واکاوی علمی مانعتراشی برای طبیعت و هشدار به مدل توسعه سروآباد
کوسالان قربانی توهم توسعه؟
این ادعا که برای گردشگرپذیر شدن سروآباد باید کوسالان را تخریب کرد، یک مغالطه بزرگ است.
۱. تله توهم "موانع محیط زیستی"
اعتراض به محدود منطقه حفاظتشده کوسالان و شاهو به بهانه ایجاد مانع در مسیر توسعه روستاهایی چون روار، عباسآباد و دُرو، نه تنها یک اشتباه استراتژیک در مدل توسعه است، بلکه نشاندهنده یک عدم درک علمی از اقتصاد اکوسیستمی و توسعه پایدار است. این رویکرد که متأسفانه در میان برخی مسئولان رایج است، کوهستان را یک "زمین بیمصرف" و محیط زیست را "مانع توسعه" میبیند، نه "زیرساخت بنیادین توسعه".
منطق علمی و جهانی حکم میکند که مناطق حفاظتشده، به ویژه در اکوسیستمهای شکننده مانند زاگرس و اورامانات، ذخایر حیاتی (Bio-Reserves) هستند. کاهش یا دستکاری این محدوده، یک عقبگرد خطرناک است که پایداری پوشش گیاهی کوسالان، تضمینکننده نفوذ آب باران و برف به سفرههای زیرزمینی و چشمههای منطقه است. تخریب آن، آیندۀ آبی سروآباد را به مخاطره میاندازد.
بزرگترین مزیت سروآباد در رقابت با سایر مناطق، "بکر بودن" آن است. جادهکشی و ساختوساز در قلب این منطقه، این مزیت را نابود میکند و سروآباد را به یک منطقه توسعهیافته شبیه سایر شهرهای فاقد هویت زیستمحیطی تبدیل میسازد.
۲. پارادوکس توسعه در سروآباد؛ اقتصاد انتظار و دلالتگرایی
باید صریح و شفاف گفت که عامل اصلی عدم توسعه و اشتغال پایدار در شهر سروآباد، محدوده محیط زیست نیست، بلکه یک مدل اقتصادی-اجتماعی معیوب در بطن خود جامعه است.
توسعه سروآباد درگیر یک "اقتصاد انتظار" مزمن است. بسیاری از اهالی، به ویژه دارندگان زمینهای مرغوب کشاورزی در حاشیه شهر، در انتظارِ سوداگری زمین و تغییر کاربری هستند. این انتظار برای "نشستن به قیمت" زمینهای کشاورزی برای ساخت مسکن، بزرگترین ضربه به اقتصاد مولد و کشاورزی پایدار است. این دیدگاه، نه تنها عامل توسعه نیست، بلکه مخرب هویت و زمینهساز تورم ساخت و ساز است که نهایتاً به سود دلالان خواهد بود، نه عموم مردم و جوانان جویای کار.
این رویکرد که "همهچیز را با جاده حل کنیم" یک دیدگاه قرن بیستمی و شکستخورده است. اگر اشتغال و توسعه واقعی هدف است، باید سرمایههای محلی را به سمت گردشگری سبز (اکوتوریسم)، صنایع تبدیلی کوچک، و تقویت زنجیره ارزش محصولات ارگانیک منطقه هدایت کرد. توسعه پایدار از طریق حفظ طبیعت و ایجاد شغلهای سبز که وابستگی مستقیم به کوسالانِ دستنخورده دارند، اتفاق میافتد.
۳. رمز موفقیت سلین و بلبر؛ مدل "مردم پای کار"
این ادعا که برای گردشگرپذیر شدن سروآباد باید کوسالان را تخریب کرد، یک مغالطه بزرگ است. اگر روستاهای سلین و بلبر، بهعنوان مقاصد گردشگری شناخته شدهاند، دلیل آن در وهله اول طبیعتگریزی از طریق جادههای آسان نبوده، بلکه دو عنصر حیاتی بوده است:
حفظ اصالت و طبیعت بکر: جاده پرپیچوخم، اتفاقاً سد دفاعی طبیعت بکر و عامل کاهش ازدحام گردشگران غیرمسئول بوده است. گردشگر طبیعتدوست، به دنبال این سختی و بکر بودن است.
حضور «مردم پای کار»: تفاوت اصلی سلین و بلبر با سروآباد در "رویکرد مردم" نهفته است. در آنجا، مردم خودشان خانههای بومی را به اقامتگاه تبدیل کردهاند، با افتخار میزبان بودهاند و سرمایههای کوچک را وارد عرصه خدمات کردهاند. در مقابل، سروآباد با بهترین ظرفیتهای طبیعی، از فقدان این روحیه کارآفرینی و فعال در سطح خُرد محلی رنج میبرد.
۴. راهکار علمی و چشمانداز راهگشا
مدل توسعه سروآباد باید فوراً از رویکرد "ساختاری و عمرانی" به رویکرد "کارآفرینی و اکوسیستمی" تغییر یابد:
تمرکز بر حاشیه امن: به جای تلاش برای کوچکسازی یا جادهکشی در محدوده حفاظتشده، باید "مناطق حائل " و حاشیه شهر را به کانونهای سرمایهگذاری اکوتوریسم تبدیل کرد.
حمایت از بوم کسبوکار (Ecosystem of Business): مسئولان باید با اعطای تسهیلات و آموزشهای تخصصی، کشاورزان و جوانان را تشویق کنند تا سرمایههای سرگردان را به سمت ایجاد اقامتگاههای بومگردی، تولید صنایع دستی، و بستهبندی محصولات محلی هدایت کنند.
تعهد به کوسالان: کوسالان باید به عنوان "نام تجاری " سروآباد و یک جاذبه گردشگری بینالمللی معرفی شود. هرگونه تخریب آن، بهمثابه شلیک به پای خود و تیشه زدن به ریشه اقتصاد آینده منطقه است.
در پایان باید گفت توسعه سروآباد در گرو حفظ کوسالان است. اگر مسئولان و مردم شهر، منتظر بمانند تا سرمایهگذار بیاید و طبیعت را تخریب کند، هیچ پیشرفت پایداری حاصل نخواهد شد. پیشرفت، در تغییر نگاه از فروش زمین به کارآفرینی بر بستر طبیعت بکر نهفته است. آیندۀ سروآباد را در هماهنگی با کوسالان رقم بزنید، نه در تضاد با آن .
سیروس خدامرادی
آدرس کوتاه خبر: