بیاییم لذت را در مسیر درستش بجوییم در حرکت، در سلامت، در خودسازی و در تجربهی ناب زیستن.
در روزگاری که لذتهای کوچک و پیدرپی ذهن انسان را از اندیشه و تمرکز دور میسازند، بازگشت به انضباط فکری و رفتاری ضرورتی دوباره یافته است. زیستن آگاهانه و انتخابهای سنجیده، نه تنها سلامت فردی را تضمین میکند، بلکه آیندهی جامعه را نیز روشنتر میسازد. چندی پیش، در یکی از گذرگاههای گردشگری شهر، در میان مناظر دلانگیز و هوای پاک کوهستان، صحنهای مرا به تأمل واداشت؛ گروهی از نوجوانان و جوانان که در دل طبیعتی زنده و آزاد، به استعمال دخانیات و تفریحات ناسالم مشغول بودند. تضاد میان زیبایی طبیعت و این رفتارهای آسیبزا، یادآور این حقیقت بود که گاه انسان، در زیباترین موقعیتها، از زیستن آگاهانه غافل میماند. همین مشاهده، انگیزهای شد تا دربارهی ضرورت بازگشت به انضباط فکری و رفتاری بیندیشم؛ انضباطی که اساس یک زندگی سالم و سازنده است.
زندگی هر انسان، بازتاب انتخابهای اوست؛ برخی از این انتخابها بر پایهی آگاهی و خرد انجام میشوند و برخی دیگر از روی عادت یا هیجانهای زودگذر. فلسفهی زندگی سالم، بر ستونهای خودشناسی، آگاهی و نظم در اندیشه و رفتار استوار است. انسان منضبط کسی است که مسیر زندگیاش را با هدف، خرد و آیندهنگری ترسیم میکند؛ نه با میلهای لحظهای و لذتهای ناپایدار.
در روانشناسی رشد آمده است که توانایی «بهتأخیر انداختن لذت» یکی از نشانههای بلوغ فکری و هیجانی است؛ تواناییای که در پژوهشهای کلاسیکی مانند آزمایش مارشمالو نیز به اثبات رسیده است. در این پژوهش، کودکانی که میتوانستند برای دستیابی به پاداشی بزرگتر اندکی صبر کنند، در بزرگسالی از نظر تحصیلی، شغلی و اجتماعی موفقتر بودند. این یافتهها تأکیدی است بر اینکه کنترل هیجانها و ترجیح منافع پایدار بر رضایتهای زودگذر، از پایههای اصلی رشد شخصیتی و انضباط در زندگی است. اما رسیدن به این سطح از خویشتنداری آسان نیست. فشارهای اجتماعی، کمبود الگوهای مثبت، ناآگاهی از روشهای سالم تخلیهی انرژی و ضعف در برنامهریزی شخصی، میتواند جوانان را از مسیر نظم و سلامت دورکند. در چنین شرایطی، رفتارهایی مانند استعمال دخانیات یا مصرف مواد محرک، گاه بهظاهر لذتبخش مینمایند، اما در حقیقت، اراده، سلامت و آرامش درونی را فرسوده میسازند. در لایهای عمیقتر، جامعهی امروز با نوعی گمگشتگی هویتی و بحران معنا روبهروست. ارزشهای سنتی که زمانی به زندگی جهت میدادند، کمرمق شدهاند و ارزشهای مدرن نیز هنوز ریشه نگرفتهاند.
بسیاری از جوانان میان دو جهان متضاد سرگرداناند؛ جهانی که میگوید «موفق شو، لذت ببر» و جهانی که یاد داده «صبور باش، قانع بمان». این دوگانگی ارزشها، ذهن نسل امروز را دچار سردرگمی کرده و در غیاب الگوهای روشن، برخی به مسیرهایی میلغزند که در ظاهر لذتبخشاند، اما در باطن، تهی از معنا و امید.
در مقابل، ورزش و تفریحات سالم نهتنها جایگزینی شایستهاند، بلکه بستری برای رشد روحی و ذهنی نیز فراهم میکنند. فعالیتهایی چون کوهنوردی، دوچرخهسواری، شنا، پیادهروی در طبیعت و ورزشهای گروهی، هیجانی طبیعی و شادیبخش ایجاد میکنند؛ هیجانی که از هماهنگی ذهن و بدن سرچشمه میگیرد، نه از وابستگی به مواد و عادتها. هر حرکت ورزشی، نوعی تمرین انضباط است؛ زیرا مستلزم برنامهریزی، پشتکار و کنترل ذهن و بدن است.
در این میان، نقش خانواده، مدرسه، رسانهها و نهادهای فرهنگی انکارناپذیر است. آموزش مهارتهای خودکنترلی، ترویج الگوهای سالم زندگی، فراهمکردن فضاهای ورزشی و تفریحی، و برگزاری برنامههای فرهنگی و رقابتی، میتواند نسل جوان را بهسوی سبک زندگی متعادل و هدفمند هدایت کند.
در نهایت، انضباط فکری و رفتاری تنها یک شیوهی زیستن نیست، بلکه نوعی فلسفهی زندگی است؛ فلسفهای که انسان را به درک ارزش زمان، احترام به جسم و روان خویش، و انتخاب آگاهانه میان لذت و رشد دعوت میکند. جامعهای که بتواند چنین نگرشی را در میان شهروندانش پرورش دهد، بیتردید آیندهای سالمتر، شادابتر و خلاقتر در پیش خواهد داشت.
آن روز که در گذرگاه طبیعت آن صحنه را دیدم، در ذهنم جرقهای روشن شد: گاهی تنها یک انتخاب نادرست، معنای لذت را از زندگی میگیرد. بیاییم لذت را در مسیر درستش بجوییم در حرکت، در سلامت، در خودسازی و در تجربهی ناب زیستن. انسانی که بر خویشتن پیروز شود، جهان را فتح کرده است؛ و جامعهای که جوانانش انضباط، آگاهی و امید را برگزینند، بیتردید آیندهای روشن در انتظار اوست.
هر که خویشتن را رام کند، قلهها به پای او سر تعظیم فرود میآورند.
آدرس کوتاه خبر: