از فرصت محدود باقیمانده باید استفاده کرد؛ کشور متعلق به نسلهای آینده است؛ وطن را دریابیم.
در ادامه بحرانهای روزمره و بعد از قطع چهار ساعته برق در طول روز همانطور که پیشبینی میشد ما به بحران آب رسیدیم. چه کسی فکرش را میکرد روزی دریاچه ارومیه خشک شود یا در گیلان سرسبز که میزان نزولات آسمانی آن چهار برابر نیازهای آن است امروز در رودبار آب جیرهبندی شود؟
کشوری که فقط 2 درصد جمعیت جهان و در مقابل 12 درصد منابع کانی و نفتی دنیا را در اختیار دارد با ناترازی انرژی و منابع حیاتی برخورد کرده است اما واقعا چه شد ما به این نقطه رسیدیم؟
طبق آمار رسمی کشورهای حوزه خلیج فارس سالانه فقط 4.5 میلیارد مترمعکب آب قابل شرب دارند و این درحالیست که کشور ما به تنهایی 25 برابر همه آن کشورهاآب دارد که فقط 8.5 درصد از آن میتواند نیازهای آب شرب کشور را تامین کند اما عدم مدیریت آن منجر به آبکش کردن منابع کشور و بروز بحران فعلی شده است. وزارت نیرو و اداره منابع آب صرفا در نقش فروشنده آب عمل میکنند و نه مدیریت کردن آن!! امروز در کشور بیش از یک میلیون فقره چاه آب داریم که ذخیره آبی هزار ساله کشور را در کمتر از دو دهه به نابودی کشاندهند و مشخص نیست بر چه اساسی و با چه مجوزی اجازه رخ دادن چنین فاجعهای صادر شده است. جای این سوال مطرح است که چرا آن همه هزینههای گزاف که صرف مسائل سدسازی و انتقال آب و شیرین کردن آب شد صرف بازچرخانی آب نشده است؟
وجود شبکه مافیایی و نفوذ جهت تغییر اقلیم و نابودی منابع آبی کشور دور از واقعیت نیست چرا که وقتی میشود با اجرای طرحهای تصفیه و بازچرخانی آب به راحتی منابع آبی را کنترل و حتی ذخیره کرد چگونه میتوان دنبال راه حلهای هزینهزا رفت که هیچ کمکی به حل بحران آب نمیکند.
در تمامی بحرانهای حاکم بر کشور رد پای مدیریت به طور کلی مشهود است. زمانی که پدر و مادرها فرزندانشان را به رشتههای پزشکی و مهندسی روانه میکردند و به حالت تمسخر به رشتههای علوم انسانی و مدیریتی نگاه میکردند هرگز فکرش را نمیکردند که روزی با چنین بحرانهایی در کشور بهدلیل عدم دانش مدیریت برخورد میکنند! چالشهایی که تبدیل به مسائل بدخیم یا به نوعی ابربحران شدهاند که حل آنها در آینده نزدیک چشمانداز روشنی ندارد و کشور قبل از دکتر و مهندس به مدیران دانا نیازمند است.
در حال حاضر اصلیترین مسئله بازسازی و نجات دولتها در ایران از شر مدیریتهای ناکارآمد است که لازمه آن اتکا به توان داخلی و شایستهسالاری و بها دادن به جوانان و نخبگان برای رفع بحرانهای کشور است. امروز ظرفیت حل مسائل به شدت کاهش یافته و ما حتی در مسیر حل مسائل نیستیم بلکه با تزریق مسکن فقط بحرانها را در آینده به ابربحران و چالشهای بدخیم تبدیل میکنیم. از فرصت محدود باقیمانده باید استفاده کرد؛ کشور متعلق به نسلهای آینده است؛ وطن را دریابیم.
منبع: روزنامه روژان
آدرس کوتاه خبر: