در جنگ جهانی دوم که ویرانکنندهترین و پر تلفاتترین جنگ تاریخ بشریت بوده است حدودا 100 میلیون نفر در بیش از 30 کشور جهان درگیر جنگ شدند و وقتی آمار کشتهشدگان این جنگ را در گوگل سرچ کنید آمار به ما نشان میدهد حدود 70 تا 85 میلیون نفر این جنگ کشته به روی دست جامعه بشری گذاشت.
تا حالا باید حدس زده باشید که میخواهیم در مورد کدام جنایت بشری و فاجعه انسانی سخن میگوییم. درست حدس زدید؛ جنگ!
مشتقی از کلمات جهنم، نابودی و گورستان. گورستان آرزوها و عشق و ترحم؛ نابودگر زندگی و اغازگر ویرانی. جهنمی برای جنگجویان و مردم بیدفاع. اگر باز خوب فکر کنید هزاران کلمه همزاد جنگ به ذهنت میآید بدون حتی یک کلمه با رنگ زندگی و سازندگی.
ولی جای سوال دارد واقعا چرا با وجود این همه خسارت و ویرانی که جنگها به بار میآورند باید بیشتر صفحات تاریخ بشریت در باره جنگها نوشته شوند و رسانهها سرتیتر خبرهای هر روزه را به جنگهای جدید اختصاص دهند؛ جنگهایی که هر روزه میلیونها آرزو و امید را با ترکش خمپاره و موشک با خاک و خون یکسان میسازند.
چقدر تلخ است وداع سرباز راهی جنگ با معشوقهاش را که قول بازگشتن و ساختن آیندهای بهتر را میدهند و چند لحظه بعد با گلوله سربازی دیگر از جبهه دشمن همان قلب پر از عشق و امید آرامگاه گلولهای سوزان میشود که زندگی آن سرباز را به آتش میکشد. چه کسی از تلفات واقعی جنگها آمار دقیقی در دست دارد؟ در لیست تلفات نوشته میشود یک سرباز؛ اما در دنیای واقعی مرگ هزاران آرزو و مرگ یک عشق و زندگی رویایی رقم میخورد. یک داستان کوتاه و غمانگیزی در مورد جنگ را جایی خواندم واقعا انسان را تحت تاثیر قرار میداد؛ داستان مربوط به سربازی در جنگ جهانی دوم بود که بعد از اینکه یک سرباز دشمن را میکشد در جیبهای سرباز یک نامه آغشته به خون پیدا میکند که آن را پسرش برایش فرستاده بود با این مضون: «پدر؛ از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب در مقابل در، چشم به راه تو هستم... پدر جان، به خدا اگر این بار برگردی محکم در آغوشت میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی».
بعدش آن سرباز بسیار تحت تاثیر این واقعه غم انگیز قرار میگیرد و میفهمد چه جنایتی مرتکب شده و با خودش میگوید: «من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم! او تا چند غروب دیگر چشمانتظار پدر خواهد ماند؟» و در نامهای به فرمانده خود این واقعه غمانگیز را تعریف میکند و میگوید که دیگر نمیخواهد بجنگد و اسلحهاش را زیر خاک پنهان کرده است تا نکند دستش به خون فردی دیگر اغشته شود. آیا این اولین و آخرین جنایتی است که جنگها به خود دیدهاند؟ یا روزانه هزاران هزار واقعه حتی غم انگیزتر از این هم در دلنانوشتههای جنگها رهسپار فراموشی میشوند!
عنوان مطلب را رقابت بدون برنده انتخاب کردم تا هم یکی از عوامل جنگها را در طول تاریخ بیان کرده باشم و هم اینکه همان اول مطلب اشاره کنم که هیچ کس برنده جنگ نیست؛ هیچ طرفی از طرفین جنگ برنده واقعی نخواهند بود و برنده به ظاهر، بازندهترین بازنده است. بجز کشتن و ویرانی و آوارگی و بدبختی مگر جنگها ثمره دیگری دارند؟
در جنگ جهانی دوم که ویرانکنندهترین و پر تلفاتترین جنگ تاریخ بشریت بوده است حدودا 100 میلیون نفر در بیش از 30 کشور جهان درگیر جنگ شدند و وقتی آمار کشتهشدگان این جنگ را در گوگل سرچ کنید آمار به ما نشان میدهد حدود 70 تا 85 میلیون نفر این جنگ کشته به روی دست جامعه بشری گذاشت. حالا جدای از اینکه این تعداد کشتهشدگان واقعا بسیار بسیار زیاد است اما وقتی آمار آن را نگاه میکنید 15 میلیون نفر اختلاف کمترین و بیشترین برآورد است؛ میدانید یعنی چی؟ استان تهران فقط 13 میلیون نفر جمعیت دارد! یعنی حتی بیشتر از جمعیت استان تهران تفاوت تخمین تعداد کشتهشدگان است! واقعا برای چه کسی در جنگها جان انسانها مهم است؟ درحالی که حتی آمار دقیقی از کشتهشدگان هم وجود ندارد آن هم با اختلاف جمعیتی بیشتر از جمعیت استانی مثل تهران و حتی بیشتر!
جنگ با هر دلیل و بهانهای باشد جنگ است و حاصلی بهجز کشتار و ویرانی ندارد. از زمانی که نسل انسان متولد شد جنگها هم متولد شدند فقط شیوه جنگها و شاید هم کمی از دلایل جنگها تغیر کرده است و گرنه جنگها همواره وجود داشتهاند و وجود خواهند داشت. در گذشته بیشتر با هدف غارت و به دستآوردن غنیمت یک گروه یا یک حکومت جنگ با همسایگان شروع میشد و از دلایل دیگر جنگها در زمان قدیم میتوان به دفاع اشاره کرد کرد؛ یعنی یا مورد حمله قرار گرفته بودند و صرفا میخواستند از خود دفاع کنند یا با حمله کردن به مهاجم سعی میکردند دفاع بهتری از خود داشته باشند. اما از دلایل شروع جنگهای امروزه میتوان به اختلافات مذهبی و فرهنگی اشاره کرد که همواره باعث بسیاری از جنگها شده است و یا حتی با دلایلی همچون استعمار یا فرار از استعمار، و یا خشم ملتها بر سر موضوعات مختلف از یکدیگر اشاره کرد. ولی با توجه به پیشرفت انسانها در ساخت جنگافزارها با قدرت تخریبی بسیار بالا و پیشرفت حوزههای نظامی روشهای جنگی قطعا تغیرات بسیاری نسبت به گذشتهها داشته است و جنگهای احتمالی آینده بسیار بسیار وحشتناکتر و فاجعهبار تر خواهند بود.
به امید روزی که تمام اسلحهها مثل اسلحه آن سرباز در جنگ جهانی دوم زیر خاک دفن شوند تا دیگر هرگز شاهد تکرار هیچ جنگی در هیچ کجای دنیا نباشیم.
چاپ شده در روزنامه روژان شماره 573
آدرس کوتاه خبر: