یکشنبه، 12 بهمن 1404
روژان پرس » اخبار » سوریه بدون کُردها: توهمی که یک قرن ویرانی آفرید

دکتر بهزاد دافعی

سوریه بدون کُردها: توهمی که یک قرن ویرانی آفرید

0
کد خبر: 3673

سوریه بدون کُردها: توهمی که یک قرن ویرانی آفرید

تشکیل ساختارهای خودگردان در شمال سوریه، نه پروژه‌ای وارداتی بود و نه نتیجه‌ی توطئه‌ی خارجی. روژاوا پاسخی عملی به خلأ قدرت، ناامنی و انکار مزمن بود. در شرایطی که دولت مرکزی از ایفای ابتدایی‌ترین وظایف خود ناتوان مانده بود، جامعه‌ی کوردی ناچار شد ابتکار عمل را در دست بگیرد.
جنگی که امروز در روژاوا جریان دارد، یک درگیری محلی یا حادثه‌ای مقطعی نیست؛ این جنگ، ادامه‌ی منطقیِ یک بحران حل‌نشده‌ی تاریخی است. هر گلوله‌ای که در شمال سوریه شلیک می‌شود، یادآور این واقعیت تلخ است که مسئله‌ی کوردها هرگز به‌طور عادلانه حل نشده، بلکه همواره به تعویق افتاده، سرکوب شده یا به دست بازیگران خارجی معامله شده است. آنچه امروز با نام «امنیت»، «تمامیت ارضی» یا «مبارزه با تهدید» توجیه می‌شود، در عمل بازتولید همان سیاستی است که یک قرن است بر این جغرافیا سایه انداخته: انکار یک ملت و نادیده‌گرفتن ریشه‌های واقعی بحران سوریه.
روژاوا امروز نه به‌دلیل میل به جنگ، بلکه به‌سبب نبودِ یک راه‌حل سیاسی فراگیر به میدان نبرد تبدیل شده است. تا زمانی که سوریه همچنان عرصه‌ی دخالت بیگانگان، رقابت‌های منطقه‌ای و سیاست‌های حذف‌محور باقی بماند، جنگ در اشکال مختلف بازتولید خواهد شد. در این میان، کوردها بار دیگر در موقعیتی قرار گرفته‌اند که باید بهای اشتباهات تاریخی، مرزکشی‌های تحمیلی و مصالحه‌های پشت‌پرده را با امنیت، جان و آینده‌ی خود بپردازند. فهم جنگ امروز در روژاوا، بدون بازگشت به این ریشه‌ها، نه ممکن است و نه صادقانه.
بحران سوریه را نمی‌توان صرفاً محصول اختلافات داخلی یا تحولات سال‌های اخیر دانست. آنچه امروز این کشور را به ویرانی کشانده، نتیجه‌ی انباشت تاریخیِ انکار، مداخله‌ی خارجی و مهندسی سیاسی از بیرون است؛ فرآیندی که از همان لحظه‌ی تولد سوریه‌ی مدرن آغاز شد. در این میان، کوردها نه حاشیه‌ی این تاریخ، بلکه یکی از قربانیان اصلی آن بوده‌اند.
سوریه‌ی کنونی، زاده‌ی اراده‌ی مردمان ساکن این سرزمین نیست. مرزهایی که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی ترسیم شدند، بازتاب‌دهنده‌ی توازن قدرت دولت‌های استعماری بودند، نه واقعیت‌های اجتماعی و قومی منطقه. در این تقسیم‌بندی تحمیلی، کوردها—که قرن‌ها در شمال سوریه زیسته بودند—به‌طور سیستماتیک نادیده گرفته شدند.
انکار هویت؛ ستون پنهان دولت‌سازی تحمیلی
دولت-ملت سوریه از ابتدا بر پایه‌ی یکسان‌سازی اجباری بنا شد. تنوع قومی و فرهنگی نه به‌عنوان سرمایه، بلکه به‌عنوان تهدید تلقی شد. در این چارچوب، کردها با سیاست‌هایی مواجه شدند که هدفی جز حذف تدریجی هویت آنان نداشت:
سلب تابعیت از ده‌ها هزار شهروند کورد،
ممنوعیت زبان مادری در آموزش و فضای عمومی،
تغییر نام شهرها و روستاهای کوردنشین،
و محروم‌سازی ساختاری از مشارکت سیاسی.
این سیاست‌ها تصادفی یا صرفاً داخلی نبودند؛ بلکه ادامه‌ی همان منطقی بودند که قدرت‌های خارجی در طراحی ساختار سیاسی سوریه کاشتند: کنترل از طریق انکار.
دخالت بیگانگان؛ از مهندسی دولت تا مهندسی جنگ
وقتی سوریه وارد مرحله‌ی بحران شد، این بار نیز سرنوشت مردم به دست خودشان سپرده نشد. قدرت‌های خارجی—اعم از جهانی و منطقه‌ای—سوریه را به میدان رقابت ژئوپلیتیک بدل کردند. هر کدام با حمایت از بازیگران مختلف، جنگ را طولانی‌تر و پیچیده‌تر کردند.
نتیجه‌ی این مداخلات روشن است:
فروپاشی نهادهای دولتی،
رشد گروه‌های مسلح نیابتی،
ویرانی بافت اجتماعی،
و عمیق‌تر شدن شکاف‌های قومی و سیاسی.
در این فضای بی‌دولتی و هرج‌ومرج، کوردها بار دیگر در موقعیتی قرار گرفتند که تاریخ بارها به آنان تحمیل کرده بود: دفاع از خود، بدون تکیه بر دولت مرکزی و بدون تضمین حمایت پایدار خارجی.
روژاوا؛ پاسخ بومی به فروپاشی تحمیلی
تشکیل ساختارهای خودگردان در شمال سوریه، نه پروژه‌ای وارداتی بود و نه نتیجه‌ی توطئه‌ی خارجی. روژاوا پاسخی عملی به خلأ قدرت، ناامنی و انکار مزمن بود. در شرایطی که دولت مرکزی از ایفای ابتدایی‌ترین وظایف خود ناتوان مانده بود، جامعه‌ی کوردی ناچار شد ابتکار عمل را در دست بگیرد.
مدلی که در روژاوا شکل گرفت—با تأکید بر مشارکت محلی، همزیستی قومی و نقش زنان—در تضاد کامل با الگوهای اقتدارگرای حاکم بر منطقه بود. همین تفاوت، آن را به هدف حملات سیاسی و رسانه‌ای تبدیل کرد.
ایستادگی در برابر داعش؛ حقیقتی که نمی‌توان نادیده گرفت
نقطه‌ی عطف این تجربه، مقابله با داعش بود. زمانی که این گروه بخش‌های وسیعی از سوریه را به اشغال خود درآورد، بسیاری از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دچار تردید و انفعال شدند. در این شرایط، نیروهای کورد با کمترین امکانات، اما با بیشترین هزینه‌ی انسانی، در خط مقدم ایستادند.
این واقعیت تاریخی است که مقاومت کردها، تنها دفاع از یک منطقه نبود؛ دفاع از آینده‌ی سوریه و امنیت منطقه‌ای بود. با این حال، همان قدرت‌هایی که از این مقاومت بهره‌مند شدند، امروز بار دیگر آماده‌اند در چارچوب معاملات سیاسی، حقوق کوردها را نادیده بگیرند.
مسئله‌ی حل‌نشده‌ی سوریه
بحران سوریه تا زمانی ادامه خواهد داشت که مسئله‌ی کوردها حل‌نشده باقی بماند. هیچ طرح سیاسی‌ای که بر انکار یا حاشیه‌رانی یک ملت استوار باشد، نمی‌تواند به ثبات پایدار منجر شود.
سوریه یا باید به واقعیت چندملیتی و چندفرهنگی خود تن دهد، یا همچنان در چرخه‌ی بحران، مداخله و خشونت گرفتار خواهد ماند.

روژاوا تهدیدی برای تمامیت سوریه نیست؛ تهدید واقعی، تداوم انکار، تمرکزگرایی تحمیلی و دخالت بیگانگان است.
تاریخ یک قرن گذشته به‌روشنی نشان داده است ملتی که ریشه دارد، با سیاست حذف از میان نمی‌رود و سوریه‌ای که کوردها را نبیند، هرگز روی ثبات نخواهد دید.
کردها با هزاران شهید، داعش را شکست دادند؛ اما در لحظه‌ای که پیروزی‌شان روشن شد، همان جهانی که خود را مدافع عدالت و امنیت می‌نامید، آن‌ها را فروخت. سازمان ملل، قدرت‌های جهانی و حتی متحدانی که وعده حمایت داده بودند، پشت کوردها را خالی کردند. آنها که از «ثبات سوریه» سخن می‌گفتند، در عمل معامله کردند و سرنوشت یک ملت را به سود مصالح سیاسی خود به حراج گذاشتند. قطعنامه‌ها صادر شد، بیانیه‌ها نوشته شد، اما هیچ اقدامی برای حفاظت از کسانی که واقعاً جانشان را گذاشتند، انجام نشد.
این خیانت تلخ اما هرگز توان مقاومت کُردها را نخواهد شکست. کردها همیشه متحد می‌شوند؛ در جهان، شاید کسی پشت آن‌ها نایستد، اما همیشه پشت همدیگر را خالی نمی‌کنند. در میان خیانت‌ها و سکوت جهانی، در میان معامله‌ها و مصالحه‌های پشت‌پرده، همین اتحاد است که کردها را زنده نگه می‌دارد. همین وفاداری است که نشان می‌دهد هیچ تهدید، هیچ خیانت و هیچ زور خارجی نمی‌تواند اراده‌ی مردمی را که ریشه در این سرزمین دارند، نابود کند. جهانیان ممکن است امروز بگویند کوردها فروخته شدند، اما فردا تاریخ خواهد گفت:
کردها نه تنها فروخته نشدند، بلکه با شجاعت، اتحاد و مقاومت خود، شمایل تازه‌ای از عدالت و آزادی ساختند؛ شمایلی که هیچ قدرتی، هیچ بیانیه و هیچ معامله‌ای نمی‌تواند آن را پاک کند.
کوردها از خون و فداکاری‌شان درس دادند؛ درس اتحاد، ایستادگی و حقانیت. در نهایت، تنها پشت به پشت هم ایستادن، قدرت واقعی را می‌سازد—و کوردها نشان دادند که هیچ خیانتی نمی‌تواند این قدرت را از بین ببرد.

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید