جمعه، 15 آبان 1405
روژان پرس » اخبار » محمد علی بگ تفلی/ برگی از تاریخ مریوان

دکتر بهرزاد دافعی

محمد علی بگ تفلی/ برگی از تاریخ مریوان

0
کد خبر: 4075

محمد علی بگ تفلی/ برگی از تاریخ مریوان

پس از درگذشت حبیب‌الله بگ در سال ۱۲۹۶ شمسی، تنها فرزند او، محمدعلی بگ، ریاست خاندان و منطقه را بر عهده گرفت.
تاریخ کردستان در سده‌های اخیر، سرشار از رویدادهای سیاسی، اجتماعی و نظامی است که در بستر رقابت قدرت‌های محلی، حکومت‌های مرکزی و تحولات منطقه‌ای شکل گرفته‌اند. در این میان، هورامان به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه، ساختار عشایری، نفوذ خاندان‌های محلی و جایگاه برجسته طریقت‌های دینی، همواره یکی از مهم‌ترین کانون‌های تحولات غرب ایران به شمار آمده است.
در اواخر دوره قاجار و سال‌های آغازین حکومت پهلوی، کردستان شاهد دگرگونی‌های گسترده‌ای بود. ضعف حکومت مرکزی در برخی مقاطع، وقوع خشکسالی‌ها و قحطی‌ها، افزایش فشارهای اقتصادی، منازعات میان خوانین و همچنین دخالت قدرت‌های خارجی همچون روسیه و بریتانیا، شرایطی را پدید آورد که سرنوشت بسیاری از خاندان‌های محلی با تحولات سیاسی منطقه گره خورد.
در چنین فضایی، بیگزاده‌ها، خوانین و سران عشایر تنها نقش مدیران محلی را ایفا نمی‌کردند، بلکه مسئولیت حفظ امنیت، حل اختلافات، اداره روستاها، حمایت از مردم و گاه دفاع از سرزمین‌های خود در برابر تهدیدهای خارجی را نیز بر عهده داشتند. از سوی دیگر، نفوذ معنوی شیوخ و رهبران طریقت‌های دینی، به‌ویژه طریقت قادریه، در بسیاری از تصمیمات سیاسی و اجتماعی منطقه تأثیرگذار بود و پیوند میان قدرت اجتماعی و مرجعیت دینی را شکل می‌داد.
خاندان بارام‌بگی یکی از خاندان‌های شناخته‌شده هورامان بود که در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه حضوری فعال داشت. اعضای این خاندان در دوره‌های مختلف در مدیریت امور محلی، حل منازعات، مقاومت در برابر تهدیدهای خارجی و حفظ پیوندهای اجتماعی میان طوایف و روستاهای منطقه نقش‌آفرینی کردند. در میان آنان، محمدعلی بگ تفلی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود؛ شخصیتی که زندگی او با بسیاری از رویدادهای مهم کردستان در اواخر عصر قاجار و نیمه نخست حکومت پهلوی همزمان شد.
این زندگی‌نامه تلاشی است برای ثبت بخشی از تاریخ شفاهی و محلی هورامان و معرفی زندگی، فعالیت‌ها و نقش اجتماعی محمدعلی بگ تفلی و خاندان او در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی زمانه خویش. بسیاری از رویدادهای ذکرشده در این اثر، بازتاب خاطرات، روایت‌های محلی و حافظه تاریخی مردم منطقه است که نسل به نسل منتقل شده و بخشی از هویت تاریخی هورامان را تشکیل می‌دهد.
در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، امان‌الله خان کوچک که به غلام‌شاه خان مشهور بود، والی و حاکم کردستان به شمار می‌رفت. در سال ۱۲۶۸ شمسی، به علت گرانی، قحطی و خشکسالی، مردمان عشایر مناطق شامیان و هورامان از دولت سر به شورش برداشتند. در پی این وقایع، والی کردستان لشکری متشکل از تفنگچی‌های جوانرود به فرماندهی سرهنگ خان احمد خان، همراه با دو دستگاه توپ و نیز اسماعیل خان، برادر والی، به همراه تفنگچی‌های مریوان و عشایر منمی و سورسور، به منطقه اعزام کرد و روستای دزلی را به تصرف درآورد.
با نزدیک شدن نیروهای دولتی، ترس و نگرانی سراسر هورامان را فرا گرفت و مردم به شیخ حسام الدین نقشبدی پناه بردند. شیخ حسام الدین در روستای نژمار با والی کردستان دیدار کرد و از او درخواست نمود حسن سلطان و محمد سعید سلطان را مورد عفو قرار دهد، اما والی این درخواست را نپذیرفت و به هورامان حمله کرد. حسن سلطان و محمد سعید سلطان ناچار به شارزور گریختند.
در همان ایام، ناصرالدین شاه در پی سوءقصد گروه مذهبی بابی مجروح شد و والی کردستان ناچار گردید برای رسیدگی به امور به تهران عزیمت کند. او میرزا محمدرضا وزیری را به جانشینی خود منصوب کرد و مسئول رسیدگی به امور هورامان ساخت. در دوره ریاست میرزا محمدرضا وزیری، حسن سلطان مورد بخشش قرار گرفت و برای ایجاد آرامش در منطقه، حکومت هورامان و شامیان به او واگذار شد.
حسن سلطان در دزلی مستقر شد و هورامان و شامیان را میان بیگزاده‌ها تقسیم کرد. مناطق هه‌وشی و درناخی نیز به بارام بگ واگذار گردید.
تولد و دوران جوانی حبیب‌الله بگ
حبیب‌الله بگ، فرزند بارام بگ، در روستای دزلی و در سال ۱۲۳۱ شمسی دیده به جهان گشود. پدرش از بزرگان هورامان بود و در جنگ‌های منطقه حضور فعال داشت. حبیب‌الله بگ نیز در کنار پدر پرورش یافت و آموزش‌های لازم را فرا گرفت. او فنون سوارکاری و تیراندازی را نزد عموهای خود، به ویژه عزیز خان، آموخت.
در سال ۱۲۵۲ شمسی به منطقه دی‌کون (کانی وه‌نوشه) در مقابل روستای تفلی امروزی رفت و مالکیت آنجا به وی سپرده شد.
در سال ۱۲۷۲ شمسی صاحب پسری به نام محمدعلی شد.
درگیری هجمنه و مهاجرت اهالی تفلی
در سال ۱۲۷۹ شمسی، حبیب‌الله بگ در جریان درگیری با اهالی روستای هجمنه، دو نفر از روستاییان را با شلیک گلوله کشت. پس از این واقعه، او توانست از طریق پیران به شارزور برود. در غیاب وی، محمدعلی بگ مسئولیت اداره روستا را بر عهده گرفت.
در سال ۱۲۸۲ شمسی، به علت وقوع زلزله و ریزش کوه، روستا خالی از سکنه شد و مردم به روستای تازه‌تأسیس تفلی که در آن سوی رودخانه قرار داشت کوچ کردند و آنجا را آباد و توسعه دادند.
پس از گذشت یک سال، حبیب‌الله بگ با پرداخت جریمه‌ای به مبلغ یکصد تومان به ارفع‌الملک توانست به روستای تفلی بازگردد.
ماجرای قتل سید عزیز
در سال ۱۲۸۴ شمسی، در مزارع سولاوا، سیدی به نام سید عزیز، فرزند عبدالجلیل، به دست تفنگچی‌های احمدخان، فرزند عزیزخان دزلی، کشته شد.
سالارالدوله، والی وقت سنندج، به عباس‌قلی خان رزاو دستور داد سه نفر از عاملان این قتل را پیدا کند. عباس‌قلی سلطان رزاو در تفلی یکی از آنان را دستگیر کرد و به همراه محمدعلی بگ او را به مأموران سالارالدوله تحویل داد. سپس مأمورانی را به بارام‌آوا فرستادند تا دو نفر دیگر را نیز دستگیر کنند.
اما محمودخان دزلی پنجاه نفر تفنگچی به منطقه فرستاد و آنان را در سولاوا آزاد کرد. این افراد بعدها به دست عباس‌قلی رزاو کشته شدند.
پس از این ماجرا، محمدعلی بگ از دید دولت فردی خائن شناخته شد و بارها تحت تعقیب قرار گرفت، اما به واسطه نفوذ محمودخان دزلی مورد بخشش قرار می‌گرفت.
جانشینی محمدعلی بگ
پس از درگذشت حبیب‌الله بگ در سال ۱۲۹۶ شمسی، تنها فرزند او، محمدعلی بگ، ریاست خاندان و منطقه را بر عهده گرفت.
محمدعلی بگ فردی آگاه، آرام و دوراندیش بود. گفته می‌شد که در دوران جوانی، به برکت دعای شیخ عبدالقادر کسنزانی به بزرگی و اعتبار رسید.
در سال ۱۲۸۸ شمسی، شیخ محمود ملک، مشهور به شیخ محمود نمر، وارد روستای دزلی شد. در همین زمان، سالارالدوله که از شاهزادگان قاجار بود، به دیدار شیخ رفت و به او پیشنهاد کرد که با همکاری یکدیگر تهران را از مشروطه‌خواهان بازپس گیرند و پس از پیروزی، او را به عنوان والی سنندج منصوب کند.
شیخ محمود این پیشنهاد را نپذیرفت. او نامه‌ای خطاب به عشایر کرد منطقه که با سالارالدوله همراه شده بودند نوشت و آن را به احمد خواجه سپرد تا به روستای رزاو برساند.
احمد خواجه در مسیر خود به روستای تفلی رسید و با محمدعلی بگ دیدار کرد. وی او را از ورود شیخ محمود آگاه ساخت. محمدعلی بگ در پاسخ گفت: «سالارالدوله هار شده است و تفنگچی‌های هورامی و مریوانی که با او همراه شده‌اند در اشتباه هستند و عاقبت این کار برای مردم کرد بسیار زیان‌بار خواهد بود».
احمد خواجه پس از رسیدن به رزاو، با سالارالدوله ملاقات کرد و توانست تفنگچی‌های مریوان و هورامان را از همراهی با او منصرف کند. با این حال، طایفه جاف همراه با سالارالدوله برای تصرف تهران حرکت کردند.
این نیروها در مسیر خود بسیاری از روستاها را غارت کرده و به آتش کشیدند، اما سرانجام در ساوه شکست خوردند و سالارالدوله به عراق گریخت. دولت وقت نیز این اقدام را بی‌پاسخ نگذاشت و بعدها پیامدهای آن متوجه بسیاری ازشهرهای  کردنشین شد.
جنگ با روس‌ها
در سال ۱۲۹۵ شمسی، محمدعلی بگ به همراه خوانین و بیگزاده‌های هورامان و مریوان، با چهل نفر تفنگچی در جنگ علیه نیروهای روس شرکت کرد. در این نبرد، نیروهای حسن خان رزاو شکست خوردند و یکی از تفنگچی‌های اهل تفلی نیز کشته شد.
در ماه رجب همان سال، بار دیگر نیروهایی از مریوان، هورامان، حسن خان رزاو و محمدعلی بگ در منطقه کاکوزکریان با روس‌ها روبه‌رو شدند. در این نبرد، آنان توانستند شکست سنگینی به روس‌ها وارد کنند.
در نتیجه این پیروزی، مقدار زیادی سلاح جنگی و دو عراده توپ به عنوان غنیمت به دست نیروهای کرد افتاد.
حمایت از شیخ محمود
محمدعلی بگ به دلیل کمک‌های مالی که به شیخ محمود برای پیشبرد انقلاب و فعالیت‌های سیاسی او کرده بود، از سوی انگلیسی‌ها و از طریق سفارت ایران مورد توبیخ قرار گرفت.
پناه دادن به یاران شیخ محمود
در سال ۱۲۹۸ شمسی و پس از شکست شورش شیخ محمود، گروهی از یاران وی، از جمله شیخ عبدالقادر کسنزانی فرزند شیخ کریم، پس از سوزاندن کربچنه و مناطق اطراف آن و از بیم دستگیری توسط نیروهای انگلیسی، به کردستان ایران پناه آوردند.
آنان از مرز پیران وارد کردستان شدند. در آن زمان دولت ایران به خوانین منطقه دستور داده بود که از پناه دادن به کسانی که با شیخ محمود همکاری کرده‌اند خودداری کنند.
این گروه ابتدا وارد روستای قلاگا شدند، اما خان قلاگا از پذیرش آنان خودداری کرد. در این هنگام، محمدعلی بگ آنان را به روستای تفلی دعوت کرد و هزینه  وخرج ومخارج انها از ورود به روستای هزارخانی تا زمانی که از روستای هزارخانی به کوردستان عراق باز گشتند پرداخت.
شیخ عبدالقادر کسنزانی هنگام عزیمت، عبای مبارک و کلاه خود را به عنوان هدیه به محمدعلی بگ سپرد. گفته می‌شود این یادگارها تا سال‌ها بعد نیز در میان خانواده او سالم نگهداری می‌شد.
نقش محمدعلی بگ در حل اختلافات منطقه
محمدعلی بگ انسانی صلح‌طلب بود و در بسیاری از اختلافات و نزاع‌های میان خوانین منطقه نقش میانجی را ایفا می‌کرد. او در میان پیروان طریقت قادری نیز از احترام و جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود.
از جمله تلاش‌های او، میانجیگری میان محمودخان دزلی و محمودخان کانی‌سانان بود. این اختلاف در روستای درزیان شدت یافته بود و محمدعلی بگ کوشید میان آنان صلح برقرار کند، اما موفق نشد.
این اقدام از سوی برخی از شیوخ بیاره مورد انتقاد قرار گرفت و از آن پس نگاه منفی نسبت به او در میان آنان شکل گرفت. این دشمنی بعدها در میان رعیت و پیروان آنان نیز نمود پیدا کرد.
زندانی شدن به دلیل حمایت از شیخ محمود
در سال ۱۲۹۹ شمسی، محمدعلی بگ به علت کمک به شیخ محمود و امضای بیانیه حمایتی او، توسط دولت مرکزی دستگیر شد.
وی به مدت هشت ماه در زندان همدان به سر برد و سرانجام با وساطت محمودخان دزلی آزاد شد.
پناه دادن به مردم دزلی
در جریان درگیری‌های میان دولت و محمودخان دزلی، محمدعلی بگ تنها فردی بود که در جنگ علیه محمودخان شرکت نکرد. همچنین هیچ‌یک از تفنگچی‌های او نیز به یاری سرلشکر محمود امین نرفتند.
پس از تصرف روستای دزلی، محمدعلی بگ به تعدادی از اهالی آن روستا پناه داد و آنان را مورد حمایت قرار داد.
دوران رضاشاه و دستگیری بیگزاده‌ها
در سال ۱۳۱۰ شمسی، به دستور رضاشاه پهلوی، تمامی بیگزاده‌ها و سران عشایر منطقه دستگیر و به زندان‌های مرکزی ایران منتقل شدند. محمدعلی بگ نیز در میان دستگیرشدگان بود و سال‌هایی از عمر خود را در زندان سپری کرد.
سرانجام در شعبان سال ۱۳۲۰، از زندان آزاد شد و به روستای تفلی بازگشت.
ماجرای احمدخان ترخان‌آوا
در سال ۱۳۱۲ شمسی، احمدخان ترخان‌آوا که از نمایندگان دولت مرکزی و از مأموران وابسته به حکومت کردستان به شمار می‌رفت، برای مردم منطقه و خانواده‌های بیگزاده‌ها مشکلات فراوانی ایجاد می‌کرد.
در همین دوران، چند قبضه اسلحه در مقابل منزل محمدعلی بگ پنهان شد و سپس از خانواده او مبلغ زیادی پول مطالبه گردید. بعدها مشخص شد که اسلحه‌ها در منزل محمدشریف بگ آلمانه نگهداری می‌شده است.
در نهایت، احمدخان ترخان‌آوا موضوع را گزارش کرد و تمامی سلاح‌ها به دولت مرکزی تحویل داده شد.
فرار محمدشریف بگ آلمانه
پس از مدتی، خبر فرار محمدشریف بگ آلمانه از زندان‌های سمنان و دامغان از طریق ماه‌وستاره به منطقه کوماسی و روستای زونج رسید.وی در آن منطقه توسط احمدخان شناسایی شد و بار دیگر به مأموران دولت مرکزی تحویل داده شد و به زندان بازگردانده شد.
مرگ مشکوک محمدخان
در همین سال‌ها، در روستای محمواوا جمعی از بیگزاده‌های جوان گرد هم آمدند. در میان آنان محمدخان، فرزند ارشد محمدعلی بگ تفلی، و همچنین فرزندان حسن خان رزاو حضور داشتند.
پس از چند روز اقامت در کنار یکدیگر، محمدخان به شکلی مشکوک جان خود را از دست داد. این حادثه تأثیر عمیقی بر خانواده محمدعلی بگ و بستگان او بر جای گذاشت.
محاکمه و تیرباران پنج نفر
پس از آزادی بیگزاده‌ها از زندان، تفنگچی‌های حسن خان رزاو افراد وابسته به احمدخان ترخان‌آوا را خلع سلاح کردند و آنان را به روستای رزاو بردند.
احمدخان ترخان‌آوا پیش از دستگیری متواری شد، اما پنج نفر از همراهان و نزدیکان او شامل:
آغا فرج‌الله، آغا لطف‌الله، آغا خلیل، آغا محمدمعصوم وزیری و آغا علی وزیری به دستور حسن خان رزاو بازداشت شدند.
یک روز پیش از اجرای حکم، محمدعلی بگ نامه‌ای به شیخ عثمان سراج‌الدین نوشت و در آن خواستار بخشش و جلوگیری از اعدام این پنج نفر شد، اما درخواست او پذیرفته نشد.
در نهایت این پنج نفر در روستای محمواوا و در باغ شیخ عثمان، به وسیله تفنگچی‌های آلمانه و هورامی تیرباران شدند و پس از آن اموال و دارایی‌هایشان نیز غارت گردید.
مقاومت عشایر در برابر دولت مرکزی
در سال ۱۳۲۲ شمسی، جاده کلاترزان به سنندج تکمیل شد و دولت مرکزی برای کنترل و سرکوب عشایر منطقه نیروی بزرگی به کردستان اعزام کرد.
در مقابل، سران عشایر و طوایف مختلف منطقه گرد هم آمدند. از جمله: عبدالله خان دزلی به نمایندگی از بارام‌بگی‌ها، محمدسان و مصطفی‌سان، مظفرخان رزاو و محمدعلی بگ تفلی. محمدعلی بگ که از تیره بارام‌بگی بود، با چهل نفر تفنگچی به فرماندهی خود و همراهی فرزندش فتح‌الله بگ و نیز فتاح هسن هزارخانی در این مقاومت شرکت کرد. این نیروها نزدیک به سه ماه در مناطق مختلف، از قژاکان تا کوه کوره‌میانه، در برابر نیروهای دولت مرکزی مقاومت کردند.
ویژگی‌های شخصیتی محمدعلی بگ
محمدعلی بگ فردی آگاه، خوش‌برخورد و مورد احترام مردم منطقه بود. او در طول زندگی خود چندین بار به دربار شاه پهلوی رفت، اما هیچ‌گاه از مردم خود و مسائل کردها غافل نشد.
اگرچه در بسیاری از شورش‌ها و قیام‌های کردی نتوانست به صورت مستقیم نیرو اعزام کند، اما همواره از لحاظ مالی و تدارکاتی از آنان حمایت می‌کرد.او همچنین در حمایت از طریقت قادری و کمک‌های مالی به شیوخ و مراکز وابسته به این طریقت، هیچ‌گونه دریغی نداشت.

فتح الله بگ و محمد خان پسرش(آزادوار)

بخش پایانی زندگی‌نامه محمدعلی بگ تفلی، فرزندان و خاندان محمدعلی بگ
محمدعلی بگ دارای چهار دختر و هفت پسر بود و فرزندان او در سال‌های بعد نقش مهمی در آبادانی و توسعه مناطق مختلف هورامان و شامیان ایفا کردند.
فرزندان و اعضای شناخته‌شده خاندان او عبارت بودند از: محمدخان تفلی، احمد بگ، فرج بگ، فتح‌الله بگ، اسعد بگ، خسرو بگ، امین بگ. دختران وی نیز عبارت بودند از: خاتو فراست، خاتو گلاویژ، خاتو شرافت، خاتو ثویبه و محمدخان تفلی
محمدخان، فرزند بزرگ محمدعلی بگ، در دوران جوانی و در حالی که آینده‌ای روشن پیش روی او قرار داشت، به شکلی مشکوک جان خود را از دست داد. این حادثه از تلخ‌ترین رویدادهای زندگی محمدعلی بگ به شمار می‌رفت و آثار آن تا سال‌ها در میان خانواده و نزدیکان او باقی ماند.
احمد بگ
احمد بگ پس از سال‌ها تلاش، روستای احموا را آباد کرد و در توسعه و گسترش آن نقش مهمی داشت. وی از جمله فرزندان فعال خاندان بود که در عمران و آبادانی منطقه شهرت یافت.
فرج بگ
فرج بگ نیز در آبادانی روستای تازاوا نقش اساسی ایفا کرد. او با تلاش فراوان این روستا را توسعه داد و شرایط زندگی بهتری برای ساکنان آن فراهم ساخت.
فتح‌الله بگ
فتح‌الله بگ از شناخته‌شده‌ترین فرزندان محمدعلی بگ بود. او روستای تخان را آباد کرد و همچنین در منطقه کوماسی، روستاهای گلیه، بیره و سورکول را از خاندان نقشبندی بقلاوا خریداری نمود و در توسعه و آبادانی آن‌ها نقش مهمی ایفا کرد.
جایگاه محمدعلی بگ در میان مردم
محمدعلی بگ در طول زندگی خود همواره به عنوان فردی خردمند، آرام، صلح‌جو و مردم‌دار شناخته می‌شد. او در بسیاری از اختلافات محلی نقش میانجی داشت و تلاش می‌کرد از گسترش دشمنی و خونریزی جلوگیری کند.
جایگاه او در میان پیروان طریقت قادری بسیار ویژه بود و بسیاری از شیوخ و بزرگان منطقه برای او احترام فراوان قائل بودند.
او همواره در کنار مردم خود باقی ماند و با وجود ارتباط با مقامات حکومتی و حضور در دربار، هیچ‌گاه از مشکلات مردم منطقه و مسائل کردها غافل نشد.
بیماری و درگذشت
محمدعلی بگ در ششم آبان سال ۱۳۵۳ شمسی دچار بیماری شد. پس از شدت گرفتن بیماری، او را برای درمان به کرماشان منتقل کردند.با وجود تلاش برای درمان، سرانجام در نهم آبان سال ۱۳۵۳ شمسی چشم از جهان فروبست.
پس از وفات، پیکر وی را به زادگاهش، روستای تفلی، منتقل کردند و در همان‌جا به خاک سپردند.
درگذشت محمدعلی بگ پایانی بر زندگی یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تأثیرگذار منطقه هورامان بود؛ شخصیتی که در طول عمر خود در بسیاری از رویدادهای سیاسی، اجتماعی و عشایری منطقه حضور داشت و نام او در حافظه تاریخی مردم هورامان و تفلی باقی ماند.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید