کردها دیگر به آمریکا اعتماد نمیکنند، زیرا طعم خیانت واشنگتن را در سوریه چشیدهاند.
سلیمان اللهمرادی: دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز دوشنبه گذشته بار دیگر از عملکرد کردها در قبال موضوع ارسال سلاح به معترضان ایرانی انتقاد کرد. او گفت: کردها، که قرار بود سلاحهای ارسالی را به دست معترضان در ایران برسانند، آن را نزد خود نگه داشتهاند و سپس ادامه داد: مردم ایران میخواستند به خیابانها بیایند، اما هیچ سلاحی در اختیار نداشتند. تصور میکردند کردها به آنها سلاح خواهند داد، اما کردها ما را ناامید کردند!
ترامپ خشم خود را از اعتماد نمایندگان کنگره ایالات متحده نسبت به کردها پنهان نکرد و اظهار داشت: در کنگره میگویند کردها جنگجویانی شجاعاند؛ اما آنان تنها زمانی خوب میجنگند که پول دریافت کنند! رئیسجمهور آمریکا تأکید کرد که از کردها «بهشدت ناامید» است.
این اولین بار نیست که رئیس جمهور ایالات متحده با ظن و گمان و ادبیاتی تحقیرآمیز از کردها نام میبرد؛ هرچند ممکن است در پس این به ظاهر پریشانگویی ترامپ خطاب نهایی او بازیگران منطقهای باشد که چنین نیز هست و بنا به مصلحت از ذکر مستقیم نام آنها خودداری میکند.
حال پرسش اساسی این است که آیا ترامپ نمیداند چرا کردها از همکاری با آمریکا سر باز میزنند؟ طی چهار دهه گذشته، کردها و آمریکا کوشیدهاند روابطی مبتنی بر اعتماد و همکاری بسازند؛ روابطی که در گذر از دشوارترین مراحل تاریخی بارها محک خورده است. اما ترامپ پس از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری تام باراک، دیپلمات عربتبار تاجر را بهعنوان سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده خود در سوریه، برگزید، انتخابی که از فردای آن روز روندی معکوس آغاز شد. باراک، بهجای نمایندگی سیاستهای واشنگتن، عملاً در مسیر خواست آنکارا حرکت کرد. نتیجه این انحراف، فاجعهای بود به نام سقوط روژآوا؛ سرزمینی که الگوی همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب در نتیجه سالها همکاری آمریکا و کردها بود اما یکباره غرق در خون شد.
کردها پس از آن ویرانی، موضعی تازه و منطقی گرفتند؛ همان نکتهای که شهید علی لاریجانی، دبیر شورای عالی انیت ملی در گفتوگویی تلویزیونی بدان اشاره کرد، کردها دیگر به آمریکا اعتماد نمیکنند، زیرا طعم خیانت واشنگتن را در سوریه چشیدهاند. این اظهارات، بهویژه در پرونده کردها، بیش از هر چیز از شکافی عمیق میان روایتهای متناقض دونالد ترامپ و سیاست رسمی واشنگتن پرده برمیدارد؛ شکافی که نهتنها پنهان نمانده، بلکه خود ترامپ با زبان و رفتار متناقضش بیش از هر کس دیگری آن را آشکار کرده است.
کردها امروز، نه از تهدیدهای ایران، بلکه از تکرار خیانتِ شریک دیرینهشان واهمه دارند؛ زخمی که از حلب آغاز شد و در شرق فرات سر باز کرد.
ترامپ امروز از کمبود سلاح نزد معترضان سخن میگوید، اما شاید بهتر باشد به جای گلایه از کردها که حاصل استیصال از رویارویی با ایران است، از نمایندهاش، تام باراک، بپرسد سرنوشت آن سلاحها چه شد. اگر باراک بیخبر است، خود نشاندهنده بحران دیگری است. چگونه ممکن است نماینده آمریکا در منطقه از چنین مسئلهای آگاهی نداشته باشد؟
تام باراک نهتنها سیاست ایالات متحده در خاورمیانه، بلکه بنیان اعتماد واشنگتن نزد کردها را ویران کرد. بازسازی آن اعتماد، در هر صورت، به اراده و تصمیم رهبران آمریکا بستگی دارد. حقیقت از میان رفت، و اکنون پرسش اصلی این است که آیا میتوان آن را بازگرداند؟
سرمقاله روژان شماره 1146
آدرس کوتاه خبر: