بهخدمت گرفتن ادبیات قدیمی در جغرافیای سیاسی امروز
«شامِ شریف» ترکیه/ سلیمان اللهمرادی
بهکارگیری اصطلاح «شامِ شریف» از سوی سفیر ترکیه در دمشق را نمیتوان در سطح یک لغزش زبانی، ارجاع تاریخی یا سلیقه ادبی تقلیل داد.
نوح ییلماز، سفیر جدید ترکیه، در توییتی به جای «سوریه»، از تعبیر «شام شریف» استفاده کرد اقدامی که واکنشها و انتقادهایی را در میان فعالان سوری برانگیخته است. بهکارگیری اصطلاح «شامِ شریف» از سوی سفیر ترکیه در دمشق را نمیتوان در سطح یک لغزش زبانی، ارجاع تاریخی یا سلیقه ادبی تقلیل داد. در منطق سیاست بینالملل، زبان بخشی از کنش سیاسی است و واژهها، پیش از آنکه حامل معنا باشند، واجد دلالتاند. نامگذاری جغرافیاها، بهویژه از سوی مقامات رسمی، کنشی نمادین است که میتواند نسبت قدرت، تصور حاکمیت و چارچوب مشروعیت را بازتعریف کند.
اصطلاح «شامِ شریف» ریشه در ادبیات امپراتوری عثمانی دارد؛ ادبیاتی که دمشق را نه بهعنوان پایتخت یک واحد سیاسی مستقل، بلکه بهمثابه بخشی از قلمرو امپراتوری و تابع مرکزیتی فراتر از اراده ساکنان آن تعریف میکند. احیای چنین مفهومی در گفتار دیپلماتیک معاصر، عملاً بهمعنای بازگرداندن منطق پیشامدرن قدرت به عرصهای است که بر اساس اصول دولت-ملت، حاکمیت برابر و حقوق بینالملل سامان یافته است.
در حقوق بینالملل معاصر، اصل حاکمیت دولتها، احترام به مرزهای شناختهشده و اصل عدم مداخله، ستونهای نظم سیاسی جهانی را تشکیل میدهند. هرگونه زبانی که این اصول را بهطور ضمنی تضعیف کند، حتی اگر در قالب استعاره یا ارجاع تاریخی عرضه شود، واجد پیامد سیاسی است. «شامِ شریف» مرزهای حقوقی را به امری ثانویه تقلیل میدهد و بهجای آن، مفاهیمی سیال مانند «حوزه نفوذ تاریخی» یا «رسالت تمدنی» را برجسته میکند؛ مفاهیمی که در ادبیات حقوقی تعریفپذیر نیستند، اما در عمل میتوانند کارکرد سیاسی مؤثری داشته باشند.
بهخدمت گرفتن چنین ادبیاتی، آن هم در شرایطی که سوریه هنوز در مرحله بازسازی دولت، تثبیت حاکمیت و بازگشت کامل به نظم حقوقی بینالمللی قرار دارد، صرفاً یک بحث نظری نیست. این اقدام میتواند به عادیسازی گفتمانی بینجامد که در آن، حاکمیت ملی نه بهعنوان حق مسلم یک ملت، بلکه بهمثابه امری قابل تفسیر و مشروط به تاریخ بازنمایی میشود.
از این منظر، مسئله تنها به ترکیه یا یک مقام دیپلماتیک محدود نمیشود. پرسش اصلی متوجه نخبگان فکری، حقوقدانان، نویسندگان و کنشگران سیاسی جهان عرب است. آیا میتوان در برابر بازگشت تدریجی زبان امپراتوری به سیاست منطقهای سکوت کرد؟ تجربه تاریخی جهان عرب نشان داده است که بسیاری از پروژههای سلطه، پیش از آنکه با زور آغاز شوند، با تغییر زبان مشروعیتبخش خود را بنا کردهاند.
واکنش به چنین رویهای، الزاماً بهمعنای تقابل سیاسی یا تنش دیپلماتیک نیست، بلکه پیش از هر چیز، دفاع از زبان حقوقی سیاست است؛ زبانی که دولتها را برابر، مرزها را محترم و تاریخ را موضوع مطالعه میداند، نه ابزار بازتعریف قدرت. بیتفاوتی در برابر این تغییرات زبانی، بهتدریج راه را برای فرسایش مفاهیمی باز میکند که بهای تثبیت آنها، دههها هزینه سیاسی و انسانی بوده است.
بدون شک باید تأکید کرد که تاریخ هرچند قابل تفسیر است، اما قابل بازگشت نیست. جهان امروز، جهانی دیجیتال، شبکهای و مبتنی بر قواعد مکتوب است، نه صحنه بازتولید رؤیاهای امپراتوری. «شامِ شریف» شاید در متون کهن معنا داشته باشد، اما در نظم سیاسی معاصر، نه پشتوانه حقوقی دارد و نه امکان تحقق. رویای بازگشت، هرچقدر هم با واژهها آراسته شود، در عصر دیجیتال تعبیر نخواهد شد.
آدرس کوتاه خبر: