رواج ادعاهای تحت عنوان طب اسلامی، سلامت مردم را تهدید میکند و به جایگاه دین آسیب میزند.
در سالهای اخیر، موضوعی با عنوان طب اسلامی در فضای اجتماعی و رسانهای کشور مطرح شده است؛ مفهومی که برخی آن را بهعنوان مکتب طبی مستقل برگرفته از آیات قرآن و احادیث معرفی میکنند. در حالی که از منظر علمی، اسلامی و تاریخی، چنین مکتبی اساساً وجود خارجی ندارد و ادعاهای مطرحشده در این زمینه فاقد پشتوانه علمی و دینی است.
در هیچیک از منابع معتبر تاریخی و یا متون علوم اسلامی، عنوانی به نام طب اسلامی به معنای یک نظام درمانی مستقل وجود ندارد. اسلام، همانند بسیاری از ادیان، آموزههایی در جهت حفظ سلامت فردی و اجتماعی ارائه داده است؛ از جمله توصیه به نظافت، تغذیه سالم، پرهیز از اسراف و اعتدال در خوردن و آشامیدن. اما این تعالیم اخلاقی را نمیتوان یک نظام درمانی دانست.
آنچه در دوران شکوفایی تمدن اسلامی بهعنوان طب رایج شناخته میشد، طب سنتی ایرانی بود که با تلاش دانشمندان و حکیمان مسلمان همچون ابوعلی سینا، رازی، جرجانی و دیگران توسعه یافت. این دانشمندان با بهرهگیری از میراث علمی ایران، یونان، هند و تجربههای بومی، نظامی جامع از طبابت را پدید آوردند که بعدها اساس علوم پزشکی در جهان اسلام و سپس اروپا شد. طب سنتی ایرانی در دوران اسلامی را میتوان محصول عقل، تجربه و اجتهاد علمی مسلمانان دانست، نه طب اسلامی بهعنوان مکتب مستقل الهی.
یکی از نگرانیهای اساسی در این زمینه، سوءاستفاده برخی افراد از احساسات مذهبی مردم است. گروهی با تکیه بر چند حدیث یا روایت خود را طبیب یا درمانگر اسلامی معرفی کرده و با تجویزهای غیرعلمی و خطرناک، سلامت مردم را به خطر میاندازند.
این افراد، نه تنها آگاهی لازم از علوم پزشکی ندارند، بلکه با تخطئه طب مدرن، بیماران را از مراجعه به پزشک و بهرهمندی از روشهای علمی بازمیدارند. در موارد متعددی نیز، چنین مداخلاتی منجر به تشدید بیماری یا حتی مرگ بیماران شده است.
واقعیت این است که هیچیک از علمای برجسته یا نهادهای رسمی دینی، وجود مکتبی به نام طب اسلامی را تأیید نکردهاند. بسیاری از علمای اسلامی نیز صراحتاً اعلام کردهاند که ما در اسلام توصیههای اخلاقی و رفتاری در زمینه سلامت داریم، اما طب اسلامی به معنای روش درمانی مستقل وجود ندارد.
تردیدی نیست که در متون روایی اسلامی احادیثی در زمینه تغذیه، بهداشت و سلامت نقل شده است با این حال، این احادیث در درجه نخست باید از نظر سند و اعتبار بررسی شوند، چرا که بسیاری از آنها از نظر علمی و فقهی ضعیف یا غیرقابل استناد هستند. از سوی دیگر، حتی اگر فرض کنیم برخی از این روایات صحیح باشند، باید به شرایط صدور آنها نیز توجه شود، بسیاری از این توصیهها مربوط به اقلیم، شرایط زمانی و ویژگیهای فردی خاص بوده و تعمیم بیضابطه آنها به همه بیماران در همه زمانها نهتنها علمی نیست، بلکه میتواند زیانبار باشد. دانشمندان مسلمان همواره میان تعالیم دینی در باب اخلاق سلامت و دانش تجربی پزشکی تفکیک قائل بودهاند. آنان دین را راهنمای اخلاق و سلامت جسم و روح میدانستند و طب را دانشی تجربی و وابسته به مشاهده، تجربه و تحلیل علمی.
رواج ادعاهای تحت عنوان طب اسلامی، سلامت مردم را تهدید میکند و به جایگاه دین آسیب میزند. ورود افراد غیرمتخصص با نام دین به عرصه درمان، در حالی که صلاحیت علمی ندارند، سبب بیاعتمادی عمومی به دین و تخریب چهره آن میشود.
در واقع، چنین رفتارهایی مصداق آشکار کلاهبرداری علمی و مذهبی است؛ زیرا از باورهای مردم برای کسب درآمد یا نفوذ اجتماعی سوءاستفاده میشود.
طب سنتی ایرانی، برخلاف ادعاهای بیاساس طب اسلامی، دارای پیشینه علمی، متون مدون و روشهای پژوهشپذیر است و در چارچوب نظام سلامت کشور به رسمیت شناخته میشود و بخشی از هویت علمی و فرهنگی کشور است.
این طب با رویکرد مکمل و نه جایگزین طب مدرن، در صورتی که بر اساس اصول علمی، پژوهش و نظارت دقیق اجرا شود، میتواند در ارتقای سلامت جامعه نقشآفرین باشد. اما مرز میان طب سنتی معتبر و خرافات باید بهروشنی مشخص شود.
در نهایت، باید تأکید کرد که طب اسلامی به معنای مکتب طبی برگرفته از وحی و حدیث وجود خارجی ندارد و ادعاهای مطرحشده در این زمینه، فاقد مبنای علمی و دینی هستند. اسلام، دینی است که همواره انسان را به علم، تجربه و استفاده از عقل دعوت کرده است.
بزرگان دین نیز در هنگام بیماری به حکیمان و طبیبان زمان خود مراجعه میکردند و این خود بهترین گواه بر تفکیک میان دین و علم تجربی است. حفظ سلامت مردم، مسئولیتی همگانی و علمی است و هرگونه مداخله غیرتخصصی در این حوزه به سلامت عمومی جامعه آسیب میرساند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید با تکیه بر خرد، علم و تجربه، از سلامت جسم و جان مردم پاسداری کرد و اجازه نداد ایمان و احساسات مذهبی آنان دستمایه سودجویی و فریب شود.
آدرس کوتاه خبر: