مدیریت ترافیک، پیش از هر چیز، به تصمیمهای کارشناسی، هماهنگ و شجاعانه نیاز دارد.
ترافیک شهری مسئلهای رفتاری یا مقطعی نیست. ترافیک، برآیند مستقیم نوع مدیریت شهر است. آنچه امروز در سنندج دیده میشود، نشان میدهد که ترافیک این شهر بیش از آنکه مسئلهای فنی باشد، قربانی تصمیمهایی شده است که بدون نگاه سیستماتیک و پیوست کارشناسی اتخاذ شدهاند.
در سالهای اخیر، شبکه معابر شهری با مجموعهای از تغییرات ناهمراستا، تمرکز بیضابطه کاربریها و اجرای پروژههایی که پیش از اجرا ارزیابی نشدهاند، به وضعیتی رسیده که کوچکترین اختلال، منجر به قفل شدگی گسترده میشود. این شرایط نه ناگهانی است و نه غیر قابل پیشبینی؛ بلکه نتیجه انباشته تصمیمهایی است که هر کدام به تنهایی شاید کم اهمیت به نظر میرسیدهاند، اما در کنار هم ظرفیت واقعی شبکه را کاهش دادهاند.
یکی از عوامل مؤثر در اختلال جریان عبور و مرور، توقف وانتبارهای عرضه میوه و مواد غذایی و گسترش دستفروشی در معابر اصلی شهر است. این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت. توقف حتی کوتاه مدت یک وسیله نقلیه در سواره رو، عملاً بخشی از عرض مفید خیابان را از مدار خارج میکند و با توقف دوبله خودروهای مشتری، گرههایی ایجاد میشود که هرچند ناپایدارند، اما اثر آنها بر روانی ترافیک قابل توجه است.
با این حال، تقلیل این مسئله به برخورد سلبی، خطای تحلیلی است. دستفروشی یک واقعیت اقتصادی و اجتماعی است و بسیاری از این افراد نه از سر انتخاب، بلکه از سر ناچاری به خیابان آمدهاند. شهر موظف است حق معیشت این گروه را به رسمیت بشناسد. مسئله اصلی، عد وجود ساماندهی مشخص مبتنی بر مکان، زمان و ضابطه پایدار است، وضعیتی که هم حق شهروند را تضییع میکند و هم دستفروش را در معرض تنش دائمی قرار میدهد.
در کنار این موضوع، تجربه پیادهراه سازی خیابان فردوسی نیز قابل تأمل است. پیادهراه، در صورتی میتواند به ارتقای کیفیت زندگی شهری کمک کند که در چارچوب یک بسته کامل مدیریت ترافیک اجرا شود. حذف یک محور مؤثر عبوری بدون تقویت معابر پیرامونی، بدون پیشبینی پارکینگهای پشتیبان و بدون بهبود حمل و نقل عمومی، عملاً به انتقال بار ترافیکی به شبکه اطراف انجامیده است. نتیجه این وضعیت، فشار به خیابانهای فرعی و حتی کوچههای مسکونی و افزایش نارضایتی ساکنان بوده است.
کمبود پارکینگ در هسته مرکزی شهر نیز یکی از عوامل ساختاری تشدید ترافیک است. تمرکز بالای فعالیتهای تجاری، اداری و به ویژه خدمات درمانی خصوصی در این محدوده، بدون الزام مؤثر به تامین پارکینگ، خیابانها را به پارکینگ شناور تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، انتظار رعایت قانون توقف، بدون فراهم کردن زیرساخت لازم، واقع بینانه نیست و عملاً اجرای قانون را با چالش مواجه میکند.
ترافیک زمانی قابل کنترل است که حقوق همه ذی نفعان به رسمیت شناخته شود. دستفروش حق دارد محل فعالیت مشخص و امن داشته باشد. عابر حق دارد پیادهرو را در اختیار داشته باشد. راننده حق دارد شبکهای قابل پیشبینی و قابل استفاده را تجربه کند. و ساکن مرکز شهر حق دارد آرامش، ایمنی و دسترسی مناسب داشته باشد. نادیده گرفتن هر یک از این حقوق، کل سیستم را دچار اختلال میکند.
ترافیک سنندج نه پدیدهای حل نشدنی است و نه نتیجه بی قانونی مردم. این وضعیت حاصل فاصله گرفتن تصمیمها از منطق مهندسی ترافیک و تجربه میدانی است. مدیریت ترافیک، پیش از هر چیز، به تصمیمهای کارشناسی، هماهنگ و شجاعانه نیاز دارد؛ تصمیمهایی که پیش از اجرا سنجیده شوند و پس از اجرا پاسخگو باشند.
این، نه مطالبهای افراطی است و نه سیاسی؛ حداقل انتظاری است که یک شهروند آگاه از مدیریت شهری دارد.
آدرس کوتاه خبر:
