خشم مانند شادی یا ترس، یکی از نخستین عواطف بشر است و با سازوکار بقا پیوند دارد. در بدن، خشم واکنش «جنگ یا گریز» را فعال میکند؛ اما «جنگیدن» لزوماً به معنی مشت زدن نیست؛ میتواند به معنی ایستادن در برابر بیعدالتی و تلاش برای تغییر باشد.
احساس خشم بخشی طبیعی از زندگی است؛ هیجانی که وقتی احساس بیعدالتی، بیاحترامی یا ناکامی میکنیم، در ما بیدار میشود. خشم در حقیقت واکنشی دفاعیست برای محافظت از خود، ارزشها و مرزهای شخصیمان؛ با این حال، این احساس دو چهره دارد: یکی سازنده و دیگری ویرانگر.
خشم سالم
خشم سالم ما را وادار به دفاع از حق خود یا دیگران میکند. نشان میدهد چیزی در زندگی مان درست نیست یا نادیده گرفته شده است. اگر درست و محترمانه بیان شود، روابط را صادقانهتر و شفافتر میسازد.
خشمِ ناسالم
وقتی کنترلنشده باشد، به پرخاشگری، آسیب و پشیمانی منتهی میشود. وقتی سرکوب شود، به استرس، اضطراب و افسردگی تبدیل میگردد.
خشم، نه خوب است و نه بد؛ این رفتار ما پس از خشمگین شدن است که آن را به احساسی مفید یا مخرب تبدیل میکند. منبع خشم معمولاً عشق و میل به اصلاح است، اما اگر یاد نگرفته باشیم چگونه آن را ابراز کنیم، همین عشق به دشمنی بدل میشود.
کودکی که در محیطی خشن رشد کند، یاد میگیرد که خشم یعنی فریاد و مشت. در حالی که خشم، یک احساس درونی است، نه عملی فیزیکی.
️ تفاوت احساس خشم و عملکردن به آن
تجربهی خشم در درون ما رخ میدهد، اما «عملی کردن» آن یعنی واکنش فیزیکی یا کلامی. بسیاری از ما، بهجای گفتگو دربارهی احساس خشم، آن را بر سر دیگران خالی میکنیم و روابطمان را میسوزانیم.
تمدن و آموزش به ما یاد داده است که خشم را بشناسیم و به شکل امنی تخلیه کنیم، نه اینکه آن را فرو بخوریم یا به دیگران پرتاب کنیم. گاهی هم خشم ما از نداشتن راه گفتوگو برمیخیزد.
پدری را تصور کنید که اجازهی تصمیمگیری به فرزندش نمیدهد و با کوچکترین حرفی پرخاش میکند. در چنین رابطهای، فرزند برای حفظ حق خود ناچار است مرز تازهای تعریف کند، حتی اگر بهایش از دست دادن حمایت یا محبت پدر باشد. این همان جاییست که میان «آنچه به دست میآوریم» و «آنچه از دست میدهیم»، تعارض شکل میگیرد.
چرا احساس خشم میکنیم؟
خشم مانند شادی یا ترس، یکی از نخستین عواطف بشر است و با سازوکار بقا پیوند دارد. در بدن، خشم واکنش «جنگ یا گریز» را فعال میکند؛ اما «جنگیدن» لزوماً به معنی مشت زدن نیست؛ میتواند به معنی ایستادن در برابر بیعدالتی و تلاش برای تغییر باشد.
️ مهارتهای کنترل خشم
۱. آگاهی از خشم: نشانههای فیزیکی و ذهنی آن را بشناسید (تپش قلب، لرزش، افکار منفی...).
۲. فاصله گرفتن از موقعیت: چند لحظه سکوت، تنفس عمیق یا نوشیدن آب.
۳. تغییر زاویۀ دید: شاید رفتار دیگری از سر بدی نبوده، بلکه از فشار و خستگیاش ناشی شده است.
۴. بیان سالم احساس: بگویید «ناراحت شدم چون...» نه «تو همیشه منو عصبانی میکنی».
۵. آرامسازی ذهن: مدیتیشن، نماز با تمرکز، پیادهروی یا موسیقی ملایم.
۶. رسیدگی به ریشهها: خواب، تغذیه، ورزش و کاهش استرس را جدی بگیرید.
۷. گفتگو با متخصص: اگر خشم شدید یا مکرر است، مشاوره با روانشناس ضروریست.
خشم بیماری نیست؛ احساسی طبیعی مانند شادی یا ترس است. مهم آن است که آن را بشناسیم و بهدرستی با آن برخورد کنیم. پژوهشها نشان دادهاند افرادی که خشم خود را سرکوب میکنند یا راه سالمی برای ابراز آن ندارند، بیشتر در معرض بیماریهای جسمی و روانی قرار میگیرند.
بهیاد داشته باشیم که همه حق دارند خشمگین شوند، اما هیچکس حق ندارد به دیگری آسیب بزند.
آدرس کوتاه خبر: