پرهام ستایش- دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
صلواتآباد؛ جایی که آرمانهای هلالاحمر اجرا شد
در شبی که جاده بسته شد، هلالاحمر ثابت کرد مأموریتش فقط باز کردن مسیرها نیست؛ باز نگه داشتن راه دلها به یکدیگر است.
امشب نهم دی ماه هزار و چهارصد و چهار در گردنه صلوات آباد، جایی که مه غلیظ، برف سنگین و کولاک بیامان، مسیر را بهطور کامل مسدود کرد و خودروها یکی یکی در سکوت و سرما متوقف شدند، اتفاقی رخ داد که فراتر از یک مأموریت امدادی ساده بود؛ آرمانهای هلالاحمر به شکل عینی و ملموس، جان گرفتند.در شرایطی که طبیعت چهرهی خشن خود را نشان داده بود و اضطراب و بلاتکلیفی میان مسافران موج میزد، حضور به موقع و سازمانیافته نیروهای هلالاحمر، معنای واقعی «کاهش آلام انسانی» را به تصویر کشید؛ همان مأموریتی که در اساسنامه و فلسفه وجودی این نهاد ریشه دارد.
جاده بسته بود، سرما استخوان سوز، دید افقی به چند متر کاهش یافته و توقف طولانی، نگرانی خانوادهها را بیشتر میکرد؛ اما درست در همین نقطهی بحرانی، اصل انساندوستی که نخستین و بنیادیترین اصل نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلالاحمر است، خود را نشان داد. نیروهای امدادی، نه از سر وظیفه اداری، بلکه با روحیهای سرشار از تعهد انسانی وارد میدان شدند.
انتقال مسافران به پایگاه اسکان اضطراری، با نظمی مثال زدنی و رفتاری آمیخته با احترام انجام شد. کودکان، سالمندان، زنان و مردانی که ساعاتی پیش در دل کولاک گرفتار شده بودند، در محیطی امن، گرم و آرام مستقر شدند.بسته های کمک غذایی، پتو، رسیدگی مستمر و مهم تر از همه، کلامی آرام و حضوری اطمینان بخش، همان چیزی بود که ترس را به اعتماد بدل کرد.
در این شب سرد، هلالاحمر فقط به اسکان اضطراری بسنده نکرد؛ بلکه به درستی نشان داد که امداد، صرفاً نجات جسم نیست، بلکه حفظ کرامت انسانی است. هیچکس صرفاً «مانده راه» تلقی نشد؛ همه «انسان» بودند، با شأن، با احترام و با حق آرامش.
در گفتوگویی کوتاه که با مسئول پایگاه اسکان داشتم، آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، آمادگی کمنظیر و مدیریت پیش بینی محور مجموعه بود؛ از وجود ژنراتور برق برای جایگزینی فوری در مدار، تا پیشبینی سوختهای متنوع برای گرمایش، از گاز شهری گرفته تا چراغهای نفتی و گاز مایع، و نیز ذخیرهی قابل توجه پتو و اقلام ضروری که نشان از نگاه دقیق و مسئولانه به شرایط بحران دارد. وقتی از ایشان درباره کم و کاستیها یا چالشهای مدیریتی پرسیدم، با رضایت از شرایط موجود و حرکت در وضعیت ایدهآل سخن گفت و بر هم راستایی کامل تفکر مدیریتی از سطوح میدانی تا بالاترین ردههای تصمیمگیری تأکید داشت؛ رضایتی که بیشک حاصل حمایت، برنامهریزی و اعتماد متقابل در مجموعه است.
به نظر نگارنده، در کنار این تصویر قابل تحسین، روشن است که ماهیت مأموریت های هلالاحمر ایجاب میکند توجه و پشتیبانی از این نیروهای پرتلاش همواره در بالاترین سطح ممکن تداوم یابد؛ چرا که این آمادگی مثال زدنی، سرمایهای است که باید نه تنها حفظ، بلکه تقویت شود.
آنچه در گردنه صلوات آباد رخ داد، تجلی روشن اصول هفتگانه هلالاحمر بود:
بیطرفی در خدمت رسانی، بیغرضی در امداد، استقلال در تصمیمگیری، خدمت داوطلبانه، وحدت در عمل و جهان شمولی در نگاه. در این شب، نه نامها مهم بود، نه جایگاهها؛ تنها اصل حاکم، خدمت بی منت به انسان بود.
در میان مه و برف، انسجام اجتماعی به زیباترین شکل ممکن خود را نشان داد. نیروهای امدادی و مردم، در کنار هم، یک زنجیره انسانی ساختند؛ زنجیرهای که نشان داد در لحظات بحران، جامعه ایرانی هنوز بر پایه همدلی و اعتماد متقابل استوار است. این همان سرمایه اجتماعی است که هلالاحمر سالها برای تقویت آن تلاش کرده و امشب ثمرهاش دیده شد.
هلالاحمر، امشب صرفاً یک نهاد امدادی نبود؛ چهرهی آرام و مهربان حاکمیت بود. چهرهای که در بزنگاه ها کنار مردم میایستد، نه بالای سرشان. حضوری که فرمان نمیدهد، بلکه همراهی میکند؛ حضوری که پیش از هر چیز، شنونده اضطراب مردم است.
این گزارش، تنها برای تشکر نوشته نمیشود؛ برای ثبت یک تجربه موفق است. تجربهای که نشان میدهد اگر اصول و آرمانها، از متن آیین نامهها به میدان عمل بیایند، اعتماد عمومی تقویت میشود و احساس امنیت، حتی در دل کولاک، شکل میگیرد.گردنه صلوات آباد، امشب صحنهی یک درس بزرگ بود:
اینکه راهها ممکن است بسته شوند، اما اگر انسانیت زنده باشد، هیچ بنبستی قطعی نیست.
در شبی که جاده بسته شد، هلالاحمر ثابت کرد مأموریتش فقط باز کردن مسیرها نیست؛ باز نگه داشتن راه دلها به یکدیگر است.
و در پایان، حق انصاف نیست این روایت بینام بماند. نام برخی از این عزیزان و نیروهای پرتلاش که در این شب سرد و دشوار، بیوقفه در کنار مردم ایستادند و نامشان را جسته و گریخته از تابلوی اعلانات این مرکز برداشتـه ام، شایسته است در این ورق از روزنامه ماندگار شود؛ نه برای تمایز، بلکه برای قدردانی:
*آقایان فرهاد محمدی، فردین فتاحی، حامد اصغری، مهران مرادی، علیاکبر صبحانی، کامبیز خیری مقدم، آزاد محمدی، حجت شفیعی، مهران مهرآور، سامان فرضی، ریبوار سبحانی، آرمین شکوری، سلمان فرهادی چیلک، کیوان یوسفی، امید لطفی، برهان فاتحی، رضا صالحی صاحب، سیامک ولیخانی و...*
نام هایی از دل میدان که پشت هرکدام، ساعاتی ایستادگی، مسئولیت پذیری و خدمت بی ادعا نهفته است. این سطرها، سهم کوچکی است از قدردانی مردمی که در این شب، آرامش خود را مدیون حضورشان بودند.
آدرس کوتاه خبر: