به بهانه انصاب برهم صالح به سمت کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان
کُردها و بازتوزیع مشروعیت جهانی
در دهه اخیر، مسئله کُرد از سطح «موضوع امنیتی» به سطح «موضوع حقوقی-دیپلماتیک» نزدیکتر شده است. انتصاب برهم صالح را میتوان نقطهای دانست که این سرمایه نمادین، به کارکردی عملی ترجمه میشود.
سلیمان اللهمرادی: سقوط رژیم بعث در عراق را باید نهفقط پایان یک حکومت، بلکه فروپاشی یک الگوی اقتدارگرای مبتنی بر حذف، یکصدایی و انحصار نمادین قدرت دانست. در نظم بعثی، سیاست نه عرصه رقابت نهادی، بلکه میدان حذف سیستماتیک بود. ازاینرو، نخستین نشانههای نظم جدید، بیش از آنکه در قانون اساسی یا ساختارهای رسمی بروز یابد، در تحول بازنمایی قدرت آشکار شد؛ جایی که چهرههایی چون جلال طالبانی، پس از دههها حذف، به سیاست رسمی بازگشت و رئیس جمهور عراق شد و اینک شاگرد او در سطحی بالاتر به منصبی جهانی پا نهاده است.انتصاب دکتر برهم احمدصالح بهعنوان کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) را باید امتداد منطقیِ فرآیندی تلقی کرد که طی آن، کُردها از موقعیت «سوژههای حاشیهای سیاست منطقهای» به کنشگران معتبر در نظم بینالملل نزدیک شدهاند.
۱. جایگاه UNHCR در حکمرانی جهانی
کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان یکی از حساسترین نهادهای نظام بینالملل است؛ نهادی که مستقیماً به مجمع عمومی سازمان ملل پاسخگوست و در تقاطع امنیت انسانی، حقوق بینالملل، سیاست مهاجرت و روابط میان دولتها عمل میکند. اگرچه از منظر سلسلهمراتب رسمی، جایگاه کمیسر عالی پایینتر از مقامهایی چون دبیرکل سازمان ملل است، اما تجربه تاریخی نشان داده که این منصب، ظرفیت بالایی برای تولید نفوذ سیاسی غیرمستقیم دارد؛ چنانکه آنتونیو گوترش، دبیرکل فعلی سازمان ملل، پیشتر همین مسئولیت را بر عهده داشته است.
در جهانی که بحرانهای مهاجرتی به یکی از اصلیترین چالشهای ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند، ریاست UNHCR صرفاً مدیریتی نیست، بلکه عمیقاً سیاسی و هنجارساز است.
۲. برهم صالح، تلاقی همزمان تجربه مبارزه و حکمرانی
برهم احمد صالح (متولد ۸ سپتامبر ۱۹۶۰، سلیمانیه) از جمله سیاستمدارانی است که تجربه او در سه سطح همزمان شکل گرفته است:
۱) مبارزه سیاسی علیه رژیم صدام
۲) تجربه تبعید و پناهندگی
۳) مدیریت در مناصب عالی حکومتی.
پیوستن او در ۱۶سالگی به اتحادیه میهنی کردستان، بازداشت توسط حزب بعث در سال ۱۹۷۹، و سپس مهاجرت به بریتانیا، این چهره دیپلماتیک را وارد مسیری کرد که سیاست را نه صرفاً بهعنوان قدرت، بلکه بهمثابه فرآیند بقا، مذاکره و بازتعریف هویت تجربه کند. دوران اقامت او در لندن با فعالیت سازمانیافته سیاسی همراه بود؛ نمایندگی اتحادیه میهنی کردستان در بریتانیا و مدیریت دفتر این حزب در لندن، بخشی از فرایند شکلگیری دیپلماسی غیررسمی کُردها در اروپا محسوب میشود.
از منظر آکادمیک، تحصیلات او در مهندسی عمران (دانشگاه کاردیف) و دکترای آمار و کاربرد کامپیوتر در مهندسی (دانشگاه لیورپول)، نشاندهنده گرایش به نگاه تحلیلی، دادهمحور و تکنوکراتیک در سیاستگذاری است؛ رویکردی که در مناصب اجرایی او نیز قابل ردیابی است.
۳. تجربه حکمرانی، از اقلیم کردستان تا دولت فدرال عراق
پس از شکلگیری اقلیم کردستان در دهه ۱۹۹۰، برهم صالح به یکی از چهرههای کلیدی حکمرانی تبدیل شد؛ عضویت در شورای رهبری اتحادیه میهنی، مسئولیت روابط اقلیم با ایالات متحده، دو دوره نخستوزیری حکومت اقلیم کردستان (۲۰۰۱–۲۰۰۴ و ۲۰۰۹–۲۰۱۲)، معاونت نخستوزیر و وزارت برنامهریزی در دولت عراق، و نهایتاً ریاستجمهوری عراق فدرال در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲.
وی در این دورهها، همزمان با تهدیدهای امنیتی (از جمله جان سالم بهدربردن از حمله تروریستی انصارالاسلام)، بر نهادسازی نرم نیز تأکید داشت؛ تأسیس دانشگاه آمریکایی سلیمانیه را میتوان بخشی از راهبرد «تولید سرمایه انسانی و نهادی» در چارچوب دولتسازی پسابحران دانست.
ارائه لایحه حمایت از کُردهای ایزدی و محکومیت نسلکشی آنان توسط داعش نیز نمونهای از پیوند سیاست رسمی با مسئولیت اخلاقی در سطح ملی است.
۴. ابعاد هویتی و دیپلماتیک
داشتن تابعیت عراق و بریتانیا و تسلط به زبانهای کُردی، فارسی، عربی و انگلیسی او را به کنشگری مناسب برای دیپلماسی چندسطحی بدل میکند؛ بهویژه در نهادی مانند UNHCR که تعامل با دولتها، سازمانهای مدنی و جوامع پناهنده، همزمان ضروری است.
۵. دلالتهای منطقهای و بینالمللی
در دهه اخیر، مسئله کُرد از سطح «موضوع امنیتی» به سطح «موضوع حقوقی-دیپلماتیک» نزدیکتر شده است. افزایش حضور سیاستمداران کُرد در نهادهای بینالمللی، پارلمانهای غربی و حوزههای علمی و فرهنگی، در کنار نقش تعیینکننده آنان در مبارزه با داعش، به انباشت سرمایه نمادین منجر شده است. انتصاب برهم صالح را میتوان نقطهای دانست که این سرمایه نمادین، به کارکردی عملی ترجمه میشود.
در سطح منطقهای، این تحول میتواند به تقویت گفتمانهای غیرخشونتآمیز، افزایش حساسیت دیپلماتیک نسبت به حقوق کُردها در ترکیه و سوریه، و تثبیت موقعیت اقلیم کردستان در عراق بینجامد. در سطح جهانی نیز، قرار گرفتن فردی با تجربه سالها پناهندگی در رأس UNHCR، پیام روشنی در باره اولویتیافتن امنیت انسانی در برابر رویکردهای صرفاً امنیتی به مهاجرت ارسال میکند.
در نهایت میتوان گفت انتخاب برهم احمد صالح که همواره به عنوان چهرهای تکنوکرات با رویکردی مبتنی بر عقلانیت و گفتوگو، شناخته شده است بهعنوان کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نویدبخش تقویت دیپلماسی انسانی و رویکردی عملگرایانه در حل بحرانهای جهانی است. این انتخاب، فراتر از یک موفقیت فردی یا قومی، نشانهای از گذار کُردها از حاشیهنشینی سیاسی به مشارکت نهادی در حکمرانی جهانی است؛ گذاری که میتواند، هرچند تدریجی، اما به افزایش شانس اعتدال، عدالت و کاهش خشونت-بهویژه در خاورمیانه- بینجامد.
آدرس کوتاه خبر: