برخورد قهری و پاکسازی موقت، تنها راهحل نیست و مانند قطع کردن ساقهی یک علف هرز است که ریشه آن باقی میماند. راهحل نهایی، در گرو مدیریت و ساماندهی به جای حذف و طرد است.
ترافیک و راهبندان به یکی از شناسههای شهرهای بزرگ ایران تبدیل شده است. در میان عوامل متعدد ایجاد کننده ترافیک، حضور وانتهای دستفروش و میوهفروش در معابر و خیابانهای اصلی، معضلی پیچیده و چندبعدی است که علاوه بر اختلال در روانی ترافیک، مسائل اجتماعی، اقتصادی و ایمنی را نیز در بر میگیرد.شهرهای ما صحنهی تقابل خواستهها و نیازهای مختلف است. از یک سو، شهروندان حق دارند از حمل و نقل روان و سریع بهره ببرند و از سوی دیگر، گروهی از شهروندان که عمدتاً قشر کمدرآمد و فاقد مکان ثابت شغلی هستند، برای تأمین معاش خود به دستفروشی از طریق وانتهای خود متکیاند. این تقابل، به ایجاد راهبندانهای نقطهای در تقاطعها، میدانها و حاشیههای پرتردد منجر میشود که عصبانیت رانندگان، اتلاف وقت، افزایش مصرف سوخت و آلودگی هوا را به دنبال دارد. حل این معضل نیازمند نگاهی همهجانبه و دور از برخوردهای صرفاً سلبی و قهری است. این مقاله در سه بخش به بررسی ریشههای این پدیده، تبعات آن و در نهایت ارائه راهحلهای عملی و جامع برای مدیریت و کاهش این مشکل میپردازد.
بخش اول: ریشهیابی مسئله؛ چرا وانتها به معضل ترافیکی تبدیل میشوند؟
درک علل این پدیده، کلید ارائه راهحل است. این مسئله ریشه در چند عامل اصلی دارد:
فقر اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی پایدار: بسیاری از دستفروشان، نیروی کار غیرماهر یا افرادی هستند که به دلیل شرایط اقتصادی ناگزیر به این کار روی آوردهاند. نبود سرمایه برای اجاره مغازه یا دریافت مجوزهای رسمی، آنها را به سمت مشاغل سیار سوق میدهد.
دسترسی آسان به مشتری و هزینه پایین: فروش از طریق وانت در مکانهای پرتردد، ضمانتی برای دسترسی به حجم بالایی از مشتریان بالقوه بدون پرداخت هزینههای بالای اجاره بها و مالیات است.
نبود بازارچهها و فضاهای اختصاصی مناسب: در بسیاری از مناطق شهری، خصوصاً محلههای پرجمعیت و قدیمی، بازارچههای میوه و ترهبار یا فضاهای مشخص شده برای دستفروشان یا وجود ندارد یا فاقد ظرفیت و امکانات کافی است.
ضعف در مدیریت و اعمال قانون: برخورد سلیقهای و مقطعی با متخلفان (گاه سختگیری و گاه چشمپوشی) این پیام را به دستفروشان میدهد که میتوانند قوانین را نادیده بگیرند. همچنین هماهنگی بین نهادهایی مانند شهرداری، پلیس راهور و اداره صنعت، معدن و تجارت غالباً ضعیف است.
مزیت قیمت برای مصرفکننده: میوه و محصولات عرضه شده در این وانتها اغلب به دلیل حذف هزینههای سربار، ارزانتر از مغازههای رسمی است که این امر تقاضا برای خرید از آنها را افزایش میدهد.
بخش دوم: تبعات و پیامدهای منفی
این پدیده صرفاً یک مزاحمت ترافیکی ساده نیست، بلکه تبعات گستردهای دارد:
اختلال شدید در روانی ترافیک: توقف وانتها برای خرید یا فروش، باریک کردن معبر توسط خودروهای متوقف شده خریداران و ایجاد کورهراه، جریان ترافیک را به طور کامل مختل میکند.
افزایش احتمال تصادفات: حرکات غیرقابل پیشبینی وانتها (توقف ناگهانی، دور زدنهای بیجا) و همچنین توقف خودروهای خریدار در لاینهای حرکتی، خطر بروز تصادفات به ویژه برای موتورسواران و عابران پیاده را افزایش میدهد.
اتلاف وقت و هزینه ملی: راهبندان ناشی از این امر، باعث اتلاف وقت شهروندان، افزایش مصرف سوخت و در نتیجه افزایش آلودگی هوا و هزینههای اقتصادی میشود.
تخریب چهره شهری و ایجاد نابسامانی: حضور غیرقانونی وانتها در پیادهروها و معابر، نظم بصری شهر را برهم زده و احساس ناامنی و بیقانونی را القا میکند.
تضاد و درگیری اجتماعی: این مسئله میتواند به درگیری بین مغازهداران ثابت که مالیات میپردازند با دستفروشان سیار، و نیز بین رانندگان عصبانی و دستفروشان بینجامد.
بخش سوم: راهکارهای عملی و جامع؛ از برخورد قهری تا راهحلهای پایدار
راهحل این معضل، یک اقدام واحد نیست، بلکه نیازمند یک بسته سیاستی جامع و ترکیبی از راهکارهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است.
الف) راهکارهای کوتاهمدت (مدیریتی و کنترلی)
تعیین و تجهیز پارکینگهای فروش موقت (زونهای ویژه): لازم است ابتدا اقدام به شناسایی نقاط کور ترافیکی نمود که وانتها در آنجا تجمع میکنند. سپس، بخشی از پارکینگها یا زمینهای خلوت نزدیک به این نقاط (مانند زمینهای ورزشی محله در ساعات خلوت یا انتهای بنبستهای کم تردد) به عنوان زونهای فروش موقت تعیین شود. این زونها باید دارای تابلوهای مشخص، سایهبان، سطل زباله و حداقل امکانات بهداشتی باشند. ساماندهی زمان و مکان عرضه برای حضور وانتها: مثلاً فقط در ساعات مشخص غیر اوج ترافیک صبح و عصر در معابر کم تردد محلی اجازه فعالیت داده شود و ممنوعیت توقف و فروش در تقاطعها، حاشیه بزرگراهها و معابر اصلی اعمال گردد.
اعمال قانون هوشمند و مستمر: برخورد قاطع و یکسان پلیس راهور و واحدهای نظارت شهرداری با وانتهای متخلفی که خارج از زونهای تعیین شده توقف میکنند. این برخورد باید مستمر باشد تا اثر بازدارندگی خود را حفظ نماید. همچنین، پلیس راهور میتواند از دوربینهای نظارتی برای پایش این نقاط و اعمال جریمه نوری استفاده کند. لازم به ذکر است که تصویب افزایش جریمه برای وانتهای دستفروش به نحوی که سبب ایجاد بازدارندگی شود از جمله دیگر اقدامات ضروری در این زمینه است.
ب) راهکارهای میانمدت (ساختاری و حمایتی)
احداث بازارچههای محلی و مراکز ثابت فروش: بازارچههای میوه و ترهبار سبک و کمهزینه در محلههای مختلف با اولویت نقاط پرترافیک احداث شود و طرحهای اقساطی بلندمدت برای اجارهی غرفهها به دستفروشان ارائه گردد. طراحی این بازارچهها به گونهای که امکان دسترسی آسان را هم برای فروشندگان و هم برای خریداران ایجاد کند.
سامانه ثبت و مجوزدهی: سامانهای شفاف برای ثبتنام دستفروشان وانتدار ایجاد شود و صدور مجوزهای فعالیت به صورت سالیانه باشد. شرط دریافت مجوز، حضور فقط در زونها یا بازارچههای تعیین شده اعلام شود. این مجوز میتواند شامل کارت شناسایی، برچسب روی خودرو و حتی یونیفرم ساده باشد تا امکان نظارت آسانتر شود.
آموزش و فرهنگسازی: آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی و فرهنگ شهروندی به دستفروشان از طریق نهادهای محلی و فرهنگسازی در میان شهروندان برای خرید از مکانهای مشخص شده و عدم توقف در معابر برای خرید.
ج) راهکارهای بلندمدت (پایهای و اقتصادی)
ایجاد مشاغل جایگزین و توانمندسازی: شهرداری و سازمان فنی و حرفهای میتوانند برای آموزش مهارتهای جدید به دستفروشان با یکدیگر همکاری کنند و دولت نیز با ارائه تسهیلات کوچک کاریابی یا خوداشتغالی به افرادی که تمایل به خروج از این چرخه دارند کمک نماید.
بازنگری در طرحهای جامع شهری: در نظر گرفتن فضاهایی جهت اختصاص به فعالیتهای اقتصادی غیررسمی و سیار در طرحهای تفصیلی و جامع شهری از جمله اقدامات مؤثر در این زمینه است. به عنوان مثال، طراحی خیابانهای تجاری یا فوداستریتهای محلی که بتوانند بخشی از ظرفیت خود را به اینگونه فروشندگان اختصاص دهند.
تقویت ناوگان حمل و نقل عمومی: با کاهش استفاده از خودروی شخصی، از تراکم ترافیک کاسته میشود و حضور یک وانت در لاین کناری، تأثیر کمتری بر جریان کلی ترافیک خواهد داشت.
سخن نهایی
معضل راهبندان ناشی از وانتهای دستفروش، تبلور یک مشکل بزرگتر اقتصادی- اجتماعی در سطح خیابانهای شهر است. برخورد قهری و پاکسازی موقت، تنها راهحل نیست و مانند قطع کردن ساقهی یک علف هرز است که ریشه آن باقی میماند. راهحل نهایی، در گرو مدیریت و ساماندهی به جای حذف و طرد است. رویکردی ترکیبی که در آن با ایجاد انگیزه (تأمین فضاهای مناسب و ارزان)، اعمال قانون (جریمه متخلفان) و توانمندسازی (آموزش و ایجاد جایگزینها)، بتوان این بخش از اقتصاد غیررسمی را به چرخهای رسمی و سازمانیافته تبدیل کرد که نه تنها مزاحمتی ایجاد نکند، بلکه به غنای حیات اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز کمک کند. این امر تنها با عزم جدی و همکاری بنیادین نهادهای مختلفی چون شهرداری، پلیس راهور، شورای شهر و سازمانهای حمایتی محقق خواهد شد.
آدرس کوتاه خبر: