نگاهی تحلیلی به روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه
مرگ تدریجی فرهنگها؛ تهدیدی بزرگتر از جنگ و سلاح هستهای/ سیدکیهان اسدی
نظریه «برخورد تمدنها» سالهاست درباره تعارض فرهنگی هشدار میدهد، اما در مقابل، بسیاری از متفکران بر این باورند که آینده بشریت نه در برخورد تمدنها، بلکه در «گفتوگوی تمدنها» رقم خواهد خورد.
در جهانی که هر روز بیش از گذشته بههمپیوسته و وابسته میشود، مسئله «تنوع فرهنگی» دیگر صرفاً یک موضوع هنری، قومی یا اجتماعی نیست؛ بلکه به یکی از بنیادیترین مسائل حقوق بینالملل، امنیت جهانی، توسعه پایدار و صلح میان ملتها تبدیل شده است. جهان امروز، جهانی متشکل از زبانها، مذاهب، سنتها، قومیتها، سبکهای زندگی و تمدنهای گوناگون است و بقای صلح و همزیستی در آن، در گرو پذیرش و احترام به این تنوع عظیم انسانی است.
روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه که از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یعنی UNESCO نامگذاری شده، فرصتی برای بازاندیشی در این حقیقت مهم است که فرهنگ، صرفاً بخشی از هویت ملتها نیست، بلکه ستون اصلی گفتوگو، همزیستی، صلح و توسعه جهانی به شمار میرود.
امروز، جهان با بحرانهایی روبهروست که بسیاری از آنها ریشه در نپذیرفتن تفاوتها و نفرت از تنوع دارند؛ از جنگهای قومی و مذهبی گرفته تا افراطگرایی، مهاجرستیزی، نژادپرستی، اسلامهراسی، تبعیض فرهنگی و نابودی میراث تمدنی ملتها. تجربه تاریخی نشان داده است هرگاه فرهنگها سرکوب شدهاند، خشونت، افراطگرایی و بیثباتی جایگزین گفتوگو و تفاهم شده است.
تنوع فرهنگی؛ از یک ارزش اجتماعی تا یک حق بنیادین بشری
در حقوق بینالملل معاصر، تنوع فرهنگی تنها یک ارزش اخلاقی نیست، بلکه بهعنوان بخشی از حقوق بنیادین بشر شناخته میشود. اسناد مهم بینالمللی از جمله:
• اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸،
• میثاق حقوق مدنی و سیاسی،
• میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی،
• و کنوانسیون حفاظت و ترویج تنوع مظاهر فرهنگی یونسکو (۲۰۰۵)، بر حق ملتها و انسانها برای حفظ هویت فرهنگی، زبان، سنتها و شیوه زندگی خود تأکید کردهاند.
ماده ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح میکند که هر فرد حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه خود مشارکت داشته باشد. این اصل، یکی از پایههای کرامت انسانی در جهان معاصر محسوب میشود.
در حقیقت، فرهنگ تنها مجموعهای از آداب و رسوم نیست؛ بلکه حافظ حافظه تاریخی ملتها، هویت جمعی انسانها و عامل پیوند میان نسلهاست. نابودی فرهنگها، در واقع نابودی بخشی از تاریخ و هویت بشریت است.
چرا تنوع فرهنگی برای صلح جهانی ضروری است؟
یکی از مهمترین اشتباهات جهان مدرن آن است که گاه تصور میشود توسعه صرفاً با اقتصاد، فناوری و قدرت نظامی حاصل میشود؛ در حالی که بدون احترام به فرهنگها و تفاوتهای انسانی، هیچ توسعه پایداری شکل نخواهد گرفت.
بسیاری از جنگها و بحرانهای معاصر، ریشه در نادیدهگرفتن تنوع فرهنگی دارند. نمونههای متعدد تاریخی نشان دادهاند که:
• سرکوب فرهنگی،
• حذف زبانها،
• تبعیض قومی،
• و تحقیر هویت ملتها،
میتواند زمینهساز خشونت و افراطگرایی شود.
برای مثال:
• نسلکشی رواندا،
• پاکسازی قومی در بوسنی،
• سرکوب مسلمانان روهینگیا،
• و تخریب آثار تمدنی در عراق و سوریه توسط گروههای افراطی،
همگی نشان میدهند که نفرت از تنوع فرهنگی تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.
گروههای تروریستی مانند داعش تنها انسانها را هدف قرار ندادند؛ بلکه به نابودی میراث فرهنگی تمدنها نیز پرداختند. تخریب آثار باستانی موصل، پالمیرا و دیگر میراث تاریخی، در واقع حمله به حافظه مشترک بشریت بود.
نقش سازمان ملل متحد و یونسکو در حمایت از تنوع فرهنگی
United Nations و بهویژه UNESCO نقش مهمی در حمایت از تنوع فرهنگی دارند. یونسکو معتقد است که:
«تنوع فرهنگی برای بشریت همان اندازه ضروری است که تنوع زیستی برای طبیعت.»
این نگاه نشان میدهد که فرهنگها نباید تهدید تلقی شوند، بلکه باید بهعنوان سرمایه مشترک بشریت شناخته شوند.
کنوانسیون ۲۰۰۵ یونسکو درباره تنوع فرهنگی، یکی از مهمترین اسناد بینالمللی در این حوزه است که دولتها را موظف میکند:
• از تنوع فرهنگی حمایت کنند؛
• فرصت برابر برای مشارکت فرهنگی ایجاد نمایند؛
• و از نابودی زبانها و فرهنگهای بومی جلوگیری کنند.
همچنین سازمان ملل متحد در اهداف توسعه پایدار ۲۰۳۰، فرهنگ را یکی از عناصر اصلی توسعه انسانی و صلح پایدار میداند.
جهانیسازی؛ فرصت یا تهدید برای فرهنگها؟
یکی از مهمترین چالشهای عصر حاضر، مسئله جهانیسازی است. جهانیسازی از یک سو باعث ارتباط گسترده ملتها، تبادل دانش و نزدیکترشدن فرهنگها شده، اما از سوی دیگر، خطر «یکسانسازی فرهنگی» را نیز افزایش داده است.
امروز بسیاری از زبانها، سنتها و فرهنگهای بومی در معرض نابودی قرار دارند؛ زیرا فرهنگ مسلط جهانی، گاه مجال بقا به فرهنگهای کوچکتر نمیدهد.
این وضعیت پرسشی اساسی مطرح میکند:
آیا جهان آینده، جهانی متنوع خواهد بود یا جهانی یکنواخت و فاقد هویتهای فرهنگی مستقل؟
حقوق بینالملل فرهنگی تلاش میکند میان:
• جهانیشدن،
• آزادی ارتباطات،
• و حفظ هویت ملتها، تعادل برقرار کند.
مهاجرت، پناهجویان و چالش همزیستی فرهنگی
افزایش مهاجرتهای بینالمللی، یکی دیگر از موضوعات مهم مرتبط با تنوع فرهنگی است. میلیونها انسان در جهان امروز بهدلیل:
• جنگ،
• فقر،
• تغییرات اقلیمی،
• و بیثباتی سیاسی، مهاجرت میکنند.
این مسئله اگرچه میتواند موجب غنای فرهنگی شود، اما در صورت نبود سیاستهای درست، ممکن است زمینهساز تنشهای اجتماعی و رشد افراطگرایی گردد.
برخی جریانهای سیاسی در جهان، از ترس و نفرت نسبت به مهاجران برای کسب قدرت استفاده میکنند و همین مسئله موجب افزایش:
• نژادپرستی،
• اسلامهراسی،
• و تبعیض فرهنگی شده است.
در چنین شرایطی، گفتوگوی فرهنگی و آموزش احترام به تفاوتها، اهمیت حیاتی پیدا میکند.
ایران و تنوع فرهنگی؛ گنجینهای تاریخی
ایران یکی از کهنترین سرزمینهای چند فرهنگی جهان است؛ کشوری که اقوام، زبانها، آیینها و سنتهای گوناگون قرنها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند.
کرد، فارس، بلوچ، ترک، عرب، لر، ترکمن و دیگر اقوام ایرانی، بخشی از هویت مشترک و تمدن تاریخی ایران هستند. این تنوع فرهنگی نه تهدید، بلکه سرمایهای بزرگ برای وحدت ملی و توسعه فرهنگی کشور است.
تمدن ایران در طول تاریخ نشان داده که گفتوگو، همزیستی و احترام به فرهنگها، میتواند زمینهساز ثبات و تمدنسازی باشد. بسیاری از شاعران، اندیشمندان و متفکران ایرانی نیز بر ارزش تفاوتها و انساندوستی تأکید کردهاند.
رسانهها و مسئولیت سنگین در قبال فرهنگها
رسانهها امروز نقشی تعیینکننده در شکلدهی افکار عمومی دارند. آنها میتوانند:
• زمینه گفتوگو میان فرهنگها را فراهم کنند؛
• یا برعکس، نفرت، کلیشهسازی و تفرقه را گسترش دهند.
در عصر شبکههای اجتماعی، انتشار اخبار جعلی، نفرتپراکنی و تحریک اختلافات قومی و مذهبی، به یکی از تهدیدات مهم صلح اجتماعی تبدیل شده است.
از همین رو، روزنامهنگاران، نویسندگان، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی مسئولیتی سنگین بر عهده دارند؛ زیرا قلم و رسانه میتوانند یا پل گفتوگو باشند یا جرقه بحران.
فرهنگ؛ قربانی خاموش جنگها
یکی از تلخترین واقعیتهای جهان معاصر آن است که در بسیاری از جنگها، فرهنگ نخستین قربانی است. نابودی کتابخانهها، موزهها، آثار تاریخی و زبانها، صرفاً تخریب اشیاء نیست؛ بلکه نابودی حافظه تاریخی ملتهاست.
حقوق بینالملل تلاش کرده از میراث فرهنگی در زمان جنگ حمایت کند. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حمایت از اموال فرهنگی در مخاصمات مسلحانه، دولتها را موظف میکند از آثار فرهنگی حفاظت کنند.
اما تجربه نشان داده که هنوز هم میراث فرهنگی قربانی جنگ، تروریسم و افراطگرایی میشود. دقیقا به عنوان مثال عینی می توان به جنگ امریکا و اسراییل با ایران اشاره کرد که آثار فرهنگی دچار خسارت و نابودی قرار گرفت . حتی اگر به عنوان مثال یک موزه مستقیما مورد هجمه و هدف قرار نگرفته باشد ولی امواج یک بمب به آن خسارت هایی وارد کرده است .
آینده جهان؛ گفتوگو یا برخورد تمدنها؟
امروز جهان بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد:
• یا پذیرش تفاوتها و حرکت بهسوی گفتوگو،
• یا سقوط در دام نفرت، افراطگرایی و درگیریهای هویتی.
نظریه «برخورد تمدنها» سالهاست درباره تعارض فرهنگی هشدار میدهد، اما در مقابل، بسیاری از متفکران بر این باورند که آینده بشریت نه در برخورد تمدنها، بلکه در «گفتوگوی تمدنها» رقم خواهد خورد.
اگر فرهنگها به رسمیت شناخته شوند و انسانها یاد بگیرند تفاوت را تهدید ندانند، جهان میتواند بهسوی صلحی پایدار حرکت کند.
نتیجهگیری:
روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه، صرفا یک مناسبت نمادین نیست؛ بلکه هشداری جدی به جهان امروز است. جهانی که اگر تفاوتها را نپذیرد، دیر یا زود گرفتار خشونت، افراطگرایی، تبعیض و فروپاشی انسانی خواهد شد.
تنوع فرهنگی، دشمن وحدت نیست؛ بلکه شرط واقعی همزیستی و صلح است. جامعه جهانی، دولتها، سازمانهای بینالمللی، رسانهها و نظامهای آموزشی باید بیاموزند که:
• تفاوتها تهدید نیستند؛
• فرهنگها باید شنیده شوند؛
• و گفتوگو تنها راه نجات جهان معاصر است.
در نهایت، آینده بشریت نه با حذف فرهنگها، بلکه با احترام متقابل، عدالت فرهنگی و گفتوگوی انسانی ساخته خواهد شد؛ زیرا جهانی که فرهنگهایش خاموش شوند، دیر یا زود انسانیت خود را نیز از دست خواهد داد.
آدرس کوتاه خبر: