طرح مسائل اختلافات مذهبی و قومی و بزرگنمایی آن توسط دشمن موجب میشود که اولویتهای بالقوه امنیتی به جای دفاع از کشور صرف تنازع داخلی شود و کشور ضربه ببیند و به اعتماد عمومی خدشه وارد شود.
که مردمانش تلخی زهر را چشیدند…..
...نمیدانم چه کسی وطن را فروخت؟
اما دیدم چه کسانی بهای آن را پرداختند.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزهی رژیم صهیونیستی علیه ایران و دفاع جانانهی ایرانیان داخل و خارج از کشور در برابر جنایات رژیم صهیونیستی با شراکت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی فرصتی برای تامل و تجدید نظر برای همه فراهم کرد.
این جنگ تحمیلی تغییرات زیادی را حتی در ادراکات مسئولین کشور به وجود آورد و همچنین واقعیت مهم شعور و تحلیل ایرانیان برای اتحاد را به رخ دشمنان کشید.
حال که در شرایط نوعی آتشبس هستیم میتوان چندین نکته برای تامل جدی را پیش روی گذاشت.
اولین نکته این است که علیرغم هشدارهای نخبگان، کدام منافع ایجاب میکرد که جمعیتهای وسیعی از اتباع غیرقانونی وارد کشور شوند و علاوه بر فشارهای اجتماعی و اقتصادی در بخش امنیتی برخی از این افراد و برخی نیز با پوشش این افراد با دشمن همکاری کنند و چرا در زمان مقتضی نسبت به این هشدارها هیچ واکنش مناسبی صورت نگرفت؟
نکتهی دیگر آن است که همکاری برخی وطنفروشان با دشمن احتمالا به دلیل فساد، احساس فقر اقتصادی و تبعیضهای اجتماعی و سیاسی صورت گرفنه است.
در تبیین خطرات مسالهی مذموم فساد باید گفت که فساد به دو شکل عمل میکند؛ به عنوان مثال، فساد ممکن است باعث شود که سوداندوزان متقاضی نیروی کار اتباع غیرقانونی باشند و قاچاقچیان انسان؛ اتباع غیرقانونی را به دلیل گردش مالی خوب و با دادن رشوه وارد کشور کنند، یا فساد موجب میشود که اساسا بودجههای کشور به جای آنکه صرف امور مهم اقتصادی، امنیتی و نظامی شود؛ صرف انباشت ثروت و سرمایهی افراد خاص و خروج ارز از کشور شود و مکانیسمهای اجرایی و قضایی را نیز برای برقراری نظم، امنیت و قانون، تضعیف کند.
نوع دیگر فساد موجب بدبینی و ریزش مردم میشود به این شکل که برخی از افراد به دلیل مشاهدهی فساد و اوضاع نا به سامان و ناتراز کشور، ناراضی میشوند و معدودی از نارضیان هم به نوکران بیجیره و مواجب دشمنان کشور تبدیل میگردند.
یکی دیگر از نکات این است که سختگیریهای اجتماعی و سیاسی و تفاوت نگذاشتن میان امر سیاسی و مدنی و امر امنیتی؛ اولویتهای حیاتی کشور که ارتباط به بقای وجودی کشور دارد را با خطر مواجه میکند؛ مثلا طرح مسائل اختلافات مذهبی و قومی و بزرگنمایی آن توسط دشمن موجب میشود که اولویتهای بالقوه امنیتی به جای دفاع از کشور صرف تنازع داخلی شود و کشور ضربه ببیند و به اعتماد عمومی خدشه وارد شود.
بحث دیگری که باید به آن توجه داشت، لزوم کار روی امر تمدنی و استفاده از مدارهای تمدنی فلات ایران در راستای تولید قدرت نرم است که متاسفانه در آموزش و پرورش، رسانهها و دانشگاهها کمتر به اهمیت تمدن ایران و تاریخ ایران، پرداخته میشود و موجب ایجاد افرادی از خودبیگانه با ایرانگرایی و تمدن ایرانی میشود.
امر مهم دیگری که باید به آن پرداخته شود تبدیل تهدیدات خارجی به فرصت مشارکت سیاسی و تبدیل مشارکت سیاسی به ابزار ترفیع جایگاه ایران در روابط بین الملل است که عدم توجه به این مسائل موجب ایجاد حس خودکمبینی ملی و ایجاد انگیزههای مخرب ضد ایرانی در میان معدودی از افراد است.
باید توجه داشت به کارگیری افراد رادیکال، افراد دارای تابعیتهای مختلف، افراد مشکوک مخفی کاری و یا دارای ارتباط با عناصر ضد ایرانی در سمتها و موقعیتهای مختلف یا افرادی که با ظاهرسازی و مقدسمآبی سعی دارند خود را در لایههای مختلف سیستم جانمایی کنند، خطرناک است.
نگاه جامعه به صورت مداوم روی قدرت حاکم است و این خاص فقط کشور ما نیست، در تمام کشورها، مردم، جامعهی مدنی و رسانهها به طور مداوم اصحاب قدرت را تماشا و داوری میکنند و قدرتی در این بین موفق است که استقرار سیاسی خود را با نوعی مشروعیت و مقبولیت عمومی گره بزند تا عموم مردم به شکل حداکثری قدرت را نمایندگی اجرایی، فرهنگی، قضایی و قانون گذار خویش بدانند و تقویت امر دموکراتیک و آموزش کنشگری معطوف به اتحاد، توسعه و پیشرفت یکی از مهمترین امور به دوش حاکمیت است.
نگاهی به بیانات مهم رهبری گرانقدر انقلاب، سخنان جدید و ایجابی روسای قوا، اظهارات مشاورین رهبری و برخی افراد نزدیک به حاکمیت مستقر کشور نشان میدهد که خود نظام در حال نوعی اصلاح هوشمند از بالاست و در این میان افرادی که چندان اقبالی در میان مردم ندارند یا سیاستهای رسانهای یک سویه در صدا و سیما و مسائلی از این دست اخلالهایی را در مسیر این اصلاحات هوشمند و از بالا ممکن است ایجاد کنند که باید نسبت به آنها نیز تامل داشت.
نظام جمهوری اسلامی ایران آخرین نیروی سیاسی مسلح و قدرتمند در کشور است و تضعیف آن به تضعیف مرکزیت سیاسی کشور و سپس تضعیف جغرافیایی و حتی فروپاشی سرزمینی ایران منجر خواهد شد لذا مسئولیت حاکمیت، مسئولیت نخبگان و آحاد مردم در این برهه از تاریخ این است که با اتحاد و همدلی در این شرایط آشوبناک جهان که قدرت های جهانی برای تعریف جدیدی از نظم با هم درگیر هستند و دشمنی وجودی نیز کمین کرده، این است که با مسائلی که وطن فروشی را توجیه و شر را برسازی میکنند مقابله کرده و خائنین چه در لباس مفسد و چه در لباس جاسوس را تضعیف کنند که بقا، دوام و قوام ملک و ملت در این است.
قطعا در این بین مسئولیت حاکمیت بسیار بیشتر است، نگاهی به سخنرانی متین و زیبای رهبر انقلاب در جمع مسئولان قضایی در مورد لزوم فسادستیزی، لزوم درک عظمت حمایت کلیت مردم با سلایق، تفکرات و پوششهای متفاوت از ایران، تاکید ایشان بر لزوم حفظ اتحاد ملی یا حرکات اخیر صدا و سیما که به چهرهها و سلایق مختلف تریبون میدهد از برخی نشانههای مهم برای بازآفرینی و معنا بخشی به امر سیاست داخلی است که قطعا در کنار بازآفرینی و معنا بخشی مفهوم بازدارندگی که اوجاش را با آزمایش زیر مداری ماهواره بر قاصد ۳ و گسترش همکاریهای دفاعی ایران و کشورهای دوست دیدیم میتواند به فرآیند هویت یابی تمدنی ما کمک شایانی بکند.
توئیت معنادار دکتر ولایتی از مشاوران رهبری مبنی بر لزوم تجدید نظر در رویکردهای منقضی، اظهارات روسای قوهی قضائیه و قوهی مقننه در امور اجتماعی و سیاسی، نشان میدهد که نظام در پی بازسازی حداکثری قدرت ملی است. قدرت و توان ملی قطعا در گرو یک اقتصاد راهگشا، یک توسعهی پایدار و متوازن، یک تجارت پویا و یک تولید ملی در کنار زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی است و در امتداد این زنجیره های ارزش را باید به شکلی جانمایی ملی صورت بگیرد.
برای حل بحرانهای کشور از مشکلات آب و هوایی تا رفع ناترازی انرژی میبایست از حداکثر توان ملی و تمدنی کشور استفاده کرد چرا که رفع مشکلات بنیادی در این زمینهها موجب بازتولید قدرت آموزشی و قدرت نرم و دیپلماتیک کشور هم میشود.
ضرباتی که دشمن به ایران و ایرانیان زد و البته ضربهی محکم متقابل هم دریافت کرد و اگر دوباره ماجراجویی کند ضربات بسیار ویرانگرتری هم خواهد خورد به چند دلیل عمده بود
دلیل اول برتریهای تکنولوژیک و فناورانه از جمله داشتن ماهواره، آواکس و امکانات شنود و رصد مدرن و تسلیحات جدید بود اما دلیل دوم این بود که توانسته بود هم به کشور نیرو نفوذ بدهد و هم از افرادی چه دارای انگیزه و چه بدون اطلاع؛ بهره برداری ضد ایرانی بکند.
چیزی که باید به آن توجه داشت این است که ورود تروریستها به کشور نمیتواند بدون برخی احتمالات در خیانت برخی افراد صورت گرفته باشد.
شناسایی مقر نشستهای فرماندهان، زدن ضربه به محل نشست اعضای شورای عالی امنیت ملی، هدف قرار دادن مقرهای اطلاعاتی و اتفاقاتی از این دست نشان میدهد که ما با سواره نظام و پیاده نظامهای دشمن مواجه هستیم.
سواره نظامهایی در بدنه و یا نزدیک به رئوس مراکز حساس با پوششهاس مختلف و پیاده نظامهایی مانند اتباع غیرقانونی یا افراد دارای انگیزههای مخرب که جا دارد به شکل جدی و فوری این مساله را تدبیر کرد.
منحرف کردن اذهان به پیادهنظامها، صحبت جن و جادو یا متمرکز شدن روی مباحث بی کیفیت و قدیمی تقلیل دادن مسالهی خیانت و ریشههای آن است و زدن ضربه به وطن فروشان دارای دسترسی به اسناد، اطلاعات و اماکن یکی از مهمترین وظایف فعلی نظام حکمرانی است.
تمام این روزها و شبها برای ما درس بود و درس… روزها و شبهایی که در آسمان ریز پرندهها غرّش میكردند، بعضي از مردم لرزیدنت، ولی پدافند جان برکف جانانه در مقابل آنها ایستاد اما این پایین، عدهای با پرچم لبخند، دل به دشمن سپردند… نه خاک را دیدند، نه خون را… فقط سود را شمردند!! ولی سربازانی بودند که جانشان را در راه وطن فدا کردند در حالی که وطنفروشان در جای جای ایران، ریز پرندههای متخاصم را برای چندغاز به هوا بلند کردند و برای دشمن دم تکان دادند.
وطن فروختنی نیست..
ما در مقابل خیانت عدهای بیریشه به ایران، شاهد یک حماسهی میلیونی حمایت از ایران توسط اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بودیم که نوید آیندهای روشن را میدهد اما نباید مسالهی خیانت به وطن و خیانتکاران را هیچگاه فراموش کرد چون خیانت آنها تهدیدی وجودی را ایجاد کرد و این تهدید تنها با دوری از موازی کاری، پایش، شایستهسالاری، تدبیر و پیگیری و توجه به اولویت های امنیتی قابل خنثی شدن است.
اگر ايران به جز ويرانسرا نيست،
من اين ويرانسرا را دوست دارم
آدرس کوتاه خبر:
