جمعه، 10 بهمن 1404
روژان پرس » اخبار » چالش‌ها و پیامدهای زیست‌ محیطی معدن‌کاری طلای قلقله‌ی سقز؛ از استخراج تا فرآوری

بهنام نیک سرشت/ دکترای تخصصی زمین شناسی

چالش‌ها و پیامدهای زیست‌ محیطی معدن‌کاری طلای قلقله‌ی سقز؛ از استخراج تا فرآوری

0
کد خبر: 3247

چالش‌ها و پیامدهای زیست‌ محیطی معدن‌کاری طلای قلقله‌ی سقز؛ از استخراج تا فرآوری

ورود پالپ فلزات سنگین و مواد سمی یا زهاب اسیدی( اکسیداسیون سولفیدهای فلزی) حاصل از معدن کاری طلا، آلودگی آب را دوچندان خواهد کرد.
با آنکه منابع معدنی به عنوان زیربنای توسعه و تمدن در هر کشور انکارناپذیر است، معادن استان کردستان به ویژه شهرستان سقز نقش بی‌بدیلی را می‌تواند در اقتصاد و زیرساخت‌های شغلی این شهر داشته باشد. با نگاهی به کوه‌های سر به فلک کشیده این شهر که به عنوان زون بسیار غنی معدنی برای متخصصان معدن و زمین شناسی شناخته شده است، با کمال تأسف باید اذعان داشت که اندک صنایع پایین‌دستی و درآمدهای حاصل از این منابع غنی عاید مردمان این شهر هیچ که نشده است، ریسک‌های زیست محیطی جبران ناپذیر؛ زیستگاه‌های طبیعی، پوشش گیاهی و جانوران بوم زاد و حتی مردمان این شهر و روستاهای حومه را تدریجی و فاجعه‌آمیز در تهدید قرار می‌دهد و اکوسیستم را اگر یک سیستم طبیعی موجودات زنده از جمله گیاهان، جانوران و دیگر جانداران را تعامل با اجزای فیزیکی غیر زنده در یک محیط بنامیم، تبعات غیر اصولی استخراج معدن، اکوسیستم و محیط زیست را به فاجعه‌ی زیست محیطی سوق داده است.
سوای استخراج و معدن‌ کاری‌هایی از جمله آهن، سیلیس‌، گرانیت، مرمریت و سنگ‌های تزئینی، که اکنون در سقز اغلب در دست افرادی ذی نفوذ قرار دارند و به صورت خام فروشی و خاک فروشی تیشه بر اقتصاد و محیط زیست این منطقه زده‌اند و بحران زیست‌محیطی را به صورت، تخریب زیستگاه‌ها، تغییر کاربری‌ها، نابود کردن تنوع زیستی، پوشش گیاهی، مرگ بوم‌زادها و جانداران یک منطقه را باعث شده‌اند.
معدن‌کاری طلای قلقله‌ی سقز با احاطه کردن حدود ۳۰ هکتار از زمین‌ها و مراتع کوه‌های سر سبز و دیدنی و بکر منطقه قلقله، قبغلوجه، کرویان، مازوجداره و منطقه‌ی دیگر بنام میرگه نقشینه می‌تواند فاجعه‌ای بسیار بزرگ و خطرخیز را به بار آورد و در صورت دست‌یافتن به استحصال و فرآوری طلا با روش سیانیداسیون( نوعی تکنیک هیدرومتالورژی) فاجعه‌ای مصیبت‌بار و جبران‌ناپذیرتری، همه‌ی محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی جانوری و گیاهی جریان دارد را تحت شعاع قرار می‌دهد، زرینه‌رود و سیمینه‌رود به عنوان یکی از شاخه‌های بزرگ حوزه‌ی آبریز کردستان که آب آن‌ها به دریاچه ارومیه نیز سرازیر می‌شود دست‌خوش آلودگی‌های سمی معدنی و بحران آبی قرار خواهد گرفت و سدهای شهید کاظمی(لگزی سقز) و سد چراغ‌ویس، که از رودهای کوهستان‌های شهرستان سقز حاصل شده است و مورد بهره‌برداری آذربایجان شرقی( تبریز) و غربی قرار می‌گیرد، بی نصیب از ریسک‌های زیست محیطی معدن کاری طلای سقز نخواهند بود و به مراتب آذربایجان شرقی و غربی هم دامنگیر این معضل زیست محیطی قرار می‌گیرند.
در فرآیند استحصال طلا با استفاده از سیانید یا سیانور(CN) و افزودنی‌های اسیدی چون هیدرازین به عنوان ماده‌ای سمی و خطرناک، نهایتا ترکیباتی از پالپ مواد سمی و سنگین بر جای می‌گذارد که در صورت نشت در محیط، باعث آلودگی آب، هوا، خاک و تهدید تنوع زیستی و خطرات زیست محیطی برای انسان می‌گردد. در برهه‌ی کنونی که با کمبود اب مواجه هستیم و در آینده بیشتر چشمگیرتر خواهد بود، استحصال طلای قلقله با مصرف میلیون‌ها متر مکعب آب در سال آنهم از سد چراغ ویس در پایین‌دست معدن طلا، بحران آبی را برای منطقه در پی خواهد داشت. نکته حایز اهمیت آن است که آب مصرف شده طی فرآیند تولید طلا برای مصارف کشاورزی به هیچ وجه قابل استفاده نبوده و همراه پالپ فلزات سنگین و مواد سمی وارد سد چراغ‌ویس می‌شود و مصرف این آب برای آشامیدنی هم با چالش‌های زیادی روبرو خواهد بود. آب آشامیدنی سقز در حال حاضر به علل مختلف که قبلا در مقوله‌ای دیگر مطرح شده است، از کیفیت قابل قبولی برای شرب برخوردار نیست، ورود پالپ فلزات سنگین و مواد سمی یا زهاب اسیدی( اکسیداسیون سولفیدهای فلزی) حاصل از معدن کاری طلا، آلودگی آب را دوچندان خواهد کرد.
ادعای متخصصان معدن حاکی از آن است که سازمان کل محیط زیست استان کردستان ابتدا با فراوری طلای قلقله‌ی سقز به خاطر ایجاد ریسک‌های زیست محیطی آتی ناشی از استحصال طلا مخالف بوده است، اما شرکت توسعه معادن طلای استان کردستان با تغییراتی چون انتقال محل کارخانه استحصال به قسمت ‌پایین‌دستی معدن طلا یعنی در بخشی از روستای مازوجداره و تغییراتی در نوع لیچینگ فرآوری را لحاظ کرده‌‌اند و همین تغییرات منجر به صدور مجوز زیست محیطی برای فرآوری طلا شده و این در حالی‌ است که این تغییرات هم نمی‌تواند توجیهی برای صدور مجوز محیط زیست باشد و تبعات و ریسک‌های زیست‌محیطی ناشی از آلاینده‌های آب و هوا و خاک و تهدید جدی برای تنوع زیستی زیستگاه‌های منطقه و بحران بیماری‌های ژنتیکی و به مراتب بروز کاهش سیستم ایمنی مردم منطقه دور از انتظار نبوده و تأثیری در ظهور فاجعه‌ی زیست محیطی نخواهد داشت؛ هر چند راهکارهایی برای حذف یا کاهش گاز سیانید و هیدرازین و دیگر  مواد سنگین و سمی حاصل از معدن کاری طلا و جلوگیری از نشت آن به هوا، آب و خاک وجود دارند ولی به دلایل ماهیت آلودگی معدن کاری طلا، نیاز به دقت و حساسیت زیاد و صرف تجهیزات مدرن و هزینه‌های بالا، هزینه‌های نگهداری، امکان عدم استفاده اصولی و فنی، اهمال در انجام این روش‌ها و احتمال عدم نظارت درست نمی‌توان به قطعیت اذعان داشت که ریسک‌های زیست محیطی ناشی از فرآوری طلا با استفاده از این راهکارها، یقینا کاهش یا حذف می‌شوند، در صورت استفاده اصولی و بهره‌گیری از روش‌های استراتژیک نوین مهندسی جهت حذف ریسک‌های زیست محیطی که در خلال این موضوع مشروح گردید، شانس تداوم معدن کاری طلا و حصول و دست‌یابی به فرآوری طلا تا میزان قابل قبولی، محتمل امید بخش خواهد بود، از جمله این راهکارها می‌توان به مواردی چند اشاره نمود؛
فیلترهای جاذب مواد سمی؛ فیلترهای حامل زغال سنگ و کربن فعال می‌توانند سیانید و هیدرازین را از پساب‌ها جذب کنند و غلظت این مواد را به میزان قابل توجهی کاهش دهند
فیلترهای غشایی؛ این فیلترها با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، مواد سمی و فلزات سنگین را از آب جدا کرده و آب تصفیه‌ شده را به محیط باز می‌گردانند
تصفیه شیمیایی؛ برخی فیلترها با استفاده از مواد شیمیایی خاص، سیانید و هیدرازین و دیگر مواد سمی و سنگین را به ترکیبات کم‌ ضرر تبدیل می‌کنند
کاهش آلودگی هوا؛ فیلترهای صنعتی می‌توانند گازهای سمی حاصل از فرآوری طلا را جذب کرده و از انتشار آن‌ها به هوا جلوگیری کنند
بازیافت فلزات؛ استخراج فلزات سنگین از پسماندها و استفاده مجدد از آن‌ها در صنایع مختلف. این روش نه تنها به کاهش آلودگی کمک کرده، بلکه منابع مالی جدیدی نیز ایجاد می‌کند
مدیریت صحیح در احداث سد باطله و پسماندها؛ طراحی و اجرای سیستم‌های مدیریت در احداث سد و جلوگیری از شکست سد باطله و پسماندها برای جلوگیری از نشت فلزات سمی به محیط زیست و ورود آن به سد چراغ ویس که در پایین دست این معدن وجود دارد.

گفتنی‌ است که مکان مورد نظر سد باطله معدن طلای قلقله به دلایل باطله برداری زیاد و مکان‌یابی نامناسب در جوار و نزدیکی سد چراغ ویس، امکان شکست آن وجود داشته و نشت پساب و باطله‌ها به این سد دور از انتظار نیست، که در این صورت آب‌های سمی خروجی از این سد برای اهداف کشاورزی و آشامیدنی غیرقابل مصرف خواهد بود.
از شایع‌ترین ریسک‌های زیست محیطی معدن طلای قلقله‌، واقع شدن آن در بالادست حوزه‌های آبی سقز از جمله؛ سد چراغ ویس، چه‌م سقز سرشاخه‌ی زرینه‌رود که به حوزه‌ی آبریز ارومیه ختم می‌شود و به همراه معدن طلای زره‌شوران و آقدره‌ی‌ تیکاب آنهم در بالادست حوزه‌ی آبریز(زرینه‌رود) تبعات آلودگی  آب، هوا، خاک و تهدید زندگی گیاهی و جانوری و همچنین رسوب زهاب اسیدی در آب‌های سطحی و زیرزمینی را به همراه خواهد داشت.

یادداشت فوق واقعیاتی در مورد ماهیت معدن کاری و فرآوری طلا مشروح گردید، که در صورت رعایت نکردن الزامات‌ و عدم توجه به قوانین زیست محیطی و اهمال در در تدابیر و راهکارهای اتخاذ شده، ممکن است، بحران و ریسک‌های زیست محیطی ناشی از معدن کاری طلا، دامنه‌ی وسیعی از مناطق مشمول جامعه‌ی جانوری و گیاهی را به طرز فجیع و جبران ناپذیری به مخاطره بکشاند. نگارنده قبلا مقاله‌ای تحت عنوان؛ "بحران در مدیریت معادن سقز"‌‌ در بخشی از مطلب موضوع معدن‌کاری و فرآوری طلای قلقله و روستاهای پیرامون را هشدار داده و به تحریر درآورده است، که مطالعه‌ی آن خالی از تأمل و تعمق نیست. امروز معدن طلای قلقله‌ی سقز وارد فاز و مرحله‌ای تازه شده که شرکت توسعه معادن طلای کردستان که معدن طلای زره‌شوران شهرستان تکاب را هم تحت شعاع دارد، خبر از تولید اولین شمش طلای قلقله‌ی سقز را تا کمتر از ۶ ماه آینده داده است، این خبر منجر به تشکیل "کارزاری" جهت توقف فوری معدن کاری طلا شده است و اعلام می‌دارد که ادامه‌ی روند معدن کاری و فرآوری طلا، با بحران و ریسک‌های زیست محیطی جدی روبروست.
نمایندگان مجلس به جای پرداختن به برخی حواشی و مسائل بدون خروجی قابل توجه از جمله؛ بازدیدها، ملاقات‌ها، نشست‌های نمایشی با مسئولان و دادن وعده‌های ناعمل، این موضوع مهم و فراگیر را می‌بایستی‌ در دستور کار و اولویت وظایف و رسالت خود قرار می‌دادند، همچنین پروژه‌ی کارخانه ذوب آهن سقز را راهکاری دیگر برای فراهم آوردن بسترهای شغلی منطقه و گامی برای توسعه سقز برگزینند؛ احداث ابنیه‌ی کارخانه ذوب آهن سقز که از بیست سال پیش شروع و تا اکنون به مانور تبلیغاتی انتخابات مبدل گشته است، هر بار یک نماینده و یا مسئولان گسیل داده شده از دیگر ستادهای انتخاباتی به این استان، نوید بهره‌برداری از این کارخانه را به مردم ابلاغ می‌کنند، سال ۱۴۰۰ بود که نماینده وقت سقز و بانه و رئیس صمت وقت، قول بهره‌برداری از این کارخانه‌ ذوب آهن به عنوان قلب تپنده سقر را به کمتر از دو سال وعده دادند.
نماینده کنونی هم از اولین دوره ورود به عرصه انتخاباتی‌شان تا زمان تبلیغات انتخابات اخیر مجلس، هنوز هم روی این کارخانه به نتیجه نرسیده مانور می‌زند ولی غیر از احداث جاده و ابنیه‌ی آن و چند نفر پرسنل به عنوان نیروی نگهداری این سازه، سال‌هاست سقز تنها نام بزرگ یک کارخانه ذوب آهن را بدون انجام هیچ عملیات بهره‌برداری یدک می‌کشد، این پروژه که به ظاهر نه ذوب آهن است و نه کارخانه و بدون هیچ اثری از ذوب و ریخته‌گری آهن( تنها برای تولید آهن اسفنجی و گندله به عنوان مواد اولیه‌ی کارخانه‌های ذوب دیگر کلانشهرها)، برای این شهر خودنمایی می‌کند و قرار بود صدها تا هزار و اندی پرسنل اعم از نیروی کارگری و دانشگاهی را جذب کند، چه زمانی به ثمر می‌نشیند؟! مسئولان استانی و نمایندگان به جای غور دادن و مانور روی استخراج معدن آسیب‌زای طلای سقز، بهتر است کارخانه ذوب آهن سقز را به معنای واقعی ذوب و تولید شمش(بیلت) راه اندازی و عملیاتی نمایند، زون سنندج‌ـ سیرجان روی پهنه‌ی کانه‌زایی کردستان و سقز از پر بهره‌ترین معادن فلزی به ویژه آهن به شمار می‌آید،‌ تجهیز کارخانه‌ی ذوب آهن با این ذخایر غنی از انواع آهن، می‌تواند پیشران توسعه و شکوفایی اقتصادی را برای این شهر رقم بزند.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید