در تجربه من، بسیاری از والدینی که با نیت خیر و تلاش فراوان در نقش «نجّار» ظاهر میشوند، ناخواسته فرصت رشد طبیعی را از فرزندشان میگیرند.
کودکانی که در محیطی حمایتگر اما غیرکنترلگرانه رشد میکنند، معمولاً توانایی بیشتری در سازگاری با موقعیتهای جدید، حل مسئله و خودانگیختگی نشان میدهند. امروز که جهان با سرعتی غیرقابلپیشبینی دگرگون میشود، چنین تواناییهایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردهاند. در نگاه برخی پژوهشگران، مانند گوپنیک، تربیت را میتوان با دو نوع والدگری مقایسه کرد: والد «نجّار» و والد «باغبان». نجّار با نقشهای دقیق کار میکند و انتظار دارد خروجی دقیقاً مطابق طرح باشد؛ بنابراین هر انحرافی را اصلاح و هر ناهماهنگی را میتراشد. اما باغبان میداند رشد امری زنده و پیشبینیناپذیر است. او نه گیاه را در قالبی مشخص میریزد و نه آن را به حال خود رها میکند؛ کار اصلیاش فراهمکردن شرایطی است که در آن، رشد به شکلی طبیعی و سالم رخ دهد.
در تجربه من، بسیاری از والدینی که با نیت خیر و تلاش فراوان در نقش «نجّار» ظاهر میشوند، ناخواسته فرصت رشد طبیعی را از فرزندشان میگیرند. در مقابل، والدینی که مانند باغبان مراقبت میکنند، در عین حضور و توجه، اجازه میدهند کودک مسیر خود را پیدا کند. نکته قابل تأمل اینجاست که فرسودگی و اضطراب والدین امروز، معمولاً از نگرانیهای واقعی نسبت به آینده فرزند ناشی نمیشود؛ بلکه از تلاش مداوم برای کنترل چیزهایی سرچشمه میگیرد که اصولاً کنترلپذیر نیستند: شخصیت کودک، سرعت یادگیریاش، علایقش و حتی مسیر شغلی آینده او. هرچه والدین بیشتر برای «ساختن» تلاش میکنند، فشار بیشتری را تحمل میکنند و رابطهشان با کودک نیز آسیبپذیرتر میشود.
ادامه از صفحه اول: پژوهشهای جدید نشان میدهد کودکان زمانی بهتر یاد میگیرند که فرصت بازی داشته باشند، از اشتباهات کوچک نترسند، امکان آزمونوخطا داشته باشند، با چالشهای متناسب مواجه شوند، اختیار متناسب با سنشان را تجربه کنند و با افراد و محیطهای متنوع روبهرو شوند. چنین تجربههایی کودکان را برای جهانی آماده میکند که بیش از دانش حفظی، به انعطافپذیری، خلاقیت و تابآوری نیاز دارد.
برای نزدیکشدن به تربیتی که بر رشد طبیعی و همراهی متکی است، میتوان کارهای سادهای انجام داد: سبککردن برنامههای فشرده، دادن فرصت انتخابهای کوچک به کودک، پذیرفتن اشتباه بهعنوان بخشی از فرایند یادگیری، گفتوگو بهجای مدیریت، همراهی بهجای کنترل و فراهمکردن تجربههای متنوع. این تغییرات کوچک، تأثیرهای بزرگی بر کیفیت رابطه والد و کودک و بر رشد سالم کودک دارند.
کودکان ما به سوی آیندهای میروند که هیچکس نمیتواند آن را بهطور دقیق پیشبینی کند. وظیفه ما نه ساختن نسخهای مشخص از آینده آنها، بلکه فراهمکردن فضایی است که در آن بتوانند با ذهنی باز، قلبی مقاوم و روحی خلاق رشد کنند. اگر این تغییر نگاه در خانوادهها و در نظام آموزشی ریشه بگیرد، هم کودکان آینده سالمتری خواهند داشت و هم والدین با آرامش و رضایتمندی بیشتری نقش ارزشمند خود را ایفا خواهند کرد.
آدرس کوتاه خبر: