بازخوانی صلح نوبل از دیدگاه حقوق بینالملل
صلح برنده میشود؟ سید کیهان اسدی- پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
آلفرد نوبل در وصیتنامهاش از داراییِ خود برای اعطای جوایزی در چند حوزه سخن گفت؛ از جمله «صلح» که به شکل مشخص برای کسانی اختصاص یافت که «برای برقراری پیوندهای برادری میان ملتها، تلاش کردهاند. متن وصیت،
(به مناسبت جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵)جایزهٔ صلح نوبل، از بدو تأسیس تا امروز، یکی از قدرتمندترین نمادهای جهانی برای شناخت کنشگران صلح، حقوق بشر و ارائهدهندگان راهحلهای سیاسی و بشر دوستانه بوده است. این جایزه که ریشه در وصیت آلفرد نوبل دارد، همواره میان نقش نمادین و تعهدات موثر سیاسی / قضایی در نوسان بوده است. این مقاله با رویکردی حقوقی و بینالمللی تاریخچهٔ شکلگیری و سازوکار انتخاب، مصادیق برجسته و درسهای آنها، محل تلاقی جایزه با قواعد و نهادهای حقوق بینالملل، نقدهای اساسی وارد بر فرآیند انتخاب و در پایان مجموعهٔ پیشنهادات اصلاحی هدفمند برای حفظ مشروعیت و تأثیرگذاری جایزه را مورد تحلیل قرار میدهد.
۱. منشاء و روح وصیت آلفرد نوبل: هدف نو و معنای صلح
آلفرد نوبل در وصیتنامهاش از داراییِ خود برای اعطای جوایزی در چند حوزه سخن گفت؛ از جمله «صلح» که به شکل مشخص برای کسانی اختصاص یافت که «برای برقراری پیوندهای برادری میان ملتها، کاهش یا لغو ارتشهای دائم و برپایی کنفرانسهای صلح» تلاش کردهاند. متن وصیت، اگرچه در زبان و نمونهٔ زمان خود نوشته شد، اما سه عنصر کلیدی داشت: ( ۱ ) شناسایی تلاش عملی برای کاهش خشونت بین دولتی؛ ( ۲ ) تأکید بر ابزارهای سازمانیافتهٔ صلح ( مانند کنفرانسها و نهادسازی )؛ و ( ۳ ) اصرار بر اینکه پاداش عملیاتی و نمادین به کنشگران صلح داده شود. این روحِ تاریخی هماکنون نیز خطمشی بنیادی کمیتهٔ نوبل را شکل میدهد، گرچه تفسیر مصداقی « صلح » در یک سدهٔ اخیر دگرگون شده و دامنهاش به حقوق بشر، توسعهٔ انسانی، خلع سلاح و حل مناقشات داخلی نیز کشیده شده است.
۲. سازوکار نهادی و فرآیند انتخاب: استقلال، محرمانگی و قواعد ناپیدا
نهاد رسمیِ اعطای جایزهٔ صلح نوبل عبارت است از «کمیتهٔ نوبل نروژ» که بهصورت مستقل ـ و بر اساس مفاد وصیت آلفرد نوبل و ساختار بنیاد نوبل ـ مسئول بررسی نامزدها و انتخاب برنده است. چند ویژگی کلیدی فرآیند وجود دارد که باید آن را شناخت:
• صلاحیت نامزدهی: طیف وسیعی از افراد و نهادها واجد حق نامزدیاند: اعضای پارلمانها و دولتها، اساتید دانشگاه در رشتههای مربوط، برندگان پیشین، رؤسا و اعضای برخی نهادهای بینالمللی و رهبران سازمانهای صلح و حقوق بشر ( فهرست دقیقِ نامزها از سوی بنیاد اعلام میشود).
• محرمانگی و شفافیت محدود: سوابق نامزدی و مذاکرات کمیته برای پنجاه سال (در بسیاری از موارد) محرمانه است؛ این قاعده هم مزایایی ( محفاظت از نامزدهیهای حساس و جلوگیری از لابیگری مستقیم ) و هم اشکالاتی ( کمبود شفافیت و پاسخگویی عمومی ) دارد.
• زمانبندی عملیاتی: نامههای نامزدی معمولاً تا پایان ژانویه هر سال میرسد، و کمیته در پاییز نام برنده را اعلام میکند؛ مراسم اعطا در ۱۰ دسامبر، روز درگذشت آلفرد نوبل، در اسلو برگزار میشود.
• معیارهای تفسیرپذیر: واژگانی چون «صلح»، «برادری بین ملتها» و «کاهش ارتشها» بسیار کلیاند؛ کمیته در هر دورهای مطابق با شرایط زمانه تفسیر خود را اعمال میکند و همین امر موجب تنوع و در عین حال انتقادات سیاسی دربارهٔ انتخابها شده است.
۳. مصادیق برجسته و پیامدهای حقوقی و سیاسی آنها
پیش از هرچیز باید پذیرفت که جایزهٔ نوبل همواره تنها ستایشِ نمادین نبوده؛ در مواردی پاداشش موجب تغییر نقش سیاسی و محافظت بینالمللی از برندگان شده است. چند مصداق که درسهایی حقوقی و عملی دارند:
• هنری دونان ( Henry Dunant) و آغازگران بشردوستی (۱۹۰۱): نخستین دورهٔ جوایز که به روح بشر دوستانه و اهمیت هنجارهای حفاظت از مجروحان جنگی اشاره داشت. این مصداق نشان میدهد که از ابتدا بین صلح و حقوق بشردوستانه پیوند لحاظ شده است.
• کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) — چندباره دریافت جایزه: نشانگر اهمیت نهادها و حقوق بشردوستانه در میانِ معیارهای کمیته.
• وودرو ویلِسون ( ۱۹۱۹ ) برای اقدام در تأسیس جامعهٔ ملل: نمونهای از حمایت از نهادسازی بینالمللی بهعنوان ابزار صلح.
• نلسون ماندلا و ف. دبلیو. دوکلرک (۱۹۹۳)؛ و اسحاق رابين، شیمون پرز و یاسر عرفات (۱۹۹۴): نمونههایی از اعطای جایزه به چهرههای مذاکرهکننده که همزمان با انتقادات در برابر برخی ابعاد سیاسی عملشان روبهرو شدند.
• لیو ژیائوبو (۲۰۱۰) ( نمادین برای مدافعان حقوق بشر که تحت سرکوب دولتیاند ): نشاندهنده نقش جایزه در «اعطای صدا و دیدهشدن» و گاه در معرض خطر قرار دادن دریافتکنندگان (زیرا دولتهای پاسخگو ممکن است واکنشهای تلافیجویانه نشان دهند ).
• برندگان سازمانی مانند برنامهٔ جهانی غذای سازمان ملل (WFP, ۲۰۲۰) یا اتحادیهٔ اروپا (۲۰۱۲): نمونههایی از تمرکز بر نقش جمعی و نهادهای بینالمللی در مدیریت مسائل ساختاری که منشأ خشونتاند.
درسها: اعطای جایزه به افراد سیاسی یا رهبران در حال حکومت؛ به نهادهای بشردوستانه؛ یا به مدافعان حقوق بشرِ تحت سرکوب هر کدام پیامها و تبعات متفاوتی در قلمرو حقوق بینالملل و عمل سیاسی دارند — از مشروعیتبخشی تا ابزار فشار و حمایت نمادین.
۴. جایزهٔ صلح نوبل و حقوق بینالملل: رابطهٔ نمادین و عملی
از منظر حقوق بینالملل جایزهٔ نوبل خود«قانونی» خلق نمیکند، اما در چند سطح با قواعد و رویههای بینالمللی پیوند مییابد :
1. قابلیتِ مشروعیتبخشی و نرمالیزاسیون (Legitimation): اعطای جایزه میتواند حضور یک ایده یا کنشگر را در نظم بینالمللی مشروع کند؛ این مشروعیت ممکن است دستکم در عرصهٔ دیپلماسی و افکار عمومی منجر به افزایش شانس پذیرش قطعنامهها یا مذاکرات شود.
2. بازنمایی هنجارها و تولید نرمافزاریِ هنجار (Norm Entrepreneurship): جایزه میتواند به توسعهٔ قواعد نو ( مثلاً مبارزه با خشونت جنسیتی، حقوق بشر دیجیتال یا حفاظت از محیط زیست بهعنوان مسألهٔ صلح ) کمک کند.
3. تعامل با نهادهای بینالمللی: برخی جوایز با تقویت نهادهای بینالمللی (مانند UNHCR یا ICRC) موجب افزایش ظرفیت عملی و سیاسی آنها در اجرای وظائفشان میشوند — اگرچه خود جایزه نه مالیات و نه توان اجرایی حقوقی به آنها نمیافزاید.
4. ریسکهای سیاسی و حقوقی: در مواردی جایزه میتواند منجر به تشدید فشار روی دولتی شود که برنده را سرکوب میکند، یا بالعکس مشروعیتبخشی به کنشهایی که توسط سایر بازیگران بینالمللی بهعنوان ناقض حقوق بینالملل تلقی میشوند.
۵. انتقادات اصلی و چالشهای مشروعیتزدا
چند دسته از انتقادات که مشروعیت و تأثیرگذاری جایزه را زیر سؤال بردهاند :
• سیاسی شدن و انتخابهای زودهنگام: اهدای جایزه به رهبران سیاسی در دورههایی که عملکردشان هنوز شکل نگرفته یا در جریان است (مثلاً برخی انتقادات به جایزهٔ سالهای اخیر به رهبران سیاسی)؛ این امر میتواند بازتابی از محافل سیاسی - فشار باشد.
• نبود شفافیت در فرایند انتخاب: محرمانگی ۵۰ ساله شواهد و نامزدها از منظر پاسخگویی عمومی مشکلآفرین است.
• پیامدهای امنیتی برای برندگانِ مخالف دولتها: برخی برندگان در کشورهایی که حقوق بشر را نقض میکنند با محدودیتها، بازداشت یا سرکوب روبهرو شدهاند؛ جایزه گاه بهجای حمایت عینی، فضای خطر را تشدید کرده است.
• دوگانگی میان نماد و عمل: جایزه، نمادین است و ممکن است توقعات عمومی برای تأثیرگذاری عملی را برآورده نکند؛ این امر به انتقادات دربارهٔ «کارآمدی حقیقیِ» جایزه منجر میشود.
۶. پیشنهادهای اصلاحی (از منظر حقوق بینالملل و کارکردی)
برای حفظ مشروعیت و افزایش اثرگذاری، پیشنهادهای زیر همراستا با اصول استقلال بنیاد نوبل و احترام به وصیت آلفرد نوبل است :
1. افزایش شفافیت اختیاری ( بدون نقض استقلال ): انتشار گزارش سالانهٔ خلاصهشدهای از معیارهای عملیِ انتخاب و انگیزههای کلی ( بدون افشای نامزدهای محرمانه ) که به افکار عمومی توضیح دهد چرا یک انتخاب انجام شده است.
2. گسترش دامنهٔ نامزدی به نهادهای محلی و شبکههای جامعهٔ مدنی: امروز بسیاری از نوآوریهای صلح در سطح محلی رخ میدهد؛ دادن صدای رسمیتر به نهادهای محلی موجب تنوع معیار سنجش خواهد شد.
3. ایجاد یک مکانیسم حمایتیِ همراه با جایزه (Partnership for Protection ): بهویژه برای برندگان در کشورهایی که در معرض خطرند، ایجاد هماهنگی میان بنیاد نوبل، سازمانهای بینالمللی (مانند ONUHCHR، UNHCR) و کشورها جهت ارائه حمایت دیپلماتیک، دسترسی به وکلای بینالمللی یا تضمینهای امنیتی ویژه ( البته در چارچوب حقوق بینالملل و حاکمیت دولتها ).
4. کد اخلاقی و تضاد منافع برای اعضای کمیته: تدوین و انتشار روشن ضوابط اخلاقی و مدیریت تضاد منافع برای اعضای کمیته تا هرگونه شائبهٔ لابیگری کاهش یابد.
5. ارتباط مؤثرتر با نهادهای حقوق بشری بینالمللی و سازوکارهای نظارتی: همکاری مستمر با ساختارهای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای تبدیل جوایز نمادین به فرصتهایی برای پیگیریهای حقوقی یا گزارشدهیهای تخصصی دربارهٔ موضوعات مورد توجهِ جایزه.
6. گسترش معیارها به مسائل نوپدیدِ تهدید صلح ( مثلاً تغییر اقلیم، امنیت سایبری، غذا ): تجدیدنظر در تفسیری وسیعتر از « صلح » که بتواند نقش عوامل ساختاری مؤثر بر خشونت و بیثباتی را پوشش دهد.
۷.توصیههایی برای دولتها، جامعهٔ مدنی و رسانهها ( چشمانداز کاربردی )
• برای دولتها: بهرهبرداری از ظرفیتهای نمادین جایزه برای ارتقای دیپلماسی صلح و حمایت از فعالان مشروع حقوق بشر؛ همزمان باید از ابزارهای دیپلماتیک برای کاهش خطرات احتمالی برندگان داخلی استفاده کرد ( مثلاً مذاکرات پشتپرده با نهادهای بینالمللی برای تضمین امنیت ).
• برای جامعهٔ مدنی: تقویت ظرفیت نامزدی و لابی حقوقی - مستدل برای افراد و نهادهای محلی که در پروژههای سازندهٔ صلح فعالاند؛ بهرهگیری از جایزه بهعنوان سکویی برای جلب همیاری بینالمللی.
• برای رسانهها: گزارشدهی متعادل همراه با مطالعهٔ دقیقِ معیارهای انتخاب و زمینههای حقوقی؛ پرهیز از « شاخسازی خبری » و توجه به پیامدهای امنیتی برای نامزدها و برندگان در مناطق حساس.
۸. جمعبندی: نوبل بهعنوان « ابزار نرمِ حقوقی » و تعهد به تقویت صلح ساختاری
جایزهٔ صلح نوبل همچنان یکی از مهمترین ابزارهای نمادین در عرصهٔ جهانیسازی صلح و حقوق بشر است. از منظر حقوق بینالملل این جایزه نه یک حکم الزامآور، بلکه یک منبع قدرت نرم است که میتواند به شکلگیری هنجارها، تقویت نهادها و حمایت از کنشگران مستقل کمک کند البته به شرطی که خودِ فرآیند انتخاب و نهادهای مرتبط با آن شفافتر، پاسخگوتر و حساستر نسبت به پیامدهای عملی انتخابها باشند. پیشنهادهای مطرحشده در این مقاله تلاشی است عملی برای تطبیق میراث تاریخی نوبل با نیازهای پیچیدهٔ صلح در قرن بیستویکم: از حمایت از مدافعان حقوق بشر تا شناخت و پاداش تحولاتی که خشونت ساختاری و علل ریشهای آن را هدف قرار میدهد.
فراخوان نهایی: جامعهٔ بینالمللی، نهادهای حقوقی و سیاستسازان داخل کشور باید جایزهٔ نوبل را نه صرفاً یک مناسبت نمادین، بلکه فرصت بازسازی و تقویت سازوکارهای صلحآور بدانند؛ بهویژه در موقعیتی که چالشهای بینالمللی ( تغییر اقلیم، جابجاییهای اجباری، فناوری و امنیت ) صلح را در سطح ساختاری تهدید میکنند. اصلاحات نهادیِ کمّی و کیفی پیشنهادی در بالا میتواند به حفظ و ارتقای این میراث کمک کند تا صلح نوبل همواره پلی بین ارزشهای زمانه و ضرورتهای حقوقی و انسانیِ عمل باشد.
S.kayhanasadi@gmail.com
آدرس کوتاه خبر: