جمعه، 10 بهمن 1404
روژان پرس » اخبار » اسیران آزادی بنزین...

پرهام ستایش*

اسیران آزادی بنزین...

0
کد خبر: 3542

اسیران آزادی بنزین...

مسئله اصلی این است که تصمیم درباره سوخت بدون شناخت از «اقتصاد فاصله» و «اقتصاد مرزی» گرفته شده است.
در ابتدا بگویم مخالف گران شدن بنزین نیستم؛ چرا که واقعیت این است که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، اصلاح قیمت سوخت برای کاهش قاچاق، مدیریت مصرف و جلوگیری از فرسایش بودجه اجتناب‌ناپذیر است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تصمیم درست، در بستری نابرابر و بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های منطقه‌ای اجرا می‌شود؛ بستری که در آن، مردم استان‌های مرزی مانند کردستان به‌خاطر فاصله طولانی از پایتخت، تمرکز خدمات و صنایع در تهران، مصرف بالای خودروهای داخلی و کمبود زیرساخت‌های درمانی، چند برابر دیگران هزینه می‌پردازند. بنابراین بحث بر سر «نفی اصلاح» نیست، بلکه بر سر چگونگی اجرای اصلاح است؛ اینکه چرا سیاستی ملی بدون پیوست منطقه‌ای، بدون حمایت هدفمند و بدون درک واقعیت زندگی مردم این استان‌ها اجرا شده و چرا بار اصلی آن بر دوش کسانی افتاده که نه قاچاقچی‌ اند و نه مقصر کسری بودجه.

اقتصاد فاصله و تمرکزگرایی تهران‌ محور
افزایش قیمت بنزین در ایران بار دیگر نشان داد که تصمیم‌سازی اقتصادی هنوز بدون توجه به ساختار نابرابر منطقه‌ای و سبک زندگی استان‌های مرزی انجام می‌شود. در ظاهر، این تصمیم یک اقدام اقتصادی برای اصلاح الگوهای مصرف است، اما در واقع، برای استانی مانند کردستان که سال‌ها در حاشیه برنامه‌ریزی‌ها قرار گرفته، به‌ معنای تشدید فشارهای معیشتی، اقتصادی و درمانی و... است. مسئله اصلی این است که تصمیم درباره سوخت بدون شناخت از «اقتصاد فاصله» و «اقتصاد مرزی» گرفته شده است.

بنکداری کالا و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل
اقتصاد کردستان به دلیل تمرکز صنایع، خدمات، بازار بنکداری، مراکز توزیع و حتی امکانات تخصصی در تهران، به‌طور طبیعی وابستگی عمیقی به پایتخت دارد. فاصله حدود ۵۰۰ کیلومتری با تهران، در شرایطی که زیرساخت‌های حمل‌ونقل نیز ناکارآمد هستند، تنها یک فاصله جغرافیایی نیست؛ بلکه یک فاصله اقتصادی، شغلی و اجتماعی است. هر بار رفت‌ و آمد فعالان اقتصادی، بنکداران، رانندگان، بیماران و خانواده‌ها به تهران با هزینه‌ای سنگین همراه است و افزایش قیمت بنزین این فاصله را نه تنها حفظ، بلکه چند برابر می‌کند.
در بخش عرضه کالا در بازار که یکی از ستون‌ های اقتصادی استان است، گرانی بنزین یک ضربه مستقیم و فوری وارد می‌کند. بخش عمده‌ای از کالاهای مصرفی و اساسی بازارهای کردستان از تهران تأمین می‌شود و همین موضوع هزینه حمل‌ونقل را به یک عامل تعیین‌ کننده تبدیل کرده است. وقتی قیمت سوخت افزایش می‌یابد، هزینه هر سفر تأمین کالا و هزینه ارسال کالا بالا می‌رود، قیمت تمام‌ شده اجناس در بازارهای کردستان نسبت به استان‌های مرکزی بیشتر می‌شود، قدرت رقابت فروشندگان خرد کاهش پیدا می‌کند و فشار نهایی بر دوش مردم قرار می‌گیرد. به این ترتیب، گرانی بنزین یک اثر خطی ندارد؛ بلکه زنجیره‌ای از گرانی‌ های پی‌ در پی ایجاد می‌کند که از عمده‌ فروش تا مصرف‌کننده را درگیر می‌سازد.

مصرف بالای سوخت خودروهای داخلی
این مشکلات در شرایطی شدیدتر می‌شود که مصرف سوخت خودروهای تولید داخل به‌طور غیرمعمول بالا است. بخش عمده ناوگان حمل‌ونقل سبک و سنگین کشور، از وانت‌های فرسوده تا خودروهای سواری داخلی، مصرفی بسیار بیشتر از استاندارد جهانی دارند. در حالی که خودروهای اقتصادی در بسیاری از کشورها با مصرف ۵ تا ۷ لیتر حرکت می‌کنند، بخش قابل‌توجهی از خودروهای داخلی مصرفی بین ۹ تا ۱۳ لیتر دارند که بعضاً با بار و مسیرهای کوهستانی این عدد بالاتر نیز می‌رود. این یعنی مردم کردستان نه‌تنها از گرانی بنزین آسیب می‌بینند، بلکه از ضعف فناوری و کیفیت پایین خودروهای داخلی نیز ضرر مضاعف می‌پردازند. تصمیم‌ گیران بنزین را آزاد کرده‌اند، اما صنعت خودرو همچنان آزادانه بنزین بیشتری از جیب مردم می‌سوزاند. در چنین شرایطی، مردم استان‌های مرزی که ناچارند مسافت‌های طولانی‌تری طی کنند، آسیب را چند برابر تحمل می‌کنند.

کمبود زیرساخت درمانی و فشار بر بیماران
مشکل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بدانیم استان کردستان از لحاظ درمانی نیز با کمبودهای جدی روبه‌روست. بسیاری از بیماران به‌ دلیل نبود مراکز فوق‌ تخصصی ناچارند بارها به تهران مراجعه کنند. در این شرایط، افزایش قیمت سوخت یک هزینه جانبی نیست؛ بلکه به مانعی جدی در مسیر سلامت و درمان تبدیل می‌شود. بیمارانی که پیش‌تر نیز با سختی رفت‌وآمد، هزینه اقامت و بهای درمان دست‌ و پنجه نرم می‌کردند، اکنون باید هزینه‌ای مضاعف برای سفری بپردازند که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد. این مسئله یک پرسش بنیادین ایجاد می‌کند: چگونه ممکن است سیاستی چنین فراگیر و اثرگذار بر جان مردم، بدون در نظر گرفتن بسته‌های حمایتی ویژه برای مناطق محروم اجرا شود؟

سکوت نمایندگان کردستان
در کنار همه این مسائل، سکوت نمایندگان کردستان در مجلس به نگرانی‌های مردم افزوده است. انتظار می‌رفت که در برابر سیاستی که مستقیم با نان، درمان، کسب‌ و کار و کیفیت زندگی مردم استان ارتباط دارد، صدای نمایندگان از نخستین و بلندترین صداهای مطالبه‌ گر باشد. اما سکوت و انفعال آنان، شکافی عمیق میان نهاد نمایندگی و مردم ایجاد کرده است. این سکوت پیام خطرناکی دارد: اینکه درد مردم استان‌های مرزی در سطح ملی شنیده نمی‌شود، یا دست‌کم اولویتی ندارد

عدالت منطقه‌ای و نقد سیاست‌گذاری ملی
واقعیت این است که در تهران، گرانی بنزین یک هزینه اضافی است؛ اما در کردستان، این افزایش به‌ معنای رشد هزینه شغل، درمان، خرید کالا، رفت‌ و آمد و در نهایت کاهش کیفیت زندگی است. این تفاوت محسوس نشان می‌دهد که عدالت جغرافیایی در تصمیمات ملی جایگاهی ندارد، و همین نادیده‌ گرفتن‌ ها به‌تدریج به بی‌اعتمادی اجتماعی و فشار معیشتی گسترده منتهی می‌شود.
توجه به عدالت جغرافیایی، نگاه به تفاوت‌های منطقه‌ای و طراحی حمایت‌های هدفمند، نه لطف به مردم، بلکه یک الزام حکمرانی است.
تصمیم اخیر درباره بنزین نشان داد که کشور بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌گذاری دقیق، منطقه‌ محور و واقع‌ بینانه نیاز دارد سیاست‌ گذاری‌ ای که نه فقط بر اساس عدد و نمودار، بلکه بر اساس زندگی واقعی مردم انجام شود؛ زندگی مردمی همچون مردم کردستان که بیش از دیگران بهای این تصمیمات را می‌پردازند.
*دانشجوی دکتری مدیریت دولتی

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید