پرهام ستایش *
شروع نظم و انضباط شهری از خود شهرداری ها؛ راهبردی تدریجی برای ساماندهی
در گام نخست، فقط موانع ثابت و تابلوهای مزاحم از پیادهروها جمعآوری شوند. در گام دوم، صندلیها، چترها و اجناس بیرونمانده از مغازهها سامان یابند.
روژانپرس: شهرداریها امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر مطالبهی عمومی برای نظم، پاکیزگی و زیستپذیری شهرها قرار گرفتهاند. اطلاعیه اخیر سازمان ساماندهی مشاغل شهری شهرداری سنندج درباره برخورد با سد معبر و اشغال پیادهروها از سوی واحد های صنفی، در ظاهر اقدامی برای حفظ حقوق شهروندی است، اما در عمق خود به پرسشی بنیادین اشاره دارد. چگونه میتوان نظم شهری را از یک بخشنامه به یک رفتار اجتماعی تبدیل کرد؟
نظریهی معروف «پنجره شکسته» در مدیریت شهری میگوید اگر بینظمیهای کوچک و تخلفات جزئی نادیده گرفته شوند، حس بیقانونی در جامعه گسترش مییابد. اما تجربههای جهانی نشان میدهد که برخورد ناگهانی و گسترده با این بینظمیها بدون مشارکت مردم، معمولاً نتیجهی معکوس دارد. نظم پایدار نه با جریمه، بلکه با الگو سازی و مشارکت ساخته میشود.
از همین منظر، شهرداریها میتوانند طرحهای ساماندهی خود را نه به شکل پروژهای کوتاهمدت، بلکه به صورت حرکتی تدریجی و مشارکتی طراحی کنند؛ حرکتی که از خود شهرداری آغاز میشود. خیابانها و پیادهروهای منتهی به ساختمانهای شهرداری ها، نخستین ویترین مدیریت شهری اند. اگر در اطراف همین ساختمانها نظم، تمیزی و پیادهروهای باز دیده شود، شهروندان باور میکنند که شهرداری خودش پیشقدم تغییر است، نه فقط ناظر و مجری قانون، پیام این رفتار روشن است «نظم از خود ما آغاز شده است.»
برای تحقق چنین هدفی، ضروری است طرح ساماندهی معابر به گامهای کوچک و قابل سنجش تقسیم شود. در گام نخست، فقط موانع ثابت و تابلوهای مزاحم از پیادهروها جمعآوری شوند. در گام دوم، صندلیها، چترها و اجناس بیرونمانده از مغازهها سامان یابند. و در گام سوم، زیباسازی و بازآرایی نمای صنفی در دستور کار قرار گیرد. این روش مرحله به مرحله، از مقاومت اجتماعی میکاهد و به مردم احساس پیشرفت و همراهی میدهد.
در کنار این، گفتوگو با اتحادیههای صنفی و کاسبان، کلید موفقیت این طرح است. هیچ تغییری بدون همراهی اصناف و شهروندان پایدار نمیماند. جلسات مشورتی، شنیدن دغدغههای کاسبان و معرفی «کاسب الگوی نظم شهری» میتواند فضای طرح را از «برخورد» به «همکاری» تبدیل کند. وقتی مردم احساس کنند بخشی از تصمیمسازی هستند، اجرای طرح برایشان الزام بیرونی نیست، بلکه تبدیل به افتخار و مشارکت اجتماعی میشود.
از سوی دیگر، شیوه اطلاعرسانی نیز باید از ادبیات تهدید فاصله بگیرد و به زبان امید و تعلق شهری نزدیک شود. پیامهایی نظیر «پیادهرو سهم مردم است» یا «شهر من، ویترین من» میتوانند جایگزین هشدارهای خشک و تکراری شوند. مردم وقتی در روایت تغییر، خود را صاحب نقش ببینند، داوطلبانه در آن مشارکت میکنند.
در نهایت، مدیریت شهری باید برای هر مرحله از طرح، شاخص ارزیابی و بازخورد عمومی تعیین کند. نمایش نتایج ملموس از قبل و بعد هر خیابان، بازدیدهای منظم و گزارشهای رسانهای از پیشرفت طرح، اعتماد عمومی را افزایش میدهد. شهروند وقتی ببیند تغییر واقعی در حال رخ دادن است، خود ادامه دهندهی آن خواهد شد.
نظم شهری یک پروژه نیست؛ یک رفتار جمعی فرایندی است. رفتاری که باید از درب خود شهرداری آغاز شود و از آنجا به محلات و بازار و ذهن مردم سرایت کند. شهرداریها اگر این مسیر را با تدبیر، احترام و استمرار طی کنند، نه تنها چهره ی شهر را سامان خواهند داد، بلکه بزرگترین سرمایه ی خود یعنی اعتماد مردم را نیز بازسازی میکنند و این همان نقطهای است که تحول واقعی از آن آغاز میشود.
*دانشجوی دکتری مدیریت دولتی
آدرس کوتاه خبر: