذاری شده است؛ روزی برای تجلیل از کسانی که مشعل دانایی و آگاهی را در دست دارند و با شوق و صبوری، آیندهسازان این سرزمین را پرورش میدهند.
اما این روز تنها یک مناسبت نمادین نیست بلکه یادآور یکی از تلخترین و در عین حال غرورآفرین ترین فصلهای تاریخ معاصر آموزش و پرورش ایران است.
در دوازدهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۰ معلمان کشور که به لایحهی ناعادلانهی سقف حقوق فرهنگیان معترض بودند در حرکتی خودجوش به خیابانها آمدند. تجمعی آرام و متین در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی وقت به نشانه اعتراض و حقخواهی شکل گرفت.
در آن روز، معلمان تنها خواستار کرامت شغلی، معیشت شایسته و شنیده شدن صدای خود بودند. اما پاسخ حاکمیت وقت بهجای شنیدن، خشونت بود.
در میانهی این اعتراض مسالمتآمیز دکتر ابوالحسن خانعلی، دبیر جوانی که تنها ۲۹ سال داشت هدف گلوله مستقیم پلیس قرار گرفت و جان باخت. قطره خونی که از پیشانیاش بر زمین ریخت نه تنها سنگفرش بهارستان را بلکه وجدان عمومی جامعه فرهنگی کشور را سرشار از اندوه و خشم کرد.
این حادثه نهفقط نقطهای برای توقف نبود بلکه سرآغاز جنبشی گسترده و مطالبهگر در تاریخ معلمان ایران شد.
در پی این واقعه معلمان شروط چهارگانهای برای پایان اعتصاب اعلام کردند از جمله استعفای دولت، مجازات قاتل دکتر خانعلی، آزادی محمد درخشش رهبر جامعه معلمان و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان. در نهایت برای آرام کردن فضای ملتهب، حکومت وقت روز ۱۲ اردیبهشت را بهعنوان «روز معلم» نامگذاری کرد هرچند معنای واقعی این روز نه در تصمیم حکومتی، بلکه در خون دکتر خانعلی و ایستادگی هزاران معلم ریشه دارد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز با ترور آیتالله مرتضی مطهری در یازدهم اردیبهشت مجدداً دوازدهم اردیبهشت بهعنوان روز معلم تثبیت شد اما حافظه تاریخی جامعه فراموش نخواهد کرد که این روز یادآور آموزگاری است که جان خود را فدای عزت و صدای هملباسانش کرد.
امروز در بزرگداشت روز معلم باید از مقام همه آموزگارانی تجلیل کرد که با وجود سختیها دل به کلاس میبرند و چراغی را روشن نگه میدارند. اما این تجلیل، اگر تنها در قالب اهدای شاخههای گل و لوح و شعار باقی بماند بیثمر است.
اگر خواهان اعتلای ایران هستیم باید صدای معلمان شنیده شود، خواستههایشان در سیاستگذاریها جایگاه داشته باشد و منزلت شان در عمل حفظ گردد.
روز معلم روز اندیشه، ایثار و ایستادگی است. بیاییم در این روز فقط قدردان نباشیم حامی باشیم.
شایسته نیست که با نادیده گرفتن نقش بیبدیل معلمان، چهرهی آموزش را تیره و ناامید جلوه دهیم. بله، در کلاس درس کمبودهایی هست اما فراوانند آنچه که هنوز در کلاسها میرویند انگیزه، مهر، خلاقیت و تلاش، بیانصافی است اگر قدردان این داشتهها نباشیم.
این یادداشت، ادای دینی کوچک است به پاس قدردانی از تمام معلمانی که با وجود سختیها، همچنان چراغ کلاس ها را روشن نگه میدارند.
اما این روز تنها یک مناسبت نمادین نیست بلکه یادآور یکی از تلخترین و در عین حال غرورآفرین ترین فصلهای تاریخ معاصر آموزش و پرورش ایران است.
در دوازدهم اردیبهشتماه سال ۱۳۴۰ معلمان کشور که به لایحهی ناعادلانهی سقف حقوق فرهنگیان معترض بودند در حرکتی خودجوش به خیابانها آمدند. تجمعی آرام و متین در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی وقت به نشانه اعتراض و حقخواهی شکل گرفت.
در آن روز، معلمان تنها خواستار کرامت شغلی، معیشت شایسته و شنیده شدن صدای خود بودند. اما پاسخ حاکمیت وقت بهجای شنیدن، خشونت بود.
در میانهی این اعتراض مسالمتآمیز دکتر ابوالحسن خانعلی، دبیر جوانی که تنها ۲۹ سال داشت هدف گلوله مستقیم پلیس قرار گرفت و جان باخت. قطره خونی که از پیشانیاش بر زمین ریخت نه تنها سنگفرش بهارستان را بلکه وجدان عمومی جامعه فرهنگی کشور را سرشار از اندوه و خشم کرد.
این حادثه نهفقط نقطهای برای توقف نبود بلکه سرآغاز جنبشی گسترده و مطالبهگر در تاریخ معلمان ایران شد.
در پی این واقعه معلمان شروط چهارگانهای برای پایان اعتصاب اعلام کردند از جمله استعفای دولت، مجازات قاتل دکتر خانعلی، آزادی محمد درخشش رهبر جامعه معلمان و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان. در نهایت برای آرام کردن فضای ملتهب، حکومت وقت روز ۱۲ اردیبهشت را بهعنوان «روز معلم» نامگذاری کرد هرچند معنای واقعی این روز نه در تصمیم حکومتی، بلکه در خون دکتر خانعلی و ایستادگی هزاران معلم ریشه دارد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز با ترور آیتالله مرتضی مطهری در یازدهم اردیبهشت مجدداً دوازدهم اردیبهشت بهعنوان روز معلم تثبیت شد اما حافظه تاریخی جامعه فراموش نخواهد کرد که این روز یادآور آموزگاری است که جان خود را فدای عزت و صدای هملباسانش کرد.
امروز در بزرگداشت روز معلم باید از مقام همه آموزگارانی تجلیل کرد که با وجود سختیها دل به کلاس میبرند و چراغی را روشن نگه میدارند. اما این تجلیل، اگر تنها در قالب اهدای شاخههای گل و لوح و شعار باقی بماند بیثمر است.
اگر خواهان اعتلای ایران هستیم باید صدای معلمان شنیده شود، خواستههایشان در سیاستگذاریها جایگاه داشته باشد و منزلت شان در عمل حفظ گردد.
روز معلم روز اندیشه، ایثار و ایستادگی است. بیاییم در این روز فقط قدردان نباشیم حامی باشیم.
شایسته نیست که با نادیده گرفتن نقش بیبدیل معلمان، چهرهی آموزش را تیره و ناامید جلوه دهیم. بله، در کلاس درس کمبودهایی هست اما فراوانند آنچه که هنوز در کلاسها میرویند انگیزه، مهر، خلاقیت و تلاش، بیانصافی است اگر قدردان این داشتهها نباشیم.
این یادداشت، ادای دینی کوچک است به پاس قدردانی از تمام معلمانی که با وجود سختیها، همچنان چراغ کلاس ها را روشن نگه میدارند.
آدرس کوتاه خبر: