بسیاری از کوهنوردان آسیبدیده تا لحظه آخر تصور میکردهاند شرایط «قابل مدیریت» است، در حالی که توان ذهنی لازم برای مدیریت را از دست داده بودند.
زمستان در کوهستان فصل خطر بهمعنای رایج آن نیست؛ فصل دقت است. دقت در تصمیم، در زمان، در ارزیابی توان، و مهمتر از همه در تشخیص لحظهای که باید ایستاد یا برگشت. بسیاری از تلفات زمستانی نه بهدلیل نداشتن تجهیزات رخ میدهند و نه بهدلیل ناآشنایی با مسیر، بلکه بهدلیل ناتوانی در تطبیق ذهنی با شرایطی که بهسرعت در حال تغییر است. کوهستان زمستانه محیطی است که خطا را نه میبخشد و نه تصحیح میکند؛ فقط نتیجه را نشان میدهد.در سرما، اولین چیزی که از کار میافتد بدن نیست، بلکه تصمیمگیری است. افت دما، خستگی، کمآبی و فشار روانی بهتدریج قضاوت را مختل میکنند، بیآنکه فرد متوجه شود. بسیاری از کوهنوردان آسیبدیده تا لحظه آخر تصور میکردهاند شرایط «قابل مدیریت» است، در حالی که توان ذهنی لازم برای مدیریت را از دست داده بودند. آمادگی واقعی در زمستان یعنی اینکه تصمیمهای اصلی، پیش از ورود به این مرحله گرفته شده باشد؛ زمانی که هنوز ذهن شفاف است و گزینه بازگشت بدون هزینه سنگین وجود دارد.
تجربه نشان داده است که داشتن تجهیزات مناسب، اگرچه ضروری است، اما بهتنهایی عامل نجات نیست. تجهیزات در زمستان نقش تقویتکننده دارند؛ اگر تصمیم درست گرفته شود، کمک میکنند و اگر تصمیم اشتباه باشد، تنها مدت بقا را اندکی افزایش میدهند. بسیاری از افراد دچار حادثه، کاملاً مجهز بودهاند اما نمیدانستهاند چرا در آن نقطه توقف کردهاند، چه گزینههایی دارند و کدام انتخاب کمخطرتر است. اینجاست که تفاوت میان «حرکت» و «آمادگی» آشکار میشود.
یکی از خطرناکترین عوامل در برنامههای زمستانی، انتقال عادتهای فصل گرم به شرایط سرد است. همان مسیر، همان ارتفاع و همان زمانبندی در زمستان معنای کاملاً متفاوتی دارد. برف، یخ، کوتاه شدن روز و محدودیت دید، همه باعث میشوند خطاهایی که در تابستان بیاهمیتاند، در زمستان به زنجیره حادثه تبدیل شوند. کوهنورد آماده کسی است که میداند تجربه گذشته تنها زمانی ارزش دارد که با شرایط جدید بازتعریف شود.
در نگاه امدادی، حادثه معمولاً در نقطهای رخ نمیدهد که فرد زمینگیر شده است؛ حادثه از جایی آغاز میشود که باید برنامه متوقف میشد اما ادامه یافته است. تصمیم به ادامه مسیر در شرایط مرزی، اغلب حاصل ترکیب خستگی، تعهد ذهنی به هدف و اعتماد بیش از حد به تجهیزات است. در حالی که حرفهایترین رفتار در کوهستان زمستانه، حذف هدف بدون درگیری ذهنی و بازگشت آگاهانه است.
آمادگی واقعی پیش از حرکت شکل میگیرد؛ در ذهن، در برنامه، در سناریوهای شکست و در تعیین نقاطی که بازگشت از آنها الزامی است، نه اختیاری. کوهنوردی که این مراحل را طی نکرده باشد، حتی با بهترین تجهیزات نیز در برابر زمستان آسیبپذیر است. کولهپشتی نشانه حرکت است، نه نشانه آمادگی.
زمستان نه قصد آزمودن شجاعت را دارد و نه دشمنی با انسان؛ اما هرگونه بیدقتی را بیدرنگ پاسخ میدهد. تنها کسانی که فرصت بازگشت سالم پیدا میکنند، آنهایی هستند که پیش از بسته شدن مسیر، پیش از افت تمرکز و پیش از درگیری با هدف، تصمیم درست را گرفتهاند. آمادگی یعنی فکر کردن پیش از آنکه کوه تو را مجبور به فکر کردن کند.
آدرس کوتاه خبر: