پرهام ستایش- دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
شورای نسل Z دولت؛ ویترین جوانی با ساختار کهنه!
آنچه به نام مشارکت جوانان در دولت معرفی شده، بیش از آنکه به کنش جمعی نسل تازه نزدیک باشد، تکرار همان منطق نخبه گرایی پایتخت محور در پوشش واژهی «نسل Z» است.
هر چند صدایی از یک روزنامه محلی به پایتخت و ساختار قدرت نمیرسد اما دولت ادعا میکند نسل جوان را میشنود و نمایندگی می کند. تشکیل شورای نسل Z دولت در ظاهر حرکتی مترقی است؛ تلاشی برای شنیدن صدای نسلی که با شبکههای اجتماعی، دنیای دیجیتال و هویت چندلایهی ارتباطی شناخته میشود. اما ترکیب و کارکرد این شورا نشان میدهد آنچه به نام مشارکت جوانان معرفی شده، بیش از آنکه به کنش جمعی نسل تازه نزدیک باشد، تکرار همان منطق نخبه گرایی پایتخت محور در پوشش واژهی «نسل Z» است.
بر اساس فهرست منتشر شده و رزومه رسانهای اعضا، چند ویژگی مشترک آشکار است. نخست، تمرکز بر دانشگاههای پایتخت است؛ بیشتر اعضا دانشجوی دانشگاههای تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و آزاد تهران با رشته های مدیریت، حقوق، ارتباطات و علوم اجتماعی هستند.
این نشان میدهد نگاه شورا آکادمیک، شهری و نخبگانی است، نه مردمی یا تجربی.
دوم، تقریباً نیمی از اعضا در حوزه رسانه، روابط عمومی یا فضای مجازی فعالاند؛ یعنی گزینش بر اساس توان روایت سازی و ارتباط با افکار عمومی انجام شده نه نوآوری فناورانه، کارآفرینی واقعی یا کنشگری اجتماعی در مناطق محروم.
سوم، نزدیکی فکری به گفتمان رسمی دولت دیده میشود؛ و در عمل نقش تقویتکننده گفتمان دولت نزد نسل جوان را دارند تا منتقد یا ناظر مستقل.
چهارم، حضور اکثریت از طبقه شهری با دسترسی فرهنگی مشابه، باعث شده از نظر طبقه اجتماعی و تجربه زیسته، تنوعی وجود نداشته باشد.
پنجم، غلبه نمادگرایی بر تجربه میدانی است؛ بسیاری از اعضا رزومه علمی یا رسانهای دارند اما سابقه کار میدانی چه؟جوانانی با عناوینی همچون فعالین محیط زیستی محلی یا فعالین اجتماعی در مناطق آسیبپذیر کجا هستند چرا دیده نمیشوند. به عبارت دیگر، این شورا بیشتر یک ویترین است؛ نمایشی از "حضور نسل جدید" نه مشارکت مؤثر آنان.
در مقابل بخشهایی از جامعه به کلی نادیده گرفته شدهاند. هیچ عضو شناخته شدهای از استانها یا مناطق محروم مانند کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان یا خراسان جنوبی حضور ندارد، یعنی عدالت جغرافیایی و منطقهای رعایت نشده است. تقریباً هیچکدام از اعضا از رشتههای فنی یا از فضای واقعی کارگری، تولید و بازار نیستند، در حالی که بخش بزرگی از هویت نسل Z در ایران از همین فضاها شکل گرفته است. همچنین جوانان بدون دسترسی فرهنگی یا تحصیلات عالی، کارگر، تکنسین، دانشآموز هنرستانی یا فعال اجتماعی محلی، در این سازوکار بی نماینده ماندهاند. زنان خارج از چارچوب دانشگاهی نیز حضور ندارند؛ اگرچه چند دختر جوان در شورا هستند، اما زنان فعال در جامعه مدنی، آموزش، محیط زیست یا مناطق روستایی کاملاً غایباند.
این شورا، اگرچه ظاهراً نمادی از جوانگرایی است، اما در واقع نمایندهی طیف دانشگاهی و رسانهای پایتختنشین است، فاقد نمایندگی از بدنه واقعی نسل Z در مناطق و طبقات اجتماعی گوناگون، و بیشتر به کار مدیریت افکار عمومی جوانان میآید تا سیاستگذاری نسلی. واقعیت آن است که دولت به جای شنیدن صدای متفاوت، کسانی را برگزیده که زبان رسمی و روایت مطلوب را میدانند؛ بنابراین شورا به جای فضایی برای تضارب آرا، به ابزاری برای ترویج گفتمان رسمی دولت نزد جوانان تبدیل شده است.
در نهایت، شورای نسل Z دولت به ویترین زیبایی میماند که در آن از «جوانی» سخن گفته میشود، اما درونش همان منطق قدیمی حضور دارد؛ گزینش، انحصار و بازتولید رابطهی بالا به پایین میان دولت و جامعه. این شورا نه میدان تضارب دیدگاهها، بلکه نمایشگاهی از چهرههایی است که قرار است تصویر «دولت جوان گرا» را ترسیم کنند. اما هرگاه جوانی صرفاً به نماد بدل شود، خود مفهوم جوانی از معنا تهی میگردد.
اگر قرار است این شورا معنا پیدا کند، باید از قابهای نمادین بیرون آمده و به متن واقعی جامعه وصل شود؛ جایی که نسل Z نه در قابهای رسانهای، بلکه در زیست روزمره، در کارگاهها، استارتاپ ها، هنرستانها، شبکههای اجتماعی و حتی خیابانهای شهر نفس میکشد. شنیدن آن صداها نه با انتصاب، بلکه با گفتوگویی آزاد، منتقدانه و دوطرفه ممکن است. تا آن زمان، شورای نسل Z دولت، ویترین جوانی برای سیاستی کهنه باقی خواهد ماند.
آدرس کوتاه خبر: