زاگرُس رشته کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته پس از گذشتن از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان تا استانهای فارس، کرمان و هرمزگان ادامه مییابد.
خانواده و نظام آموزشی والگوها
برای اولی منزلت زن راباید شکست
برای دومی منزلت معلم را
برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها..
زاگرس؛ این نام را ما فقط به اسم رشته کوه میشناسیم اما در حقیقت فراتر از یک رشته کوه بوده و هست. زاگرس، رازهایی تلخ و شیرین و نهان و آشکار از تمدن بزرگ که به سرتاسر دنیا پراکنده شدهاند در خود به امانت نگهداری میکند . زاگروس با ابهت بسیار بزرگ در نقشه جغرافیایی همیشه ماندگار بوده و هست.
واژه زاگرس یا زاگروس بیش از نیم سده است که از راه ترجمه آثار نویسندگان اروپایی به نوشتههای فارسی راه یافته و سپس بر روی بخشی از نقشه ایران نقش بسته است.
زاگرس کجاست؟
متاسفانه در این نامگذاری نزدیک به ۲۰۰ رشته و قلهکوه و شهر و روستای نهفته که هر یک نام و تاریخی دارند و قصه و سرگذشتی، که شایسته است محققان و مترجمان به آن توجه کنند، در نظر گرفته نشده است.
این واژه در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی و مسالک و ممالک که در عصر اسلام نوشته شدهاند، نیامده است.
در منابع ایران پیش از اسلام هم مدرک معتبری در این زمینه در دست نیست. تا آنجا که بررسی کردهام، ظاهر این واژه را در اواخر دوره قاجار، دانشمندان و نویسندگان ایرانی که با زبانهای اروپایی آشنایی یافته بودند، در آثار و ترجمههای خود به زبان فارسی به همان شکل و حال نقل کردند.
شاید نخستین بار شادروان مشیرالدوله حسن پیرنیا بود که آن را در حاشیه صفحه دو کتاب تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان آورد و نوشت «اروپاییها چنین نامند».
تاریخ گمشده یک ملت و تمدنهای گمشده
زاگرُس رشته کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته پس از گذشتن از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان تا استانهای فارس، کرمان و هرمزگان ادامه مییابد. دامنه این رشته کوه به شمال عراق نیز امتداد دارد. در حدود 100.000پیش از میلاد آثار بر جای مانده از غارنشینی در کوههای زاگرُس در غرب ایران بیانگر سکونت انسان در این مناطق در دوره پارینهسنگی میانی 300.000 تا 30.000سال پیش است.
نام و اسم گذاری
درمورد نام زاگرُس بحثهای فراوانی وجود دارد و ریشه این نام به درستی معلوم نیست. این نام بر اساس کتابهای و نوشته باستان شناسان نوشته شده است و دلیل قانع کننده ندارند. بر طبق اسطوره شناسی سومری کور (کر) اساساً نام یک کوه یا کوههایی بوده، و معمولاً به کوههای زاگرُس این نام را ما فقط به اسم رشته کوه میشناسیم؛ اما در حقیقت فراتر از یک رشته کوه است. تاریخ گمشده یک ملت و تمدنی گمشدهای در غرب و جنوب ایران است. این رشته کوه از کرانههای دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرماشان، همدان، ایلام، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان تا استانهای فارس، کرمان و هرمزگان ادامه مییابد. دامنه این رشتهکوه به شمال عراق نیز امتداد دارد.
زاگرس واقع در شرق سومر اطلاق میگردیده است. کور همچنین نام دیگر امپراطوری اکد است که از سه هزار سال پیش و قبل از آن بر کل نواحی زاگرس گسترده شده بود. بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگربه معنای کوه بزرگ یا محل اتش است. نام قدیمی این رشته کوه در زبان فارسی «پاتاق» که نام رشته کوهی معروف در استان کرماشان نیز هست بوده و پیش از آن در عربی (جبال) و پهله(کوهستان ) بود. واژه «زاگرس» یا «زاگروس» بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی (و بعضاً از زبان یونانی) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد.حسن پیرنیا اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ۲ کتاب خود بهنام «تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان» آورده است. او خود تأکید کرده که اروپاییها چنین (یعنی زاگرس) نامند. بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نام برده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گستردهای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ۲۴۰ نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استانهای آذربایجان غربی، کردستان، ایلام،کرمانشاه و اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل میشود.
واژه زاگرس در هیچ یک از کتابهای تاریخی و جغرافیایی یا مسالک و الممالک و نوشتههای دوره اسلامی نوشته نشده است. در لغتنامه دهخدا یا دائرةالمعارف مصاحب نیز نکتهای مهم و اساسی در باره ریشه و اصل واژه زاگرس بیان نشده است.
محمد قزوینی در صفحه ۴۸ از جلد ۵ کتاب خود مینویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران به خصوص منطقه بختیاری در غرب ایران است.»
در دانشنامه لاروس از زاگرس به کوتاهی به عنوان نام درهای که نفت خیز است ذکر شده است.
در واژهنامه یونانی به آلمانی که سال ۱۸۸۶ در لایپزیگ به چاپ رسیده واژه زاگرو یا زاگروس را به عنوان کوهی در دوران ماد (به نقل از نوشتههای استرابون و پولیبیوس آورده است).
در لغتنامه جغرافیایی در زیر واژه و عنوان «زاگرو» زاگرس آمده است: رشته کوهی است در آسیا که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده. رومن گیرشمن باستانشناس فرانسوی در کتابش زاگرس را نام قبیلهای دانسته و مینویسد: حرکت عمومی قبایل ایرانی هنوز به پایان نرسیده بود که قبیله سومی از قبیلههای مهم ایرانی بنام زیکورتی یا «ساگارتی» بسوی نواحی شرقیتری رفته و مستقر شدند.
هرودوت نیز در نوشتههایش از همین قبیله صحراگرد با نام (ساگارتی) یاد کرده و مینویسد: «قبیلههای دیگر که صحراگردند از این قرارند: داینها، ماردها، دروپیکها و ساگارتیها.» دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد، خود در شرح حمله آشوریها به پارسوا و به استناد کتیبههای خوانده شده مینویسد:«به طوری که در متن تصریح شده، آخرین نقطه لشکرکشی ظاهراً زاکروتی بود.»به استناد مطالب ذکر شده ریشه واژه زاگرس از زبان اوستایی است و یونانیها با افزودن س (به آخر آن این واژه را به شکل یونانی مبدل نمودند.بسیاری از محققان در تحقیقات به عمل آمده اسم زاگرس را کردی میدانند و نظر بنده نیز همان کردی بودن است. (البته نظر شخصی در اصل اسم زاگروس (ژاگرو) بوده است که بعدها به شکل امروزی درآمده است. ژاگرو، از واژه ((ژا)) بی معنی جا این واژه کلمه کوردی هورامی بوده و(گرو) نیز همان کلمه آتشگر به زبان کردی هورامی است. واژه ((گر)) در اوستا نیز به معنی کوه آمده کلمه (ژ) در متون خط میخی پارسی وجود ندارد. در ترجمه متون بیستون واژه (ژ) وجود ندارد و این حرف مختص بوده و به جای آن از واژه ((ز)) استفاده شده است. یعنی جایی که آتش آمده است یا آتش گرفته است . اسپریز- هیشور-ژریژه -ژیژوان -ژه رژه - ژان –...... اسم های مادی برجامانده دراستان کردستان میباشد.
گرٍو در لغت کردی هورامی به معنی آتش گرفته است. روشنایی نیزمعنی میشود.
زاگرس به احتمال زیاد از مقدس بودن جایی خبر میدهد که اقوام باستان در متونها و سنگنبشتهها به آن اشاره کردهاند و بعدها با کشف متونهای جدید معلوم خواهد شد . زاگرس تاریخ گمشده یک ملت با تاریخ پر فراز و نشیب با جنگها و خونهای ریخته شده در طول تاریخ اثبات شده تمدنهای زاگرس نشینها هیچ متجاوزی را قبول نکردند با علم و فرهنگ جدا از فرهنگهای دیگربودند و هستند با فرهنگ دیرینه. قبل از ورود آریاییها زاگرس جایگاه زندگی اقوام بزرگی دیگری بوده است.
گوتیها، هزاره سوم قبل از میلاد
لولویی، تقریبا هزاره سوم قبل ازمیلاد
ایلام، هزاره سوم قبل ازمیلاد
اوراتو، هزاره دوم پیش ازمیلاد
هوری، هزاره دوم قبل ازمیلاد
مانایی، هزاره اول قبل ازمیلاد
میتانی، هزاره اول قبل ازمیلاد
هیتیها، هزاره اول قبل ازمیلاد
ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی.
ارتفاعات زاگرس از شمال به جنوب عبارتند از:
كوههاي مرزي باكو كه دنباله كوههاي ارمنستان ميباشد و قطور و خوي كه همگي مرزي بوده و كوههاي چهلچشمه و پنجهعلي و اورامان كه در بيشتر ايام سال قلل آن پوشيده از برف و دامنههاي آن بهترين محل براي چراي دام ميباشد. اين كوه ها تقسيم كننده آبهاي مرزي هستند كه قسمت شرقي آن به درياچه اروميه و قسمت غربي آن به درياچه وان در تركيه مي ريزد.
ناحيه زاگرس شمالي كه در جنوب كوههاي آذربايجان قرار دارد از ارتفاع كمتري بر خوردار بوده ولي داراي درههاي تنگ و متعدد ميباشد كه ارتباط را مشكل ميسازد. رودهاي اين ناحيه در دو سو جريان دارد كه عمدتا توسط قزلاوزون يا سفيدرود در شرق به درياي خزر ميريزد و يا از طريق رودهاي زاب صغير و اروند در غرب وارد خاك عراق ميشود.
رشته عظيم كوهستاني زاگرس ایران به سه قسمت تقسيم ميشود:
1. زاگرس مركزي
2. زاگرس غربي
3. زاگرس شرقي
زاگرس مركزي:
ناحيه زاگرس مركزي از لحاظ ارتفاع مانند البرز مركزي است كه با ارتفاع بيش از 3000 متر و جنگلهاي بلوط و نارون دامنههاي آن چراگاههاي وسيعي دارد كه محل ييلاق ايلات و عشاير كرد و لر و بختياري ميباشد. در واقع زاگرس مركزي را بايد از ارتفاعات بين دو جلگه كرمانشاه و شيراز دانست كه از رشته كوههاي متعدد موازي با پهناي متفاوت از 200 تا 600 كيلومتر بنام پاتاق تشكيل يافته كه عموما شبيه آلپها ميباشد و رودخانه گاماسب (كرخه سيمره) آن را به دو قسمت غربي و شرقي تقسيم مي نمايد.
زاگرس غربي:
قسمت غربي زاگرس كه پشتكوه نام دارد از كردستان تا خوزستان امتداد مييابد. كبيركوه اين منطقه را از جلگههاي عراق و دشت عباس جدا ميكند. يكي از قلل مهم اين منطقه زرينكوه دامنههاي شرق كبير كوه با شيب تند به درههاي ژرف و پر آب منتهي ميشود و دامنههاي غربي آن مرز ايران به ارتفاع 3062 متر ميباشد و عراق را تشكيل ميدهد.
زاگرس شرقي:
قسمت شرقي زاگرس كه پيشكوه ناميده ميشود داراي درههاي عميق و تنگههاي كوهستاني متعدد ميباشد كه در آنها شهرهاي چندي تشكيل يافته است. در مشرق كوههاي زاگرس از همدان تا لرستان ارتفاعات متعددي وجود دارد كه مهمترین آنان در همدان كوه الوند با ارتفاع 3586 متر با دامنههاي بسيار سرسبز و دلانگيز و در كرماشان كوه بيستون و دالاهو، در لرستان اشترانكوه، قالي كوه، سفيدكوه و گرين كوه مي باشند. مرتفع ترين ارتفاعات زاگرس به نام كوههاي بختياري و رشته دينار در فاصله لرستان تا جلگههاي شيراز واقع شده است كه از يك سو به فلات داخلي ارتباط دارد و از سوي ديگر به جلگههاي خوزستان و ساحل خليج فارس منتهي ميشود.
كوههاي بختياري سرچشمه دو رود معتبر و مهم در ايران است: يكي كارون در غرب و ديگري زاينده رود در شرق. دامنههاي رشته كوه دينار ييلاق ايلات قشلاقي است. كهكيلويه يكي ديگر از رشته كوه هاي اين ناحيه است كه دامنههاي جنوبي آن تا سواحل خليج فارس امتداد دارد. در نواحي جنوبي ايران رشته كوههاي كمارتفاعي در امتداد ساحل كشيده شدهاند كه تا بلوچستان امتداد دارند. مهمترين كوههاي ساحلي اين ناحيه تنگستان و لارستان ميباشند كه به سوي شرق كشيده و به كوههاي بشاگرد در ساحل درياي عمان متصل ميگردد. ارتفاع اين منطقه به ندرت از 1500 متر تجاوز ميكند. كوههاي بشاگرد در جنوب باتلاق جزموريان با جهت شرقي غربي كشيده شده است كه تقسيم كننده آبهاي بين درياي عمان و جزموريان ميباشد. اين كوهها عموما خشك و فاقد پوشش گياهي قابل توجه هستند.
کوه مهم زاگروس
قندیل یکی از کوهستانهای مهم و رشته کوههای زاگرس است که در مرز ایران و ترکیه و نیز ایران و عراق قرار دارد. بخشی از این کوهستان در شهرستان پیرانشهر است. بلندترین قله آن به نام کهوکز و به ارتفاع ۳۸۰۰ متر در کردستان ترکیه قرار دارد. کوهی که اکثر کوهنوردان آن را به نام قندیل بزرگ میشناسند. سیا کیو (سیاه کوه) هم هست که ارتفاع آن ۳۶۱۰ متر است. کوه قندیل کوچک نیز با ارتفاع ۳۲۵۰ متر دارای دیوارهای به ارتفاع ۴۵۰ متر است که جزو دیوارههای بلند کشور میباشد.(دیواره بیستون به ارتفاع ۱۲۰۰متر و دیواره علم کوه با ارتفاع ۷۰۰ متر بلندترین دیوارههای ایران هستند) که به علت نا امن بودن منطقه مسیر کاملی بر روی آن وجود ندارد. قندیل یکی از پربرفترین کوههای ایران بوده و دارای یخچالهای طبیعی فراوان است.
کوه آرارات (به ارمنی: ماسیس یا آرارات، به ترکی:آگری داغ، به کردی:چی یای آگیری،) کوهی است واقع در شمال شرقی کشور ترکیه (استان آغری) در مرز ایران، جمهوری خودمختار نخجوان و ارمنستان. آرارات دارای دو قله آتشفشانی آرارات بزرگ (۱۳۷/۵ متر) و آرارات کوچک (۸۹۶/۳ متر) است
پوشش جنگلی زاگروس
ناحیه رویشی زاگرس شامل سلسه کوههای زاگرس، وسیعترین و اصلیترین رویشگاه گونههای مختلف بلوط در ایران است و به همین دلیل این منطقه از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است. جنگلهای بلوط منطقه زاگرس از منتهی الیه شمال غربی ایران (استان آذربایجان غربی) آغاز و سپس غرب (استانهای غرب کرمانشاه و ایلام و لرستان) و جنوب غرب ایران (استانهای کهگیلویه و بویراحمد و فارس) را طی میکند. در بین ۱۱ استان واقع در ناحیه رویشی زاگرس، استانهای فارس، لرستان و خوزستان مقامهای اول تا سوم را از نظر وسعت رویشگاههای جنگلی و درختی دارا میباشند. جنگلهای زاگرس با گستردگی در ۱۱ استان کشور با ۶ میلیون هکتار مساحت، ۴۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند که حدود ۷۰ درصد تیپ گونههای جنگلی زاگرس را بلوطها شامل میشوند. بارندگی این ناحیه از ۶۰۰ میلیمتر در قسمتهای شمالی تا ۳۰۰ میلیمتر در جنوب غرب در نوسان است. اقلیم منطقه نیز مدیترانه ای نیمه خشک با زمستانهای سرد است. از سایر گونههای درختی این جنگلها میتوان به افرا، کیکم، بنه، زبان گنجشک، گلابی وحشی، ولیک، ارغوان، انواع بادام و غیره اشاره نمود. بطور کل میتوان گفت جوامع بلوط در ارتفاع ۶۵۰ تا ۲۴۰۰ متر از سطح دریا حضور دارند که بالاتر از این ارتفاع جوامع ارس و پایین آن جوامع بنه - بادام ظاهر میشوند. فرم غالب جنگل شناسی، جنگلهای شاخه زاد بوده و این دلالت بر تخریب ناشی از حضور طولانی مدت جوامع انسانی دارد. متأسفانه به دلیل رشد جمعیت در قرن اخیر و نیاز جنگل نشینان به سوخت، منبع غذایی برای دامها و زمینهای کشاورزی بهرهبرداری غیراصولی از این جنگلها بکلی چهره آنها را دگرگون کرده است و بجز در نقاط معدودی نشانی از انبوهی سابق این جنگلها نیست.
جنگلهای بلوط منطقه زاگرس از منتهی الیه شمال غربی ایران (استان آذربایجان غربی) آغاز و سپس غرب (استان های ایلام و لرستان) و جنوب غرب ایران (استان های کهگیلویه و بویراحمد و فارس) را طی میکند. در ایران بلوط مهمترین و فراوانترین گونهی درختی موجود در غرب کشور، به ویژه در منطقه زاگرس محسوب میشود. سلسه کوههای زاگرس، وسیعترین و اصلیترین رویشگاه گونههای مختلف بلوط در ایران بوده و به همین دلیل این منطقه از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است.
یونانیها، از دیرباز، پشتکوه کنونی را که ایرانیان پاطاق میگویند، به نام زاگرس مینامیدند. این نام به مرور زمان به سرتاسر کوههایی که در دنباله کوههای ارمنستان، از منتهی الیه شمال غربی ایران آغاز و سپس غرب و جنوب غرب ایران را طی میکند تعمیم داده شد. گونههای مختلف بلوط نسبت به تغییرات آب و هوایی حساس، ولی در مجموع جنس بلوط سازش اکولوژیک و میزان بردباری بسیار زیادی داشته بطوریکه تغییرات درجه حرارت را در گستره ۳۱- تا ۴۵+ درجه سانتیگراد و بارندگی ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلیمتر را تحمل میکنند. مناسبترین زیستگاه بلوط مناطقی با بارندگی ۳۵۰ تا ۷۵۰ میلیمتر بوده که در آن بیشترین گسترش را دارد.رویشگاه گونههای این جنس از جلگه تا ارتفاع ۲۷۰۰ متر از سطح دریا گسترش داشته و هر چه اقلیم خشکتر میشود، درختانی کوچکتر و با قطری کمتر ایجاد میشوند. از نظر خاک گونههای این جنس روی خاکهای عمیق و حاصلخیز تا خاکهای سطحی و کم عمق و اکثراً روی خاکهای قلیایی رشد میکنند.
برای سهولت بررسی، منطقه زاگرس را بر اساس رویشگاه بلوط که گونه گیاهی اصلی در این ناحیه است، به دو ناحیه زاگرس شمالی و جنوبی تقسیم کردهاند. ناحیه زاگرس شمالی رویشگاه خاص (دار مازو) بوده و در برخی از مناطق با بلوط ایرانی یا (یوول) و یا هر دو گونه در هم میآمیزد. این بخش از زاگرس، استانهای آذربایجان غربی، کردستان، قسمتهای معینی از استان کرمانشاه و لرستان را در بر میگیرد. در مقابل، زاگرس جنوبی رویشگاه خاص گونه بلوط ایرانی بوده و شامل استانهای ایلام، خوزستان، کهکیلویه و بویر احمد، فارس، اصفهان و چهار محال بختیاری است. زاگرس شمالی دارای اقلیم نیمه مرطوب و خنک و زاگرس جنوبی گرم و خشک است. در مورد تعداد گونه و زیر گونههای بلوط در منطقه زاگرس اختلاف نظرهای زیادی بین محققین مختلف وجود دارد ولی توافق عمومی بر وجود سه گونه مهم بلوط (دار مازو، بلوط ایرانی و یوول) در این منطقه است. گونه یوول خاص مناطق مرتفع با خاکهای حاصلخیز و عمیق بوده و گسترش آن از آخرین حد شمالی زاگرس شروع و تا پایان یافتن محدوده جنگلهای مریوان (هم مرز با پاوه در استان کرمانشاه) خاتمه مییابد.
گونه دار مازو از شمال غربی زاگرس تا منطقه گهواره در استان کرمانشاه گسترش یافته و بعد به صورت لکههای بسیار کوچک و پراکنده در استان لرستان به چشم میخورد. بلوط ایرانی از شمال غربی تا جنوب شرقی سلسه کوه های زاگرس و در تمام جهات، ارتفاعات و روی انواع خاکها گسترش دارد، بعبارت دیگر، این گونه نسبت به دو گونه قبلی از بردباری و نرمش اکولوژیک بیشتری برخوردار است. گونه بلوط ایرانی تنها گونه بلوط موجود در سه استان ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و فارس است.
بلوط از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است. خواص میوه بلوط از قدیم الایام مورد مصرف بوده و از آن به عنوان غذا استفاده میکردهاند. حتی آن را خشک و دم کرده و با گندم مخلوط میکنند و از آن نان تهیه مینمایند. میتوان بلوط را بو داده و سپس آن را دم کرده و از آن چای تهیه کرد.
● کلیات گیاه شناسی
بلوط درخت بومی در مناطق معتدله است و در ایران در جنگهای کردستان،لرستان و کهکلویه می روید. ارتفاع این درخت در بعضی نواحی تا ۵۰ متر و قطر تنه آن به ۳ متر نیز می رسد. برگهای درخت بلوط پنجه ای و مانند انگشتان دست میباشد. میوه درخت بلوط که به نام بلوط معروف است مانند فندق بوده و در پیاله ای جای میگیرد.
● ترکیبات شیمیایی
پوست و برگ درخت بلوط دارای تانن، قند، اسید گالیک، اسید مالیک، کوئرسین ، موسیلاژ ، پکتین، رزین و روغن است.
بواسیر را برطرف می کند.اسهال ساده و اسهال خونی را رفع می کند.. درد معده و گاز معده را برطرف می کند. برای رفع کم خونی موثر است. نرمی استخوان را درمان می کند. برای تقویت عمومی بدن موثر است. برای معالجه اسهال اطفال ، بلوط را با کاکائو مخلوط کرده و دم کرده آن را به اطفال میدهند.
رشتهکوههای زاگرس، گوهری گرانبها در دل ایران و نمادی از قدرت و استقامت مردم کرد است. این کوهها نه تنها دلیلی برای عظمت طبیعت ایران هستند، بلکه همچون یک نگهبانِ جاودانه، تاریخ، فرهنگ و زندگی مردم کرد را در دامان خود پروراندهاند. از دوران باستان تا به امروز، زاگرس شاهد دلاوریها، مقاومتها و حماسههای فراوانی بوده است که در دل این کوهها جاودانه باقی مانده است.
رشتهکوههای زاگرس از جنوب غربی ایران تا مرزهای عراق همچون دژهای طبیعی، سرزمین کردها را از سایر نقاط متمایز میسازد. در دل این کوهها، مردمانی زندگی کردهاند که پیوندی عمیق با سرزمینشان دارند؛ مردمانی که تاریخ پرشکوه خود را در این کوهها رقم زدهاند. این کوهها به مانند شاهینی بر فراز آسمان، به یادگار خاطرات حماسی کردها ایستادهاند و روایتگرِ دلاوریها و ایثارهایی هستند که نسلها در دل این کوهها رقم زدهاند.
حماسههای کردها:
در دل رشتهکوههای زاگرس، کردها همواره در برابر دشواریها و چالشها ایستادهاند. این کوهها شاهد نبردهای تاریخی، از جنگهای بزرگ در دوران باستان تا مقاومتهای دلاورانه در برابر دشمنان در طول قرون اخیر بودهاند. در هزارهها پیش، زمانی که ایرانیان با تهدیدهای مختلف از سوی اقوام بیگانه روبرو بودند، کردها در دمنوشهای کوهستانی، از طریق استراتژیهای هوشمندانه، توانستند سرزمین خود را از تهاجمات بیگانگان حفظ کنند.
این حماسهها در دل کوههای زاگرس، همچون افسانههایی از شجاعت و استقامت، هنوز در میان مردم کرد زنده است. از داستانهای پرشکوه مبارزات آزادگان کرد تا روایتهایی از قهرمانیهای بیبدیل، همگی حکایت از روحیهای شکستناپذیر دارند که در این کوهها و در دل تاریخ نقش بسته است.
رشتهکوههای زاگرس نه تنها زیبا و سرسبز هستند، بلکه سرشار از هویت فرهنگی و تاریخی مردم کرد نیز هستند. این کوهها همواره مهدِ زبان، موسیقی و آداب و رسوم خاص کردها بودهاند. در کوههای زاگرس، روستاها و قصبههای تاریخی وجود دارند که هرکدام داستانهای منحصر به فردی از مردم این سرزمین دارند. از پوشاک سنتی کردها گرفته تا موسیقی پر شور و رقصهای محلی، همگی به نوعی با این کوهها پیوند دارند و انعکاسی از فرهنگ اصیل کرد هستند.
رشتهکوههای زاگرس، با عظمت و زیباییهای طبیعیاش، همیشه به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی و هویتی کردها باقی خواهند ماند. این کوهها نه تنها تاریخ پر فراز و نشیب کردها را در دل خود جای دادهاند، بلکه به عنوان شاهدانی خاموش، شجاعت، ایثار و وفاداری این مردم را در برابر سختیها و مشکلات روزگار، به نسلهای آینده منتقل میکنند. در حقیقت، زاگرس نه تنها کوههایی است که بر زمین سایه افکنده، بلکه کوههایی است که در دلِ هر کرد، نشانی از هویت، مقاومت و فرهنگ غنی آنها به شمار میرود
رشتهکوههای زاگرس یکی از بزرگترین و مهمترین سلسلهکوههای ایران است که در جنوب غربی کشور کشیده شده و به عنوان مرز طبیعی میان فلات ایران و دشتهای Mesopotamia )بینالنهرین) عمل میکند. این کوهها از جنوب شرقی ترکیه شروع شده و از شمال غربی ایران به سمت جنوب و جنوبشرقی امتداد مییابند. آنها همچنین مرز طبیعی میان دو کشور ایران و عراق را تشکیل میدهند. در واقع، زاگرس نه تنها یک پدیده طبیعی عظیم است، بلکه در تاریخ و فرهنگ مردم کرد، فارس، لُر، و دیگر اقوام ساکن در این منطقه نیز جایگاه ویژهای دارد.
ریشه تاریخی و فرهنگی:
رشتهکوههای زاگرس در تاریخ به عنوان نقطهای استراتژیک و مهم برای بسیاری از تمدنهای باستانی شناخته شده است. در گذشتههای دور، زاگرس مرز طبیعی میان دو منطقه فرهنگی و تمدنی ایران و بینالنهرین (Mesopotamia) بود. این کوهها همچنین در برابر تهاجمات دشمنان و مهاجمین، به عنوان یک دژ طبیعی عمل میکردند و ملتهای مختلف، به ویژه مردم کرد و لُر، در این کوهها زندگی میکردند و سرزمین خود را در برابر تهدیدات خارجی محافظت میکردند.
مردم کرد، که یکی از مهمترین اقوام بومی این منطقه هستند، پیوند عمیقی با این کوهها دارند. آنها در طول تاریخ، در دل کوههای زاگرس زندگی میکردند و با استفاده از ویژگیهای طبیعی این کوهها، بهعنوان پناهگاه و استراتژی نظامی، در برابر حملات بیگانگان ایستادگی کردهاند.
زاگرس در تاریخ فرهنگی کردها:
برای مردم کرد، زاگرس نه تنها یک جغرافیای طبیعی است، بلکه یک بخش اساسی از هویت فرهنگی و تاریخی آنها محسوب میشود. این کوهها در بسیاری از افسانهها و اسطورههای کردی حضور دارند و به نوعی نماد مقاومت و شجاعت مردم کرد در برابر مشکلات مختلف تاریخ به شمار میروند.
در دورههای مختلف تاریخی، از جمله دورانهای مختلف اسلامی و پیش از اسلام، زاگرس محل مبارزات و جنگهای زیادی بوده است. بسیاری از نیروهای کرد در این کوهها پناه میگرفتند و از این مناطق به عنوان پایگاهی برای مقابله با نیروهای خارجی استفاده میکردند.
نقش زاگرس در اکوسیستم و زندگی مردم:
زاگرس علاوه بر اهمیت تاریخی و فرهنگی، در زمینه محیط زیستی نیز نقشی حیاتی ایفا میکند. این کوهها به عنوان منابع آب و ذخایر زیستی بسیار غنی در منطقه عمل میکنند. درختان بلوط، گیاهان دارویی و گونههای مختلف جانوری همچون قوچ، میش، و یوز در این مناطق زندگی میکنند و بسیاری از روستاهای اطراف زاگرس از این منابع طبیعی بهره میبرند.
رشتهکوههای زاگرس، با تاریخ و فرهنگی عمیق که در دل خود نهفته است، بخش جداییناپذیر از هویت مردم کرد، لُر و دیگر اقوام ساکن این منطقه میباشد. این کوهها با زیباییهای طبیعی و جایگاه استراتژیک خود، همواره به عنوان شاهد تاریخ، فرهنگ و زندگی مردمانی با شجاعت و استقامت در برابر مشکلات، شناخته میشوند.
آدرس کوتاه خبر:

