پنج شنبه، 9 بهمن 1404
روژان پرس » اخبار » فراتر از زیبایی‌شناسی/ عادل مرادپور

بدیع باباجان، از ایل باباجانی تا نهادهای فرهنگی کوردی

فراتر از زیبایی‌شناسی/ عادل مرادپور

0
کد خبر: 3617

فراتر از زیبایی‌شناسی/ عادل مرادپور

تحصیلات ابتدایی بدیع باباجان در سلیمانیه و دوره‌ی متوسطه در کرکوک سپری شد.
هنر دیداری به‌مثابه‌ی کنش و زیست روشنفکرانه
سخن گفتن از بدیع باباجان، صرفاً بازخوانی زندگی یک نقاش یا خوشنویس نیست، بلکه مواجهه‌ای است با یکی از اشکال کمتر دیده‌شده‌ی روشنفکری کوردی، شکلی از کنش فرهنگی که نه در خطابه‌های سیاسی و نه در متون نظری صریح، بلکه در تصویر متجلی می‌شود. در افق فکری‌ای که ماموستا علاءالدین سجادی نمایندگی می‌کرد، فرهنگ امری ایستا یا تقدیس‌شده نبود، بلکه پروژه‌ای تاریخی، اخلاقی و انتقادی به‌شمار می‌رفت؛ پروژه‌ای که در آن، متن، تاریخ، نقد و هنرهای دیداری هم‌زمان در خدمت حفظ و بازتولید حافظه‌ی جمعی کوردی قرار می‌گرفتند. در چنین افقی است که بدیع باباجان نه به‌عنوان هنرمندی منفرد، بلکه به‌مثابه‌ی واسطه‌ی بصری این پروژه‌ی روشنفکرانه قابل فهم می‌شود.
بدیع باباجان، با نام کامل بدیع حسین باباجان، در سال ۱۹۲۳ در شهر کرکوک زاده شد شهری که خود به‌واسطه‌ی تنوع قومی، زبانی و فرهنگی، یکی از کانون‌های شکل‌گیری آگاهی مدرن در جنوب کوردستان بود. او در خانواده‌ای چشم به جهان گشود که علم، اخلاق و خدمت اجتماعی در آن اموری تزئینی یا طبقاتی نبودند. پدرش، دکتر حسین باباجان، پزشک، شاعر، نویسنده و روشنفکری چندزبانه بود که به زبان‌های کوردی، عربی، فارسی، ترکی، فرانسوی و آلمانی تسلط داشت. خانه‌ی او در محله‌ی ناخی حسین کرکوک، نه‌تنها محل سکونت، بلکه فضایی فرهنگی بود؛ با باغی وسیع و زنده که خود استعاره‌ای از پیوند طبیعت، دانش و زیست اخلاقی به‌شمار می‌رفت. این زیست‌جهان خانوادگی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری افق فکری بدیع باباجان داشت افقی که در آن، هنر از همان آغاز با مسئولیت اجتماعی پیوند خورده بود.
تحصیلات ابتدایی بدیع باباجان در سلیمانیه و دوره‌ی متوسطه در کرکوک سپری شد و سپس در سال ۱۹۴۵ وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای بغداد شد. گرچه آرزوی نخستین او تحصیل در رشته‌ی موسیقی غربی بود، اما محدودیت‌های آموزشی مسیرش را به سوی نقاشی و طراحی سوق داد، مسیری که به‌ظاهر حاصل اجبار بود؛ اما در عمل به مهم‌ترین بستر کنش فرهنگی او بدل شد. او در سال ۱۹۵۰ با موفقیت این دانشکده را به پایان رساند و به‌تدریج جایگاه حرفه‌ای و فرهنگی خود را تثبیت کرد.
چندوجهی‌بودن بدیع باباجان، یکی از عناصر کلیدی فهم جایگاه اوست. او نه‌تنها نقاش و چهره‌پرداز، بلکه شاعر، خوشنویس و طراح بود و این وجوه را نه به‌صورت پراکنده، بلکه در یک کل منسجم زیباشناختی و اخلاقی به‌کار می‌گرفت. پرتره‌های او از شاعران، نویسندگان و اندیشمندان کورد، صرفاً بازنمایی فیزیکی چهره نبودند، بلکه تلاشی آگاهانه برای آن بودند که تاریخ، شأن فرهنگی و حافظه‌ی جمعی دیده شود. تصویر برای بدیع باباجان زینت متن نبود؛ امتداد اندیشه بود.
جایگاه بدیع باباجان در نگاه ماموستا هەژار، جایگاهی صرفاً فردی نیست؛ بلکه در متن یک سنت فرهنگی ریشه‌دار تعریف می‌شود. هەژار در کتاب بۆ کوردستان، با صراحت از او به‌عنوان بزرگ‌ترین نقاش کورد عصر خود یاد می‌کند و افسوس می‌خورد که پروژه‌ی مشترکشان برای روایت زندگی انسان کورد از کودکی تا مرگ، به زبان شعر و تصویر، ناتمام ماند. مامۆستا هژار می‌نویسد:
کاک بەدیعی بابەجانی گەورەترین ڕەسامی ئەمڕۆی کوردە. ڕووی لێ نام کە باسی ژیانی بنیادەمی، هەر لە دەمی ساوایییەوە هەتا دوایی، بە شیعر بۆ بهۆنمەوە و ئەویش بە وێنەی کوردانە بینەخشێنێ و چاپی بکا.
اما داوری هەژار، تنها در این سطح متوقف نمی‌ماند. او بدیع باباجان را در بستر ایل باباجانی می‌نشاند و این ایل را به‌عنوان یکی از ستون‌های اخلاقی و فرهنگی کوردستان معرفی می‌کند؛ ایلی که در آن، هنر، پزشکی، دانش و خدمت اجتماعی درهم‌تنیده‌اند. در شعر معروفی که به مناسبت وفات برادر بدیع باباجان برای نوشتن روی سنگ مزارش سروده شده، هەژار چنین می‌گوید:
«دڵ بەدنیا مەبەستە بێ بارە، کەمە خۆشی و خەمە سەرەنجامی
بابەجانی گوڵن لە کوردستان، هونەری جوانە بگری هەرکامی
خزمەتی گەل دەکەن بە دڵسۆزی، خێوی ناون پزیشک و ڕەسامی»
در این ابیات، باباجانی‌بودن نه یک نسبت خونی، بلکه یک منش فرهنگی تعریف می‌شود زیستی مبتنی بر دل‌سوزی، خدمت به مردم و پیوند میان هنر و دانش. بدیع باباجان، در این خوانش، نماینده‌ی بصری همین منش است؛ کسی که هنر را نه برای شهرت، بلکه برای حفظ شأن فرهنگی جامعه‌ی خویش به‌کار گرفت.
ماموستا جمیل روژبەیانی نیز در نوشته‌ی خود در نشریه‌ی ڕەنگین و بە نقل از کتاب ژیان نامەی بەدیع باباجان نوشتەی بختیار سعید، با نگاهی تحلیلی، خاندان‌های باباجانی و قبادی را از جمله خاندان‌هایی می‌داند که نقش مهمی در سفید کردن چهره‌ی فرهنگی کوردستان ایفا کرده‌اند.
او با اشاره به پیوند میان هنر، پزشکی، شعر و خوشنویسی در این خاندان، دکتر حسین باباجان پدر را نمونه‌ای شاخص از این سنت معرفی می‌کند و بدیع باباجان پسر را امتداد هنری و بصری همان زیست‌جهان می‌داند؛ زیست‌جهانی که در آن، خانه به مدرسه‌ی اخلاق و فرهنگ بدل می‌شود. در این چارچوب است که همکاری بدیع باباجان با ماموستا علاءالدین سجادی، ماموستا هەژار، نشریات کوردی از جملە گەلاوێژ و نزار و نهادهایی چون اتحادییه نویسندگان کورد( یەکیەتی نووسەرانی کورد  و هاوڕێی و هاوکاری ئەندامانی کۆڕی زانیاری کورد)، معنایی فراتر از همکاری حرفه‌ای پیدا می‌کند. این همکاری‌ها نشان می‌دهند که هنر دیداری، می‌تواند به شکلی بی‌صدا اما مؤثر، در قلب پروژه‌ی روشنفکری کوردی جای گیرد و به بازتولید حافظه‌ی تاریخی یاری رساند.
بدیع باباجان در پانزدهم اکتبر ۱۹۹۶ در بغداد چشم از جهان فروبست و در همان شهر به خاک سپرده شد. مرگ او، پایان یک زندگی فردی بود، اما پایان نقش فرهنگی‌اش نبود. آثار او همچنان در حافظه‌ی بصری کوردستان حضور دارند، هرچند این حضور، بدون بازخوانی و مستندسازی، در معرض فراموشی تدریجی است.
از همین‌رو، سخن گفتن از بدیع باباجان ناگزیر با مسئله‌ی مسئولیت ما گره می‌خورد. او دَینی فرهنگی بر گردن نسل‌های پس از خود نهاده است دَین حفظ، تحلیل و بازتولید آگاهانه‌ی میراثی که تصویر را به تفکر و هنر را به مسئولیت بدل کرد. گردآوری و انتشار جامع آثار او، برگزاری نمایشگاه‌های پژوهش‌محور، گنجاندن نام و آثارش در آموزش هنر و خواندن او در متن پروژه‌ی روشنفکری کوردی، گام‌هایی است که می‌تواند این دین را تا حدی ادا کند. بدیع باباجان، فراتر از زیبایی‌شناسی ایستاده است؛ جایی که هنر دیداری به کنش و زیست روشنفکرانه بدل می‌شود. او نشان داد که تصویر نیز می‌تواند بیندیشد، حافظه بسازد و مسئولیت بپذیرد؛ و شاید همین، ماندگارترین درس او برای فرهنگ کوردی باشد.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید